علامه احمد مفتي زاده و كردستان
بهزاد خوشحالی
Allame Ahmad moftizade & Kurdistan
Behzad Khoshhali

هدف از گرد آوري اين مجموعه،آشنايي با يكي از پراهميت ترين دوره هاي تاريخ كردستان و ايران است.خوانندگان اين مجموعه با بسياري از رويدادها و شخصيت هاي آن دوران آشنايي دارند،اما آشنايي با انديشه هاي آنان در همان عصر،وجايگاه انديشه ورز ايشان از زبان خود آنها بسي جالب تر مي نمايد.
سرزمين كردستان در آن دوران،روزگار نگراني هاي سياسي و اضطراب هاي اجتماعي از يك سو و كشاكش هاي مسلكي از سوي ديگر بوده است،عصري كه يكي از پرتلاطم ترين دوره ها در تاريخ نوين ايران و دوره اي است كه انقلاب ايران به بار نشست،دوران بي ثبات گذار را پشت سر نهاد و دوره ي ناآرامي كردستان را تجربه كرد.
مجموعه ي حاضر،سرگذشت چگونه انديشيدن و چه كردن،چگونه تلقي كردن و چگونه پنداشتن،چگونه تاثيرگذاردن و چگونه تاثير پذيرفتن،و چه بودن ها و چه شدن ها در اين دوران سركش است.
شايد انديشه نگاري نسلي از بزرگترين معماران تاريخ معاصر پس از انقلاب،آن هم از زبان همين معماران،آسان ترين راه براي درك واقعيات آن دوران باشد...
تاريخ خود را تكرار مي كند و چون حالت هاي كنوني چيزي جز بازگشت به حالت هاي گذشته نيستند،به همين خاطر،آگاهي از تحولات گوناگون و پياپي گذشته،كليد ورود به دنياي آينده خواهد بود...فراموش نكنيم:تاريخ كتابي است كه ما مي نويسيم و خود نيز درآن نگاشته مي شويم...
اين مجموعه كه از مطبوعات ايران در سال هاي57و58و59استخراج شده است،تقديم خوانندگان گرامي خواهد شد.
پيام علامه احمد مفتي زاده رهبر مذهبي كردستان:فريب نيرنگهاي سرسپردگان رژيم سابق را نخوريد.
علامه احمد مفتي زاده از رهبران طراز اول كردستان طي پيامي به مردم هشدار داد كه فريب نيرنگهاي گوناگون دشمن را نخوريد. در قسمتهايي از اين پيام آمده است:موقعيت انقلابي ما در مقايسه با شرايط پيشرفت تدريجي انقلاب زودرس بود و لذا اگر نيروهاي نظامي و انتظامي خيلي زود اعلام همبستگي با ملت كردندو دست خود را با جنگ داخلي طولاني نيالودند. در برابر مزدوران رژيم رژيم سابق اينجا و آنجا هستند كه چون حيات خود را رو به نابودي ميبينند با وسائل و عناوين مختلف ميخواهند دردسر براي مردم ايجاد كنند و اذهان را از مسير واقعي انقلاب منحرف سازند. يكي از اين افراد مزدور شخص سرشناسي بنام شيخهاديهاشمي است كه اسناد بدست آمده از ساواك سنندج نشان ميدهد وي پولهاي كلاني براي لشكر كشي به شهرها و روستاهاي كردستان جهت سركوبي انقلاب از ساواك گرفته است. اين شخص سه بار به بخش كامياران و يكبار با افراد مزدورش به پاوه حمله كرد و اخيراً نيز كشتار فجيع قروه را بوجود آوردكه در توجيه آن اختلاف مذهبي را پيش كشيده است درحاليكه اين ادعا ياوه اي بيش نيست و دژ جنگي او توسط مبارزين قروه فتح شد و اكنون كه متواري است و با نوشتن نامه به شهرها و روستاهاي استان كردستان استمداد ميكند كه چون او سني است اهل تشيع به او حمله كردهاند! هموطنان آگاه باشيد و فريب نيرنگهاي گوناگون دشمن را نخوريد. علامه احمد مفتي زاده در پيام خود ضمن اشاره به وقايع اخير كردستان بار ديگر تاكيد كرد كه مردم كردستان همراه برادران اهل تشيع خود در پيروزي انقلاب شكوهمند ايران جان بر كف تلاش خواهند كرد. (كيهان1/12/1357)
علامه احمد مفتي زاده: گويشهاي محلي رسميت مييابد
سنندج – زبان كردي و ديگر گويشهاي ريشه دار ملتهاي مسلمان ايران كه قبلاً لهجه توصيف ميشدند همانند زبان فارسي رسميت خواهند يافت و از اين پس ميتوان در مدارس و مراجع رسمي محلي با آن تكلم كرد و نوشت. اين مطلب را علامه احمد مفتي زاده، رهبر مذهبي سنندج و سرپرست شوراي انقلاب اين شهر در گفتگوئي با خبرنگار كيهان اعلام كرد.وي افزود: بر اساس توافقهائي كه با امام خميني به عمل آمده است، تمام ملتهاي مسلمان ايراني آزاد خواهند بود كه ويژگيهاي قوي خود را احيا كنند. لباس محلي بپوشند و يا به زبان مادري تكلم كنند. وي همچنين گفت:مقدمان اوليه نشر و چاپ كتابهاي درسي و مطبوعات به زبان كردي فراهم شده است و چنانچه دربرنامه تنظيمي اشكالي پيش نيايد در سال جاري و بطور قطع از سال آينده تدريس زبان كردي در مدارس آغاز خواهد شد و اين برنامه در سطح دانشگاه هم اجرا ميشود. مفتي زاده اضافه كرد: از نظر آشنا كردن معلمان با چگونگي تدريس زبان كردي پيش بيني لازم به عمل آمده است و 200 نفر ديپلمه از ماهها قبل آموزشهاي لازم را ديدهاند تا معلمان مدارس را توجيه كنند. مفتي زاده همچنين در يك مصاحبه راديويي كه از فرستنده سنندج پخش شد مسايل ياد شده را بار ديگر تائيد كرد.(كيهان7/12/1357)
علامه احمد مفتي زاده رهبر مذهبي سنندج: از حق خود مختاري كردها صرفنظر نميكنيم.
از امام خميني، براي جلال طالباني تقاضاي ملاقات كردم.
خود مختاري كردها، مرزهاي جغرافيايي را تغيير نميدهد.
كردها به برنامه تلويزيوني دو شب قبل كه در آن دو تن به عنوان نمايندگان كردها معرفي و با آنها مصاحبه شد اعتراض كردند.كردها شركت كنندگان در اين برنامه را نمايندگان خود نميدانند به عقيدهاين هموطنان كه به اخبار صدا و سينماي انقلاب تلفني اعلام داشتهاند علامه احمد مفتي زاده نماينده واقعي مردم كردستان است گرچه مصاحبه اي كه چندي قبل با ايشان انجام شده بود و به علت كثرت مطالب و چاپ آن به تعويق افتاده بود روز گذشته در كيهان چاپ شد، اما به لحاظ اهميت موضوع، كيهان با استفاده از يك فرصت كوتاه توانست با ايشان گفت وگوي ديگر درباره مسايل خاص اين منطقه داشته باشد كه آن را ميخوانيد:
ـ در پي پيروزي ملت ايران بر استبداد، در كردستان مسئله يا مسائلي پيش آمده است. لطفاًً بگوييد اين مسائل چه هستند؟
خود مختاري، حق طبيعي
كردستان خواستار ابتدايي ترين حق انساني خود شده است. در ايران تنها زبان فارسي، زبان رسمي است. اما غير از مردم "فارس زبان" مردم ديگريي هم در ايران هستند، از جمله مردم كرد. مجموعه ي اين ملتها با زبانها و فرهنگهاي مختلف، ملت بزرگ ايران را تشكيل ميدهد. در نظام استبداد شاهنشاهي مردم غير از "زبان فارسي" از حق طبيعي و اسلاميشان كه زبان و فرهنگ و خودشان بود محروم بودند و اكنون در اين بامداد آزادي، كردستان حق طبيعي و خداداديش را ميخواهد
-براي اين خودمختاري حدود هم تعيين ميكنيد؟
ـ ركن اساسي خود مختاري، آزادي فرهنگي و بخصوص آزادي زبان است. اما متناسب با نوع حكومت در اسلام ميتوان خودمختاري را شامل بسياري از مسايل انساني ديگر دانست و از جمله جز در سياست بين المللي تمام اجزاي يك مملكت اسلامي ميتوانند از تمام جهات در امور داخلي اختيار داشته باشند.
-طرح خواستها به صورت مرحله اي، عملي تر است يا نه؟
-پياده شدن درخواستها مسلماً مرحله به مرحله خواهد بود. ولي قبول آن و اقرار به حق كردن نبايد مرحله اي باشد. بايد قاطع باشد.بنا به توافقهايي كه اول همين سال كه هنوز امام خميني در نجف بودند، و بعد كه به ايران آمدند و من خدمتشان رسيدم، انجام شد،، مسئوولان مدرسه سنندج را دعوت كردم و اعلام كردم كه از اين پس در سرتاسر كردستان، زبان رسمي اول، زبان كردي است و زبان فارسي به عنوان زبان واحد تمام ملت ايران هميشه در كنار زبان كردي خواهد بود و آن را تغذيه ميكند.
موضع طالباني
-براي اين رفورم فرهنگي آمادگي هم داريد؟
ـ وقتي كه در نظام سابق نوشتن و نيز چاپ كتاب از جرمهاي بزرگ سياسي به حساب ميآمد، جواب شما مسلماً منفي است.
-بنابراين مشكل بزرگي در راه خواست شما وجود دارد؟
ـ اجراي اين هم مرحله به مرحله خواهد بود. مهم اين است كه تا چه حد شرايط مساعد باشد و انقلاب بتواند خواستهاي ملت ما را تأمين كند.
- نقش و موضع "طالباني" در اين قضيه چيست؟
ـ طالباني هم يكي از رهبران سياسي حركت ملي كردستان عراق است و منعكس كننده خواست آنها، حتماً اطلاع داريد كه حدود يك قرن است كه كردها در عراق، ايران و تركيه براي بدست آوردن حقوق ملي و فرهنگي خود مبارزه ميكنند. در عراق اين جريان شديدتر و تقريباً مستمر و متوالي بوده است. و مردم اخيراً براي استرداد حقوق خود راهشان را با جلال طالباني پيش گرفتهاند.
-وضع در تركيه در چه مرحله اي است؟
ـ در تركيه حركتي و قوي و مستمر آنچنان كه در عراق هست وجود ندارد و نيز آن آزادي حركتي كه در ايران به واسطه انقلاب اسلامي پيش آمده در آن جا نيست. بدين سبب خواستهها هنوز به طور غير منظم و با صداي غير رسا اعلام ميشود.
-خودمختاري كردستان ايران با توجه به اينكه كردها در كشور تركيه و عراق و ايران ساكن و پراكندهاند، مقدمه ايجادمرزهاي تازه كشوري نخواهد شد و دولت ايران نبايد نگران اين پيش آمد باشد؟
ـ در ديدار قبليم با امام خميني، درباره مسأله كردها و جلال طالباني با ايشان مذاكره كردم و خدمت ايشان عرض كردم ميتوانند جلال طالباني را به حضور بپذيرند و او را اميدوار كنند كه ايران مسلمان آزاد ميتواند پشتوانه اي براي تمام مستضعفين دنيا باشد. از جمله ملت مستضعف كرد كه از حقوق ملي و فرهنگي خود محروم مانده است و اين به معناي عوض شدن مرزهاي جغرافيايي نيست. نه، ايران هميشه ايران است اما ميتواند به دفاع از مسلمانان فيليپين قيام كند. يا به دفاع از مسلمانان فلسطين و اريتره. و همين طور به دفاع از مستضعفين آمريكاي لاتين و آفريقا.
خودمختاري سياسي
- الگو و نمونه اي براي خود بيان نوع خودمختاري كه طالب آن هستيد ميشناسيد؟
ـ آمريكا از نظر بسياري از مسايل ياجماهير متحد شوروي و يا چكسلواكيا كه دو ملت چك و اسلاو در آنجا هر كدام داراي خودمختاري كامل هستند. و به هيچ جاي مملكت و به هيچ جاي استقلال آنها هم صدمه نميخورد.
-ملتها و ايالتهاي خودمختار عموماً از نظر اقتصادي خودكفا هستند. يعني استقلال اداري و فرهنگي آنها بر استقلال اقتصادي شان استوار است. كردستان چنين تواناييهايي دارد؟
ـ دو جواب به شما ميدهم. اول: همانطور كه به روزنامه نگاران خارجي و نماينده لوموند گفتم در گذشته ثروتهاي مملكت عموماً به تاراج رفته است. اگر آنچه از كردستان يا هر ناحيه ديگر به دست ميآمد خرج عمران و پيشرفت آن مناطق ميشد، هركدام از اين مناطق ميتوانستند از نظر اقتصادي خودكفا باشند. با توجه به اين واقعيت الان اگر بخواهيم خودمختاري را شامل وضع اقتصادي هم بكنيم، ستم كردهايم.. جواب دوم: به مقتضاي نص قرآني:"و خلق لكم ما في الارض جميعاً" تمام آنچه در زمين هست براي تمام انسانها آفريده شده. درگوشه اي از كره زمين اگر حكومتي اسلامي و فراگير بوجود نيايد، هر ثروتي كه به دست ميآيد براي تمام بشريت خواهد بود.ملتهاي كوچك كه تحت عنوان ملت ايران در يك نقشه جغرافيايي جمع هستند حداقل تطبيق اين حكم قرآني هستند. كه هر ثروتي از اين مملكت به دست ميآيد بايد براي تمام ملت ايران خرج شود.
-اگر در زمينه خودمختاري، خواست شما قبول نشود؟...
ـ تمام ملت ايران يكپارچه و هماهنگ در اين مبارزات طولاني شركت داشتند به اميد ايجاد يك حكومت اسلامي بودند و مسلمانان از جمله كردها اطمينان داشتند كه در حكومت اسلاميخواستههايشان تأمين ميشود.لذا بعيد به نظر ميرسد كه اين حكومت در برابر مردم مسلمان بي تفاوت بماند و موضعي نامشروع بگيرد. اگر اين فرض بعيد تحقق يابد، بي ترديد هيچ ملتي حق ندارد از حقش صرفنظر كند، زيرا در منطق اسلام مظلومي كه تن به ستم ميدهد منفورتر از ستمگر است.(كيهان8/12/1357)
علامه احمد مفتي زاده و کردستان(۲)
امور داخلي بايد به دست مردم كردستان داده شود.
"احمد مفتي زاده" يكي از رهبران مردم كردستان روز پنج شنبه گذشته در قم اعلام كرد كه استان مرزي ايران، هيچگاه از كشور جدا نخواهد شد. احمد مفتي زاده كه بلافاصله پس از نطق آيت الله خميني در مدرسه فيضيه قم به سخنراني پرداخت اظهار داشت: "كردستان جزء جدايي ناپذير ايران است و مردم كردستان بطور كامل از جمهوري اسلامي حضرت آيت الله خميني پشتيباني ميكنند". مفتي زاده ادامه داد: "تنها چيزي كه مردم كرد خواستار آنند قيد و تضمين حقوقشان در قانون اساسي جديد است كه قرار است تدوين گردد و بعداً به تصويب مجلس موسسان برسد".(اطلاعات12/12/1357)
پشتيباني رهبر اهل تسنن از بازرگان
احمد مفتي زاده رهبر اهل تسنن در پيامي كه براي مهندس مهدي بازرگان فرستاد،پشتيباني خويش را از ايشان اعلام نمود. در قسمتي از پيام آمده است: جنابعالي وظيفه اي بس عظيم را تعهد كردهايد هرچند شايستگيها از بسياري از جهات در وجود جنابعالي جمع هست. اما موانع و مشكلات نيز فراوان است. خداوند يارو مددكار شما باشد. (كيهان15/12/1357)
علامه مفتي زاده رهبر مذهبي مردم سنندج: جمهوري اسلامي آزادي خلقها را تأمين ميكند.
سنندج احمد مفتي زاده يكي از رهبران مذهبي – ملي كردستان در مصاحبه اي با خبر نگاران موجوديت حزب مساوات اسلامي را كه خود رهبري آنرا به عهده دارد اعلام كرد.وي درمورد جمهوري اسلامي چنين گفت: كلمه جمهورري اسلامي تعبيري است كه بناچار ما براي سيستم حكومت اسلاميبايد انتخاب كنيم درصورتي كه جمهوري اسلامي خيلي دمكراتيك تر از انواع دموكراسيهاي ديگر است كه در دنيا وجود دارد مفتي زاده همچنين گفت: در نظام حكومتي اسلام تمام ملتهايي كه داراي زبان ملي و فرهنگ منطقه اي هستند داراي آزادي كاملي هستند در اسلام اقليتهاي غير اسلامي و حتي و چپيها عموماً با اين شرط كه موجوديت مكتب و نظام خود را معرفي كنند و در برابر آن متعهد بشوند داراي خودمختاري هستند اما حقوق و امتيازات مليتهاي اسلامي چيزي بالاتر از خودمختاري است وي اضافه كرد دستههاي غير اسلامي هستند(چپيها) كه وانمود ميكنند خواستار حقوق ملت كرد هستند اما روش درخواست آنها با فهم اسلامي و حكومت اسلامي سازگاري ندارد و همين كار را با اشكال مواجه ميكند والا اين مسائل خيلي زود حل ميشوند احمد مفتي زاده در زمينه مشورتهايش در مسائل جاري مملكت و بخصوص كردستان با امام خميني گفت: در مورد مسائل كلي بطور مكرر با هم مشورتهايي داريم كه در مرامنامه حزب مساوات اسلامي بطور اختصار گنجانده شده كه عبارت است از چهاربخش اساسي – اول اشتراك دوفرقه شيعه و سني در تمام كارهاي تدوين قانون اساسي و قانونگذاري و ساير موارد و هر نوع اقدام اجرائي، دوم تساوي حقوق ملي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي تمام ملتهاي مسلمان فقط در ايران و در آينده در همه جا، سوم تعيين حدود اسلاميخودمختاري براي اقليتهاي مذهبي است كه موجوديت و ذمه خودشان را معلوم كند وي افزود: متاسفانه ميبينيم با اينكه رژيم عوض شده اشخاصي هستند كه يا شرايط را درك نميكنند يا اينكه به اسلامي بودن انقلاب ايمان ندارند و به صورت خيلي ضعيف ميخواهند مانند رژيم گذشته نحوة احقاق حق را بين مردم ترويج دهند كه البته در كردستان ملت عموماً مسلمان هستند و ميخواهند طبق ضوابطو اصول اسلامي به حق خود برسند وي همچنين گفت مطلب چهارم اجراي نظام اقتصادي و اجتماعي اسلام است، حكومت اسلامي حكومت مستضعفين است كه اينها بايد بر كارهها تسلط داشته باشند و قبل از هر چيز بايد حقوق مادي و معنوي آنها تأمين شود بايد تنظيم برنامه اقتصادي حكومت اسلامي در جهتي باشد كه براي تمام قشرهاي مستضعف در آن حد متوسط زندگي تأمين شود.(كيهان20/12/1357)
خبرهاي خبرگزاري پارس
خبرگزاري پارس نيز پيرامون وقايع سنندج ديشب گزارشي به اين شرح منتشر كرده است:
سنندج – خبرگزاري پارس : بدنبال تيراندازيهاي متفرقه عصر ديروز سنندج كه منجر به كشته شدن يك نفر و زخمي شدن سه نفر با اسلحه گرم شد ودكاكين و بازار بسته شد، بعدازظهر ديروز آقاي "احمد مفتي زاده" رهبر ملي و مذهبي مردم كردستان طي يك پيام تلفني كه از شهر سقز فرستاد و از تلويريون سنندج پخش شد از اين واقعه ابراز تاسف كرد و گفت: "علت بروز تيراندازي اين بوده است كه كميته ستاد عمليات انقلاب اسلامي در سنندج، چندي پيش يك مقدار وسايل فني براي حفظ نظم از لشكر كردستان درخواست كرد، ولي لشكر 28 سنندج تحويل آنها را منوط به كسب اجازه از ستاد ارتش ملي ايران كرده بود كه اين امر يعني عدم موافقت لشكر متاسفانه باعث تحريك احساسات عدهاي از همشهريان ما ميشود و در نتيجه آشوب امروز سنندج پيش مي آيد. "مفتي زاده" در پيام خود، مردم را از هر گونه عمل خشونت آميز برحذر داشت.
خبرنگار خبرگزاري پارس در سنندج، كسب اطلاع كرده است كه فردا بهمين مناسبت، قرار است بعنوان اعتراض به تيراندازي به سوي ستاد عملياتي انقلاب اسلامي سنندج، بازار و دكاكين اين شهر تعطيل عمومي بشود. و در مسجد جامع اين شهر تحصن اختيار نمايند زخمي شدگان كه در حال حاضر در بيمارستان اين شهر بستري هستند، هر سه جوان هستند.(اطلاعات28/12/1357)
اعلاميه آقاي مفتي زاده درباره ترك مخاصمه سنندج
امروز اين اطلاعيه از صداي انقلاب اسلامي ايران قرائت شد:
بسم الله الرحمن الرحيم-به واسطه تفاوت تعبيري كه بين اينجانب"احمد مفتي زاده" وجناب آقاي"عزالدين حسيني"در مورد تشريح خواستههاي ملت مسلمان كرد با وجود انقاق در اصل خواستهها وجود داشته افرادي تصور وجود اختلاف داشتند. با توجه به اين كه در اين شرايط، تصور اختلاف به زيان ملت است در بعدازظهر روزيكشنبه 27/12/57 با حضور چند نفر از رهبران ديني در منزل جناب آقاي "ملا عبدالله محمدي" امام جمعه سقز نظرات خود را مطرح كرديم و بر مسائل اساسي ملت به توافق رسيديم كه اين توافقنامه بصورت قطعنامه 3 مادهاي امضا شده و تكثير ميشود. بنابراين هر دو اعلام ميكنيم كه كسي حق ندارد هيچگونه اعلاميهاي بنام هر يك از ما عليه ديگري منتشر كند. در مورد واقعهاي كه هم اكنون در سنندج جريان دارد بالاتفاق راي خود را مبني بر ترك مخامصه و خودداري از حمله به پادگانها اعلام ميداريم. زيرا در اين شرايط تلاشي، براي حل مسائل روز چه آثار حكومت طاغوتي و اقدامات خشونت آميز رامردود و به زيان ملت و جمهوري اسلامي ايران ميشناسيم. بنابراين قطعاً تاكيد ميكنيم كه همه برادران از اطراف پادگان سنندج دور شوند و كاري نكنند كه مسأله فعلي ما بصورت پيچيده درآيد. (اطلاعات28/12/1357)
توافق نامه3 مادهاي در مورد دفاع كردستان
بدنبال انتشار اعلاميه آقاي مفتي زاده در باره ترك مخاصمه در سنندج، امروز بار ديگر بيانهاي از طرف رهبران مذهبي و ملي كرد از صداي انقلاب اسلامي ايران پخش شد. متن بيانيهاي كه امروز انتشار يافت به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحين - بواسطه تفاوت تعبير بين اينجانب "احمد مفتي زاده" و جناب آقاي "سيد عزالدين حسيني" در مورد تشريح خواستههاي ملت مسلمان كرد با وجود اتفاق در اصل خواستههاي افرادي، تصور وجود اختلاف به زيان ملت است. در بعد ازظهر روز يكشنبه 27 اسفند 57 با حضور چند نفر از رهبران ديني در منزل آقاي "ملا عبدالله محمدي" امام جمعه سقز نظرات خود را مطرح كرديم و بر مسائل اساسي ملت به توافق رسيديم. اين توافقنامه بصورت قطعنامه 3 مادهاي امضاء شده و تكثير ميشود. بنابراين هر دو اعلام ميكنيم كه كسي حق ندارد هيچگونه اعلاميهاي بنام هر يك از ما عليه ديگري منتشر كند. در مورد واقعه سنندج به اتفاق، راي خود را مبني بر ترك مخاصمه و خود داري از حمله به پادگانها اعلام ميداريم زيرا در اين شرايط تلاش ما براي حل مسائل سياسي، مسائل روز و محو آثار حكومت طاغوتي است و اقدامات خشونتآميز را مردود و به زيان ملت و جمهوري اسلامي ايران ميشناسيم. بنابراين قطعاً تأكيد ميكنيم كه همه برادران از اطراف پادگان سنندج دور بشوند و كاري نكنند كه مسأله فعلي ما بصورت پيچيدهاي در آيد.
امضا كنندگان:
سيد عزالدين حسيني امام جمعه مهاباد -احمد مفتي زاده -عبدالله محمدي- امام جمعه سقز -عبدالرحمن طاهري و محمد ربيعي. سقز 27 اسفند 1357(اطلاعات28/12/1357)
مفتي زاده: مردم سنندج را ضد انقلابي نخوانيد
مفتي زاده يكي از رهبران مذهبي كرد كه در سنندج زندگي ميكند گفت: علت درگيري مسلحانه بين مردم اين بود كه ارتش در كردستان از تحويل آن مقدار مهمات و اسلحههايي كه ميبايست براي حفاظت از شهر به مردم تحويل بدهد خودداري كرده است.وي گفت: افراد كميته تحت نظر وي براي گرفتن اين مهمات قبلاً به مسئولان مراجعه كرده بودند ولي به آنها جواب رد داده شد مفتي زاده افزود: زدن هر گونه برچسب غير انقلابي به مردم سنندج مردود است و اين عمل صرفاً بر اثر تحريك احساسات مردم صورت گرفته است.(كيهان29/12/1357)
پيام علامه مفتي زاده به آيت الله طالقاني:بخاطر ناداني عدهاي سنگر جهاد را خالي نگذاريد.
سنندج ـ علامه احمد مفتي زاده رهبر مذهبي سنندج در پيامي به حضرت آيت الله طالقاني ضمن ابراز تأسف از سوي خود و مردم كردستان از واقعه دستگيري عروس و فرزندان ايشان از آيت الله طالقاني مجاهد بزرگ خواست تا سنگر جهاد را به خاطر ناداني عدهاي خالي نگذارد.
بسم الله الرحمن الرحيم
مجاهد نستوه علامه بزرگوارحضرت آيت الله العظمي طالقاني دامت بركاته.
حادثه اسفبار اسائه ادب از طرف افرادي بد نيت يا نادان نسبت به فرزندان آن حضرت مردم كردستان و همه مسلمنان ايران را پريشان و متاثر گردانيد. ملت ايران هرگز تحمل زندانهاوشكنجههاي جسمي و روحي آن بزرگمرد را در راه اسلام كه راه آزادي و بهروزي انسان است فراموش نميكند و بخصوص مردم سرزمين كردستان خاطره سفر پر بركت آن حضرت را به سنندج هميشه زنده نگاه مي دارد و بخاطر دارند كه در كمال حسن نيت و صراحت به نمايندگي از طرف امام خميني حق مشروع خود مختاري را براي مردم اين منطقه در اجتماع با شكوه ميدان آزادي بعنوان حق ديني و خددادي نه منصبي اعطائي فرموديد. كردستان و سراسر ايران اميدوار است كه آن مجاهد بزرگ هرگز سنگر جهاد را بخاطر ناداني عدهاي خالي نگذارد زيرا دشمن اساسي ملت ايران كه استعمارهاي بين المللي است هنوز در روزنامههاي مرزي و سياسي به كمين است و دامهاي تزوير و مردم فربيش گسترده ! و براستي دريغ است خالي گذاردن سنگر از مردي كه طاقت و پايداري عمار و بلال و تقوي و كارداني و شجاعت عمرو علي را از او انتظار داشتيم. سرورم ! طالقاني محبوب ! به سنگر مبارزه بي امانت برگرد و راه را تا پايان با ملت باش كه ملت با تو است. سنندج ـ احمد مفتي زاده(اطلاعات20/1/1358)
مفتي زاده: شوراي شهر سنندج قانوني نيست.
احمد مفتي زاده رهبر مذهبي و سياسي مردم سنندج در مصاحبه با خبرنگار اطلاعات در سنندج، نقطه نظرهاي خود را در باره اوضاع حساس كردستان و انتخابات شوراي يازده نفري سنندج اعلام كرد و افزود كه انتخابات سنندج، مفهوم صحيح برگزارنشده است چرا كه هزاران نفر با راهپيمايي. تحصن و اعتصاب و تعطيل بازار، اعتراض خود را نسبت به تقلب و اعمال زور در انتخابات ابراز داشتند.
آقاي مفتي زاده در پاسخ خبرنگار ما كه پرسيد:آيا تقلب در انتخابات بهمان شدتي است كه انجمنهاي اسلامي ادعاميكنند ؟ گفت: بله و حتي خيلي بيشتر از آن، زيرا آنها در يك اطلاعاتشان محدود است به همان چيزي كه ديده اند. حال آنكه تخلف بيش از آن است و پرونده بسيار قوري از انواع تقلباتي كه در اين انتخابات توسط چپيها گرفته شده، در كميته پنج نفري سنندج موجود است. وي در مورد تلاش گروههاي چپي و اعتراض گرو ههاي اسلامي نسبت به تقلب آنان، گفت: گروههاي چپ تلاش كردند كه جريان راي گيري بنفع يازده نفر گروه (پيشرو) تمام شود و گروههاي اسلامي هم وقتي كه اين تقلبات را ديدند دسته جمعي از اواسط راي گيري آنرا تحريم كردند و حدود 12 هزار نفر از ثبت نام شدگان، در انتخابات شركت نكردند.
اهانت به دختران
وي ضمن اشاره به وقايع و حوادث ناشايستي كه وسيله گروهها در جريان انتخابات روي داد گفت: خود من چندين دختر را ديديم كه هنگام راي گيري توسط چپ نماها و افراطيها مورد اهانت و حتي ضرب و جرح قرار گرفتند و نيز در مسجد جامع، بين متحصنين، بسياري از زنان و مردان سالخورده را ديديم كه با گريه و زاري، جريان پاره شدن شناسنامههايشان را توسط چپيها بيان ميكردند.
آقاي مفتي زاده در مورد تصميم نهايي متحصنين گفت: همانطور كه در قطعنامه خود اعلام كردهاند، آنان با اصل اين انتخابات كه تقلبي است، مخالفند و ميخواهند انتخابات تجديد شود. چه آنان كه راي داده اند وچه آنها كه راي نداده اند همگي نظر به لغو انتخابات داده اند و خواهان تجديد انتخابات با اصول صحيح و دموكراسي هستند.
نتيجه روشن نيست
خبرنگار ما سئوال كرد: به نظر شما انتخابات آزاد بوده است يا نه ؟ و رهبر مذهبي سنندج پاسخ داد:
در ظاهر آزاد بوده و ليكن تهديد و توهين و تقلب بي حساب شده و اين خلاف آزادي است. و در مورد تاريخ قطعي اعلام نتيجه نهايي و رسمي انتخابات گفت كه نتيجه هنوز معلوم نيست و او اطلاعي از آن ندارد.
آقاي علامه مفتي زاده در باره شوراي 11 نفري كه به اين ترتيب انتخاب ميشوند گفت:
بديهي است كه اگر نمايندگان واقعي مردم، وظيفه شورا را بعهده بگيرند، مردم هم با آنها همكاري ميكنند و كار شورا مثمر ثمر خواهد بود ولي چون انتخابات بطور كامل انجام نشده و همانطور كه گفتيم 12 هزار نفر بعلت اعتراض به نحوه انتخابات در انتخابات شركت نكردهاند بنابراين، اين شورا، قانوني نخواهد بود
آينده كردستان
وي سپس نظر خود را راجع به اوضاع حساس كردستان و آينده اين منطقه بيان كرد و افزود: خيلي وقتها در كردستان و در جاهاي مختلف ايران و تمام دنيا ديده شده كه بخاطر كارشكني و اخلاگريهاي مختلف، انقلابها بي ثمر مانده و به نتيجه نرسيده است.
در ايران هم اگر ملت، منتهاي آگاهي خود را بكار نبرد. بيم آن ميرود كه انقلاب،اين بار هم سرنوشتي شبيه 28 مرداد 1332 داشته باشد. بويژه در كردستان احتمال دارد كارشكني و دودستگي ايجاد و آمال چندين قرني ملت ستمديده كرد را كه حالا به سهولت ميتواند حاصل شود، به شكست منتهي كند. آقاي مفتي زاده در پايان افزود: بي ترديد شرايط سياسي كه الان فراهم است، در تاريخ ملت كرد بي نظير بوده و اگر تفرقه اندازيها اين فضاي حسن نيت را تاريك نكند، آينده حقوق اسلامي با ملت كرد روشن است.(اطلاعات25/1/1358)
پيام علامه مفتي زاده
علامه احمد مفتي زاده، رهبر مذهبي مردم سنندج و بنيانگذار حزب مساوات اسلامي ديروز در اجتماع معترضين به انتخابات سنندج كه در ميدان آزادي تشكيل شد پيامي فرستاد، متن پيام چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم
همشهريان گرامي! گويا برادران مسلمان تقاضاي تشكيل مجدد ستاد انقلاب ميكنند و نسبت به شوراي 11 نفري اعتراض دارند. برادران عزيز بايد آگاه باشيد كه هر نظم اجتماعي مبتني بر شورا مقبولترين نوع اداره جامعه را بدست خواهد داد منتهي آنچه كه بايد مد نظر و مورد توجه قرار گيرد سعي در برقراري نظم منطبق بر عدالت اجتماعي و مراعات اصل دمكراسي در جامعه است. منهم مانند شما به هر گونه اعمال نظر و تقلب در انتخابات اعتراض دارم و معتقدم كه همشهريان گرامي بايد احساس مسووليت در مورد كنترل نظم در رايگيري مجدد از روي ترتيبي كه مشخص خواهد شد، نظارت فرمايند و همه بپذيريم كه به مفاد حكم "وامرهم شورا بينهم" مقبولترين نظام عبارت است از شورا ضمناً چون قصد از اجتماع معلوم شدن قدرت اعتراض بود و اكنون كه جمعيتي بزرگ در ميدان آزادي اجتماع نمودهاند قدرت راي مردم آشكار شده و همه اين واقعيت را مشاهده كردهاند و من معتقدم كه ديگر نيازي به ادامه اجتماع باقي نمانده است و بهتر است همه بكار و زندگي خود برگردند.والسلام عليكم و رحمت الله برادر شما احمد مفتي زاده.(كيهان26/1/1358)
تخلف در انتخابات سنندج
احمد مفتي زاده در گفتگو با آيندگان معتقد بود كه تقلبات و تخلفات آشكار در انتخابات سنندج صورت گرفته است و شواهد و مدارك غيرقابل انكاري وجود دارد كه در اختيار شوراي موقت 5 نفري است. احمد مفتي زاده در اين گفتگو همچنين روزنامههاي آيندگان و كيهان را مورد انتقاد قرار داد و گفت: " اين روزنامهها واقعيتها را درج نمي كنند و بيشتر چپگرا هستند. وي همچنين معتقد بود كه هر خبري را نبايد درج كرد و به اختلافها دامن زد. " مفتي زاده در مورد اجتماع پريروز گروههاي اسلامي كه بنا به نظر پرتوماه نماينده آيت الله طالقاني به حد نصاب نرسيده بوده و دليل آنهم شركت 22 هزار بازاري و هزاران نفر دانش آموزان و گروههاي ديگر بوده است كه بالغ بر 30 هزار نفر مي شدند. .(آيندگان27/1/1358)
علامه احمد مفتي زاده و كردستان(۳)
علامه مفتي زاده: اعلام جهاد در سنندج را تكذيب ميكنم.
سندج- علامه احمد مفتي زاده، رهبر مذهبي سنندج، در تماس تلفني با كيهان هرگونه اعلام جهاد از سوي خود را بشدت تكذيب كرد.
وي همچنين گفت:" شايعات مربوط به حضور افراد قباده موقت در سنندج صحت ندارد. من همچنين خواهان تعطيل مراكز چريكها و جمعيت دفاع از آزادي و انقلاب نبوديم و مهلت تعيين شده براي تعطيل صرفاً براي كاهش تشنج در شهر تا تصميم گيري بعدي بود".
علامه احمد مفتي زاده در تماس تلفني با كيهان در مورد راهپيمايي ديروز گفت:" مردم شوراي شهر را غيرقانوني مي دانند و معتقدند هواداران چريكهاي فدايي و جمعيت دفاع از آزادي، موجب ناامني و بي نظمي در شهر شدهاند و چون مردم نمي توانند وجود نظامي آنها را تحمل كنند، لذا ميخواهند كه مراكز موجود، برچيده شود".
وي افزود: من تلاش و سعي خواهم كرد كه از بروز هر حادثه خونيني جلوگيري بعمل آيد.
از طرفي فواد روحاني يكي از اطرافيان علامه مفتي زاده و نفراول شوراي منتخب شهر سنندج در گفتگويي اظهار داشت:
خلع سلاح چريكها صحت ندارد. ما پيش از انتخابات، توافق كرديم كه پس از تعيين اعضاي شوراي شهر،دفاتر تخليه و بجاي آنها پاسداران شوراي شهر و نيروهاي انتظامي مستقر شوند و اكنون كه هيجان عمومي برانگيخته شده است، از چريكها و جمعيت دفاع از آزادي و انقلاب خواستيم كه اين تصميم را چند روز زودتر عمل كنند.(كيهان 28/1/1358)
قبول انتخابات سنندج بهتر از تجديد آن است ـ مفتي زاده
پانصد تن از دانش آموزان پيشگام در دادگستري سنندج بست نشستند.
سنندج ـ خبرنگار اعزامي آيندگان : سنندج كه بدنبال اعلام نتايج انتخابات شوراي 11 نفري و در پي اخطار احمد مفتي زاده به گروههاي مخالف مبني بر تخليه هرچه زودتر دفاتر و تحويل اسلحه ميرفت كه درگير بحران تازهاي بشود با مذاكرات مفصل و طولاني شوراي موقت 5 نفري و استاندار با هر دو گروه اسلامي و پيشرو آرامش خود را حفظ كرد و مردم كه در بيم و انتظار بسر ميبردند كارهاي عادي خود را از سر گرفتند.
احمد مفتيزاده رهبر مذهبي و سياسي گروه اسلامي سنندج در مورد اين اخطار به آيندگان گفت: "مردم از نتايج انتخابات عصباني بودند چون اعتقاد داشند كه تقلباتي صورت گرفته بهمين خاطر پس از اعلام نتايج آرا به خشم آمدند."
مفتيزاده ادامه داد: "من با مردم صحبت كردم و به آنان گفتم بجاي اينكه دستهجمعي حركت كنيد بهتر است چند تن از روحانيان را به عنوان نماينده خود براي مذاكره بفرستيد و اينكه گفته ميشود من تا ساعت 8 صبح به گروههاي مخالف براي تحويل سلاحها و تخليه دفاتر هشدار دادهام. اين البته اولتيماتوم نبوده بلكه براي راضي كردن مردم و فرو نشاندن خشم آنان بوده است تا با فرصتي كه پيش ميآيد. بتوانيم به يك نتيجه مطلبوب و بدون درگيري برسيم."
مفتي زاده در پاسخ اين سئوال كه چنانچه مدارك شما در زمينه تقلب در انتخابات مورد تائيد قرار گيرد و شورا ابطال انتخابات را اعلام كند. آيا شما راضي به باطل كردن اين انتخابات هستيد يا نه. گفت: "من در اين مورد نظرم را اعلام كرده و گفته ام هر اندازه هم كه تقلب شده باشد، قبول آن بهتر است از تجديد انتخابات."
او افزود: "البته ما مدارك غير قابل انكاري در دست داريم كه در اين انتخابات از سوي گروههاي چپي تقلب صورت گرفته است."
كمانگر رييس جمعيت دفاع از آزادي و انقلاب در سنندج به نوبهي خود پيرامون تركيب شوراي 11 نفري اين شهر به آيندگان گفت: "البته در اين انتخابات تقلبات زيادي صورت گرفته كه ما نيز مدارك لازم در دست داريم و در اختيار شوراي موقت 5 نفر گذاشتهايم اما مساله كمبود راي براي ما مطرح نيست. بلكه منظور اين است كه شهر بوسيله شورا اداره شود."
از سوي ديگر ظهر پنجشنبه در شرايطي كه مذاكرات شوراي موقت 5 نفري، استاندار و گروههاي درگير با متحصنان در مسجد جامع ادامه داشت، حدود 500 تن از دانشآموزان پيشگام و گروههاي ديگر بعنوان اعتراض به بي نظميهاي موجود سنندج در دادگستري اين شهر دست به تحصن زدند.
بعدازظهر ديروز، يونسي استاندار كردستان به همراه رييس دادگستري با نمايندگان متحصنان به گفتگو نشست و خواستهاي آنان را مورد بررسي قرار داد.
در اين نشست كه خبرنگار اعزامي آيندگان نيز شركت داشت، استاندار خطاب به فرستاده آيندگان گفت: "ديشب (پنجشنبه شب) تحصن مسمانان در مسجد جامع با توافقهايي كه صورت گرفت شكسته شد."
استاندار افزود: توافقها خيلي كلي بود و هر دو گروه معتقد هستند كه شهر بايد نظمي داشته باشد و اشخاص تهديد نشوند و دانشآموزان و معلمان با اسلحه به كلاس درس نروند.
يونسي اضافه كرد با شروع كار شوراي 11 نفري بسياري از مشكلات خاتمه پيدا خواهد كرد و از خريد و فروش اسلحه و بي نظميها جلوگيري خواهد شد.
استاندار همچنين اشاره كرد با مستقر شدن پليس مردميشهرباني و ژاندارمري همه سلاحها از گروههاي مختلف جمعآوري خواهد شد و فقط اسلحه در دست افراد پليس و ژاندارم خواهد بود و هر كس با اسلحه در شهر ديده شود، اسلحه وي ضبط خواهد شد.
در همين جلسه نماينده دفتر هواداران فدايي خلق به گفته استاندار كردستان در مورد جمعآوري اسلحهها اعتراض كرد و اظهار داشت هنگام امضاي توافقنامه ـ پس از برخوردهاي اوليه ـ وزير كشور گفته بود كه پس از اين سنندج بوسيله پليس و ژاندارم اداره نخواهد شد بلكه اداره امور و انتظامات شهر بر عهده ماموران محلي و مردمي گذاشته خواهد شد. و در مورد جمعآوري اسلحه نيز توافقي صورت نگرفته است.
خبرنگار اعزامي ما در پايان گزارش خود اضافه ميكند در حال حاضر شهر سنندج آرام است و مردم از بعدازظهر پنجشنبه كارهاي عادي خود را از سر گرفتهاند.
در همين حال رسيدگي به شكايات طرفين ـ گروههاي اسلامي و پيشرو ـاز امروز (جمعه) شروع شده و تا 7 روز ادامه خواهد داشت و شوراي موقت 5 نفري به اتفاق دادستان سنندج انجام اين كار را بر عهده گرفتهاند.(آيندگان1/2/1358)
علامه احمد مفتي زاده:از راههاي سياسي با تشنجات سنندج مقابله كنيد.
علامه احمد مفتي زاده در پي تشنج در سنندج طي پيامي از راديوي اين شهر، اعلام جهاد را تكذيب كرد و ضمن دعوت مردم به ارامش، از انان خواست با بحث و مذاكره، تشنجات را بهبود بخشند.
مفتي زاده در پيام خود گفت: اشخاصي وابسته به رژيم سابق كه امتيازاتشان از دست رفته، در سرحدات پايگاههائي بوجود اورده و براي اجراي مقاصدشان با بودجههاي كلاني كه در اختيار دارند مزدور استخدام ميكنند و شايعاتي هم كه در شهر كوجود است از سوي همين عوامل مي باشد.
وي در بخشي ديگر از پيام خود افزود: اگر افرادي در مدارس و در شهر براي جوانان مسلمان ناراحتي ايجاد مي كنند بايد با انها از راههاي سياسي مقابله كنيم نه زور… بعلاوه اين را در نظر بگيريم كه عده زيادي از اين افراد كه فريب خورده و از مسير اسلام دور شدهاند و بدامان مكتبهاي ديگر افتاده اند بخاطر اين است كه اسلام واقعي را نديده اند و متوجه نشدهاند كه اسلام چيست… بايد به انها ميدان داده شود. افراد در فضاي باز بحث كنند در مدارس و در اجتماعات، تا حقيقت اسلام را درك كنند و روشن شوند. آنگاه مي بينيد كه از صد نفر 2 نفر ميمانند كه از اسلام كناره گيرند.
علامه مفتي زاده در قسمتي از پيام خود به مردم سنندج اشاره به سياستهاي ديني شاه سابق كرد و گفت:جوانها در سابق فكر ميكردند جامعه اسلامي است و بهمين جهت از اسلام متنفر شده بودند و حالا كه اختناق شاهي نمانده مسلماً گرايش به طرف اسلام واقعي در جوانها بوجود خواهد امد.
وي سپس گفت: هيچ مصلحت نيست كه برادر كشي در شهر راه بيفتد و جهادي هم كه من اعلام كردم بد معني شده است جهاد به معني تلاش و كوشش براي خير و سعادت جامعه يعني تلاش براي ريشه كن كردن ان چيزهائي كه دروغست و خيانت و مضر است به حال جامعه.
علامه احمد مفتي زاده همچنين از مردم خواست كه از احساسات تبعيت نكنند و از ان خائناني كه جوانهاي با ايمان را تحريك مي كنند و كشتار بوجود مي اورند، پيروي نكنند و افزود: ميدانم كه خيلي از شما رفتار ناروا در مدارس را در جريان انتخابات ديده ايد وليكن اين باعث نميشود كه در شهر كشتار براه بيفتد ما تلاش مي كنيم كه براههاي منطقي عوامل ناراحتي مسلمانان را بر طرف كنيم.
وي در پايان گفت: مفهوم صحيح دموكراسي اينست كه اقليت تابع اكثريت باشد. انها كم كم درك خواهند كرد كه راهشان غلط است و متوجه خواهند شد كه اگر دموكراسي و نظام دموكراتيك بخواهند صحيح نيست كه اقليت به اكثريت جامعه اهانت و تحكم كند. در موارد مختلف مذاكراتي شده و راه حلهائي پيدا شده و سعي خواهيم كرد اين راه حلها به نتيجه برسد و اگر نرسيد و هيچ راه حلي نماند انوقت است كه دست و بازو بكار انداخته شود.
وي بارديگر از مردم تقاضا كرد تا زماني كه لازم به استفاده از زور نيست،از درك صحيح و منطق پيروي كنند. (كيهان 18/2/1358)......
اطلاعيه علامه مفتيزاده
سنندج ـاين اطلاعيه ديروز از طرف علامه احمد مفتيزاده خطاب به كليه صاحبنظران مذهبي ـ سياسي ـ ملي با هر نوع ايدئولوژي و نظر و انديشه فكري و سياسي انتشار يافت: بسم الله الرحمن الرحيم- هموطنان عزيز گرفتاريها و محروميتهايي كه ملت كرد را زمان رژيم سنم پيشه شاهنشاهي از كورش تا آريامهر تحمل كرده و در اين راه جانبازيها و فداكاريهايي داده است كه برگهاي زرين تاريخ را با خون شهداي خود به ثبت رسانيده است و اكنون كه قيام با عظمت ملتهاي مسلمان ايران به ثمر رسيده به جمهوري اسلامي با نظام دادگسترخود جايگزين رژيم فاشيست و ديكتاتوري شاهنشاهي شده است. ملت كرد همانند ساير ملتهاي آزاده ايران از كليه حقوق ملي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي بايد برخوردار باشد و براي تهيه و تنظيم برخورداري از اين حقوق شرعي و انساني و به دست آوردن خودمختاري در چارچوب جمهوري اسلامي ايران مستقل با تماميت و حاكميت قاطع ارضي آن وظيفه بسيار سنگين ديني و مذهبي و انساني بر دوش يكايك هموطنان كرد سنگيني ميكند كه براي تهيه و تنظيم برنامه صحيح و درست در اين زمينه روز بيستم خرداد ماه جاري در سنندج گردهم آيند و براي تعيين اين حق انساني و احتماعي و شرعي با هم تبادل نظر و كليه آراء و نظرات صاحبنظران مذهبي و سياسي و ملي را يك برنامه كامل و شامل تنظيم نماييم. لذا بار ديگر تاكيد ميكند كه حضور كليه برادران و هم ميهنان و همرزمان كرد در اين گردهمايي بسيار ضروري و حياتي است. بار ديگر به خاطر اينكه اشتباهي براي هيچيك از مبارزين و آزدگان پيش نيايد تاكيد مينمايد كه اين دعوت و گردهمايي خاص يك قشر با يك حزب و يك ايدئولوژي مخصوص نيست بلكه تمام صاحبنظران مذهبي، سياسي و ملي بايد در اين گردهمايي شركت فرمايند. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.احمد مفتي زاده
پاسخ علامه مفتي زاده به آيت الله روحاني
سنندج- خبر نگار اطلاعات: علامه مفتي زاده طي اعلاميه اي به اظهارات حضرت اّيت الله سيد محمد صادق حسيني روحاني كه طي آن در مورد مذهب رسمي كشور بحث كردهاند و در مطبوعات انتشار يافته است پاسخ گفت.
در اعلاميه گفته شده: نظر باينكه نشر اينگونه مطالب در مطبوعات اثر وسيعي در ايجاد تفرق در صفوف مردم دارد اينكار خيانتي است به انقلاب اسيلامي مردم ايران لازم ميدانم در مورد اين مطالب اخير نيز تذكر دهم. آقاي روحاني بايد متوجه باشند كه هنوز پيش نويس بتصويب نرسيده و مورد اتفاق قانون اساسي، براي توزيع آماده نشده است و هر گونه اظهار نظري در مورد اينگونه پيش نويسها بي اعتبار است.
بعلاوه در مذاكرات اخير با مسئولان، باين توافق رسيديم كه براي استحكام هر چه بيشتر پيش نويس قانون اساسي، قبلا بايد از هر استان دو نفر نماينده انتخاب و دعوت شوند تا با همكاري آنها پيش نويس مورد قبول قانون اساسي در مطبوعات منتشر شود.
مرحلهاي كه بعد از اين مرحله است عبارت خواهد بود از از اينكه پس از تصويب گروهي كه فعلا در كار قانون اساسي فعاليت ميكنند و همچنين نمايندگان استانها بايد پيش از رفراندوم هم يك بار به تصويب رسيده عموم براي اظهار نظر صاحب نظرن گروههاي مختلف منتشر شود و بنظر همه برسد و سپس در مركز مورد مطالعه قرار گيرد و پس از تصويب در اين مرحله براي انتشار به روزنامهها فرستاده و منتشر شو.
با توجه به اين مسأله نامعقول است كسي از قبل در مورد چگونگي قانون اساسي و محتوي آن اظهار نظر كند در اين صورت قانون اساسي آينده جمهوري اسلامي ايران، همان قانون شاهنشاهي خواهد بود.
اين قانون شاهنشاهي بود كه اسلام را به دو فرقه تقسيم ميكرد و در تلاش بود كه بين اين دو فرقه بوسيله قانون و اعمال ديگر ايجاد كدورت و نفاق كند. هر قانوني كه چنين كاري بكند و اسلام را به دستههاي مختلف تقسيم بندي نمايد و براي يكي از دستهها امتيازي نسبت به ديگران قائل شود قانوني است همانند قانون شاهنشاهي و كمترين اعتباري ندارد لذا استدعا مينمايم اين مطلب از سوي آقاي روحاني بار ديگر تكذيب شود و نيز از سوي مراجع ذيصلاح در اين مورد تذكراتي به منطبوعات داده شود كه قانون اساسي تا از مراحلي كه اشاره شد نگذرد و چنين اقدامتي صورت نگيرد هر گونه اظهار نظري در مورد متن آينده قانون اساسي بي اعتبار است.والسلام عليكم ورحمت الله وبركاته. احمد مفتي زاده.(اطلاعات17/3/1358)
مفتيزاده: من كانديداي رياست جمهوري نيستم.
سنندج- خبرنگار اطلاعات:علامه مفتي زاده پس از بيست و پنج روز دوري از كردستان وارد سنندج شد و مورد اسقبال عده كثيري از مردم شهرهاي كردستان قرار گرفت. وي در جمع استقبال كنندگان در ميدان آزادي سنندج پيرامون دانشگاه كردستان و خود مختاري اين استان سخن گفت و اظهار داشت: "خودمختاري همه استانها از جمله كردستان بايد در قانون اساسي پيش بيني شود. طرح مساله خودمختاري موجب شده است كه در بعضي از نقاط كردستان بين برادران شيعه و سني اختلافاتي رخ دهد. من به آن نقاط رفتم و براي آنها توضيح دادم كه در منطقه وسيع كردستان سني و شيعه با هم زندگي ميكنند و خود مختاري كردستان براي همه مردم اين منطقه است"
وي افزود:" اساساً خود مختاري كردستان بدين معني نيست كه شايع كردهاند غير كردها حق زندگي در كردستان را نخواهند داشت. اين شايعات از سوي ضد كردها و نژاد پرستان منتشر ميشود. حس ناسيوناليستي خود را براي حفظ كردستان نگاه خواهيم داشت ولي غير كردها هم تا زماني كه بخواهند در كردستان زندگي كنند قدمشان روي چشم ماست. بويژه خدمات و تخصصهاي آنها براي ما ارزشمند است."
وي اضافه كرد:" مسأله كانديدا شدن من جهت رياست جمهوري كه از طريق راديوهاي مسكو و لندن عنوان آن شده است براي منحرف كردن اذهان و افكار عمومي است تا خيال كنند من براي رئيس جمهور شدن مبارزه كردهام. اين مطلب اصلاً صحيح نيست و من آن را قبول نخواهم كرد.(اطلاعات17/3/1358)
دعوت مفتي زاده براي شركت در كنفرانس20 خرداد سنندج
سنندج- اين اطلاعيه از سوي علامه احمد مفتي زاده انتشار يافت:
"بسمالله الرحمنالرحيم"
هموطن عزيز! گرفتاريها و محروميتهايي كه ملت كرد از زمان برقراري نظام ستمپيشه شاهنشاهي از كورش تا آريا مهر تحمل كرده و مبارزات و جانبازيهاي اين ملت بخاطر رفع ستمها بيش از آنست كه قابل توصيف باشد. اكنون كه قيام ملتهاي مسلمان ايران به ثمر رسيده و بجاي نظام ستمگر شاهنشاهي، نظام دادگستر جمهوري اسلامي استقرار يافته و مسئولان مملكت در برابر خواستههاي ملت كرد از جمله حق مشروع خودمحتاري حسن نيت نشان ميدهند، هر انسان آگاه و دلسوزملت كرد مكلف است آخرين امكانات خود را در راه استفاده صحيح از موفقيت و بخاطر سعادت و تأمين آينده ملت بكار گيرد. بديهي است كه در چنين مسئله اي فرد يا افراد ملت حق تصميم گيري ندارند بلكه تنها راه منطقي اجتماع افرادي از همه قشرها و گروهاي سياسي است. تا از اين طريق عده ي به نمايندگي انتخاب شوند و اين وعده، طرحهاي لازم را براي مذاكره با مقامات مسؤل مملكت تهيه نمايند. افراديكه از اين طريق انتخاب شوند ميتوانند خود را نمايندگان ملت بحساب آورند و به نمايندگي مردم در خير و صلاح آنان تصميم بگيرند براي تأمين اين منظور حياتي و تشكيل چنين اجتماعي يكبار در سقز و بار ديگر در كرمانشاه كوشش شد كه متأسفانه حوادثي موجب نرسيدن به نتيجه نهايي گرديد.
اما به هر حال نمي توان بخاطر بعضي حوادث از آنچه مايه رستگاري و سعادت ملت كرد است چشم پوشيد وناچار بار ديگر از عموم صاحب نظران دلسوز كرد طي قطعنامه اي دعوت شده كه در روز بيستم خرداد ماه جاري در سنندج حضور به هم رسانند و پس از مذاكرات و بررسي نظرات گوناگون و انتخاب بهترين انها عدهاي به نمايندگي انتخاب شوند تا بهترين طرح را براي تأمين خواستههاي گوناگون ملت و از جمله تأمين حق خود مختاري كردستان در چار چوب جمهوري اسلامي ايران تهيه و تعقيب نمايند. بعنوان تأكيد دعوت نامه مندرج در قطعنامه مذكور بدين وسيله از هموطنان عزيز كرد دعوت ميشود كه از انواع كدورتها و اختلاف نظرهاي شخصي چشم پوشي كنند و مصلحت ملت كرد را بر همه ملاحظات ديگر ترجيح دهند ودر كنفرانس روز بيستم خرداد شركت فرمايند. شركت كنندگان در ساعت 5/7 صبح روز بيستم بايد در مسجد جامع حاضر باشند. محل تشكيل اجتماعات و پذيرايي و استراحت قبلاً اماده گرديده است. "والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته"
"برادر شما احمد مفتي زاده(اطلاعات18/3/1358)
سخنراني علامه مفتيزاده
كرمانشاه ـ خبرگزاري پارس: آقاي علامه مفتيزاده ساعت پانزده وسي دقيقه روز چهارشنبه در اجتماعي از برادران كرد اهل تسنن ونمايندگاني از اقشار مردم كرمانشاه كه در مسجد شافعيهاي اين شهر تشكيل شد در مورد توافقي كه با شوراي انقلاب جمهوري اسلامي ايران در زمينههاي قانون اساسي خودمختاري و طرحهايي براي تعديل ثروت وضع بانكداري تجديد اراضي كشاورزي به عمل آمده است سخن گفت:
وي همچنين از احكام دين مبين اسلام شريعت محمدي قرآن ورفع هرگونه اختلاف مذهبي و يكپارچگي برادران تشيع و تسنن در جمهوري اسلامي سخن گفت:
در مورد قانون اساسي علامه مفتيزاده گفت: اين حق مسلم ما است كه قانون اساسي در اتاق در بسته را نپذيريم و لذا مقرر شده است از هر استان دو نفر براي تهيه نتيجه مطلوب قانون اساسي انتخاب شوند و سپس اين قانون به راي عامه گذاشته شود.
وي در مورد خودمختاري كه خودمختاري تنها براي كردستان نيست و جمهوري اسلامي همه اقشار بلوچ ـ عرب ـ كرد ـ تركمن و فارس را در بر ميگيرد و اين ركن ناسيوناليستي است جهت تحكيم اساس استقلال مملكت و امنيت و رفاه بيشتر ملت است: علامه مفتيزاده سپس به اتفاق مسئول هماهنگي فعاليتهاي اسلامي در منطقه غرب كشور رهسپار پاوه شد.(اطلاعات19/3/1358)
سخنراني علامه مفتيزاده
كرمانشاه ـ 17 خرداد: علامه مفتيزاده از رهبران روحاني مذهبي كردستان پنجشنبه در پايان سفر دو روزه كرمانشاهان به سنندج بازگشت. در اين سفر ملي اجتماعاتي كه از نقاط مختلف اورامانات تشكيل شد علامه مفتيزاده درباره انقلاب اسلامي و حفظ وحدت و يكپارچگي ونيز مساله خودمختاري در چارچوب همبستگي ملي براي عشاير و ديگر گروههاي مردم اين مناطق سخنراني كرد و از نمايندگان مردم خواست تا در گردهمايي بيستم خرداد سنندج شركت جويند. اين گردهمايي قرار است با شركت نمايندگان گروههاي روحاني و سياسي منطقه براي بررسي طرح خودمختاري كردستان صورت گيرد.
همه اين نقاط عشاير و مردم اورامانات همبستگي خود را يك بار ديگر با انقلاب اسلامي به رهبران امام خميني اعلام داشتند. (كيهان19/3/1358)
كنفرانس با سخنان مفتي زاده شروع به كار كرد.
صندلي بسياري از گروههاي سياسي در كنفرانس سنندج خالي بود.
طرح خودمختاي بر اساس فلسفه و نظام اسلاميخواهد بود ـ مفتي زاده
سنندج ـ خبرنگار آيندگان: كنفرانس سنندج ديروز در حاليكه از سوي شيخ عزالدين حسيني رهبر سياسي و مذهبي كردستان و بسيار از گروههاي سياسي و جمعيتها تحريم شده بود با سخنراني" علامه احمد مفتي زاده" كار خود را شروع كرد. در اين كنفرانس صندلي نمايندگيهاي بسياري گروههاي سياسي خالي بود.
سيد عزالدين حسيني، جمعيت معلمان كردستان، جمعيت دفاع از آزادي و انقلاب كردستان، شوراي هماهنگي جمعيتهاي كردستان، سازمان چريكهاي فدائي خلق شاخه كردستان، سازمان انقلابي زحمتكشان كردستان و دانشجويان و دانش آموزان پيشگام، از جمله گروههايي بودند كه مخالفت خود را با تشكيل اين كنفرانس اعلام كردند و شركت در آن را تحريم نمودند.
از سوي ديگر گروه اسلامي عدالت خواهان كردستان، گروه اسلامي نصر،انجمن اسلاميبازاريان سنندج، انجمن اسلامي دانش آموزان،انجمن اسلامي جوانان و انجمن اسلامي دانشجويان كرد،ازاين كنفرانس حمايت كرده و در آن شركت جستند. (آيندگان21/3/1358)
آغاز به كاركنگره سنندج
علامه احمد مفتي زاده در نطق افتتاحيه خود طي سخناني، هدف از تشكيل كنفرانس را تشريح كرد و گفت: "دولت خواستار آن شده كه طرح جامعي براي خودمختاري كردستان از سوي نمايندگان خلق كرد ارائه شود تا پس از تجزيه و تحليل و مطالعه كافي در دولت مورد تصويب يا رد قرار گيرد و بهمين مناسبت كنفرانس امروز را تدارك ديديم و موضوع اساسي آن نيز ارائه طرح خودمختاري از جانب نمايندگان منتخب مردم ميباشد. اما يادآوري اين نكته ضروري است كه اگر نتيجه واقعي و خواست كليه خلق كرد، از اين كنفرانس حاصل نشود، آماده برگزاري كنفرانسهاي ديگري در هر نقطه و مكان از كردستان خواهيم بود تا هر كس فكر و نظر و طرحي در مورد خودمختاري دارد به صراحت اعلام كند حتي اگر در مقام مخالف باشد".
او افزود:" بايد بگويم كه انتخاب سنندج به عنوان محل برگزاري كنفرانس مسأله تعصب شهري يا برتري و تبليغ ايدئولوژي خاصي و يا شخص بخصوصي نبوده بلكه مسأله تأمين خواست خلق كرد است. و هر كس دلسوز خلق كرد باشد، خواهان چنين تجمعاتي خواهد بود. ناطق آنگاه در مورد طرح پيشنهادي خودمختاري اضافه كرد طبيعي است كه اين طرح بر اساس فسلفه و نظام اسلاميخواهد بود. زيرا نه در نظام غربي ( فدراتيو ) و نه در نظام سوسياليستي طرحهاي خودمختاري كاملا دموكراتيك و بر اساس تأمين حقوق ملي و محلي نيست. زيرا در اين نظامها قدرت از بالا به پائين ديكته ميشود اما در نظام اسلامي از ستم ملي و طبقاتي اثري نخواهد بود و قدرت در دست شوراهاي محلي و در نهايت امر شوراي عالي خواهد بود و ما سعي خود را خواهيم كرد كه يك طرح كلي كه تمام حقوق خلق كرد را تأمين كند در مورد خودمختاري به دولت ارائه دهيم."
"آيتالله جليلي" كه از جانب مردم كرمانشاه در اين كنفرانس شركت كرده بود طي سخنان كوتاه خود بر مسأله اتحاد و وحدت كلمه تاكيد كرد و تاسف خود را از شركت نكردن تمام نمايندگان خلق كرد در اين كنفرانس اعلام داشت.
حاج جعفر انصاري،از كرمانشاه، گفت:" انقلاب ملت ايران بخاطر نفت و مسكن نبوده بلكه براي زنده كردن روح قوانين اسلام و قرآن چنين انقلابي صورت گرفته است."
پيش از آن احمد احمديان از بوكان و ملا عزيز درويشي و قادر قادري از پاوه طرحهاي خود را در مورد خودمختاري بصورت ضعر و سرود بيان داشتند.
سخنگوي سازمان چريكهاي فدائي شاخه كردستان نيز در تماسي با آيندگان گفت: "اين كنفرانس، مردمي نيست و توطئهاي است عليه خلق كرد. براي شركت در اين كنفرانس از سازمان ما دعوت شد اما از آنجائي كه روش و نتيجه اين كنفرانس با منافع خلق كرد مغايرت دارد در اين گردهمايي شركت نكرديم و از سوئي تنها رهبر سياسي ـ مذهبي و ملي خلق كرد آيتالله شيخ عزالدين حسيني است.
سخنگوي جمعيت دفاع از آزادي و انقلاب كردستان نيز مخالفت خود را با اين كنفرانس اعلام كرد و گفت:" مغاير با اصول و خط مشي اين جمعيت ميباشد."
از سوي ديگر شوراي هماهنگي جمعيتهاي كردستان در اطلاعيهاي نقطه نظرهاي خود را در مورد اين گردهمايي اظهار داشته و در قمستي از اعلاميه آمده است كه: "مردم شرافتمند كردستان، خلق كرد بارها طي توافقنامههايي ( 8 مادهاي مهاباد ـ 8 مادهاي سنندج ) كه به تائيد نمايندگان واقعي مردم رسيده خواستهاي برحق خود را اعلام نموده و طي راهپيماييها و ميتينگهايي كه در سراسر كردستان بر پا گرديده خواستار از بين رفتن هر گونه ستم طبقاتي و ملي و پيريزي جامعه دموكراتيك با شركت فعال كليه زحمتكشان شهري و روستايي و ساير طبقات و اقشار خلق گرديده است. اما اكنون عدهاي به عنوان رهبران ديني كردستان گردآمدهاند كه ماهيتشان بر همه معلوم است و خصلت كرد فروشي و كهنه پرستي آنان بر كسي پوشيده نيست".
سخنراني مفتي زاده از راديو تلويزيون سنندج بدون اجازه بود
در همين حال ديروز يك عضو شوراي شهر سنندج در مورد كنفرانس سنندج گفت:" اعضاي شوراي شهر در اين كنفرانس شركت ندارد و نمايندهاي هم براي شركت در كنفرانس معرفي نشده است. وي افزود البته امكان دارد پارهاي از اعضاي شورا بطور فردي در كنفرانس شركت كند ولي شركت وي به اسم شوراي شهر ويا نماينده شورا نخواهد بود و تا جائي هم كه اطلاع حاصل شده تا اين لحظه ( 5 بعدازظهر )كسي از شورا در كنفرانس شركت نكرده است."
اين عضو همچنين گفت:" با اينكه راديو تلويزيون سنندج زير نظر شورا اداره ميشود و پخش هر گونه سخنراني و اعلاميهاي از آن بايد با اجازه شورا باشد، ولي آقاي مفتي زاده بدون اطلاع و اجازه شوراي شهر سنندج در راديو تلويزيون سخنراني كرد".
گفتگو با علامه مفتي زاده
علامه احمد مفتي زاده ديروز در گفتگو با آيندگان نقطه نظرهاي خود را پيرامون كنفرانس سنندج اعلام كرد.
مفتي زاده در پاسخ اين سئوال كه كيفيت كنفرانس و نتايج حاصله از آن تا چه حدودي مي تواند در تأمين خواستهاي خلق كرد تاثير داشته باشد گفت:" تنها كنفرانسي كه ميتواند ادعاي ملي و مردمي داشته باشد، همانا كنفرانس علني سنندج است. زيرا اگر به تناسب شرايط اختناق گذشته، امكان گردهمائي وسيع هنوز كامل از نظر رواني فراهم نشده است. با اين حال ورود گروههاي مردم از دورترين نقاط جنوب و شمال كردستان نشانه اهتمام مردم به سرنوشت خودشان ميباشد و تاكيدي بر كار اين كنفرانس".
مفتي زاده در پاسخ به اين كه شركت نكردن برخي از گروهها و شخصيتهاي سياسي را چگونه توجيه ميكنيد. گفت: اميدوارم علت عدم شركت بعضي از برادران مسائلي نباشد كه به منافع خلق كرد لطمهاي وارد نمايد. البته بنظر من علت تنها عادت كردن با اختناق 2500 ساله بوده كه بطور عادي امكان اجتماعات بزرگ را از مردم ميگرفت و براي اولين بار است كه در تاريخ ملت كرد چنين كنفرانسي ترتيب داده ميشود. و با توجه به همين واقعيت محل برگزاري كنفرانسهاي ديگري را كه در آن همه صاحبنظران كرد بتوانند شركت كنند، باز گذاشتهايم."
مفتي زاده در پاسخ سئوال ديگري در مورد انتشار اعلاميههائي از جانب بعضي گروهها پيرامون تائيد مفاد 8 مادهاي خواستههاي خلق كرد كه قبلا به دولت تسليم شده گفت:
"تفاوت خواستههاي اين كنفرانس با آن قطعنامه 8 مادهاي در چند مورد است. نخست اينكه در خواست اين كنفرانس، موضوع خود مختاري كاملتر و بطور همه جانبه مورد تحليل قرار گرفته. دوم اينكه در قطعنامه 8 مادهاي براي زحمتكشان فقط سهمي در اداره امور مملكت درخواست شده، در حاليكه اين كنفرانس به مقتضاي حكم قرآن اولا حكومت را تنها حق مستضعفان و زحمتكشان ميشناسد و ثانيا چنانكه صريحا مطرح شدهاين كنفرانس خواستار اجراي دقيق نظام اقتصادي و اجتماعي اسلام است. يعني كمترين فاصله طبقاني چه از نظر مادي و چه از نظر معنوي در بين جامعه نباشد.
تفاوت ديگر اين كنفرانس با اجتماع تصويب كننده آن است كه در قطعنامه 8 مادهاي افراد معدود و از پيش تعيين شده از بعضي از شهرهاي كردستان دورهم جمع شدهاند بدون اينكه ملت كرد از آن آگاهي داشته باشد، اما مبناي تشكيلات اين كنفرانس دعوت عمومي و علني است كه همه قشرها و گروههاي گوناگون سياسي و مذهبي در آن شركت جويند. ما اين اجتماع را به عنوان اقدامي مقدماتي ميشناسيم."
از سوي ديگر دكتر" سيدالشهدايي" سخنگوي كنفرانس سنندج در جلسه علني ديروز در پاسخ سئوال يكي از شركت كنندگان در مورد عدم حضور استاندار درجلسه گفت: استاندار يك شخصيت دولتي است. اما كنفرانس ما در مورد اصل حاكميت خلق كرد ميباشد. استاندار مي تواند به عنوان يك فرد آزاد نه به عنوان يك فرد مسوول در كنفرانس شركت كند و نظرات شخصي خود را اعلام نمايد."
در سخنرانيهاي بعدازظهر ديروز كنفرانس سنندج "علي پور" از سردشت گفت: "اين كنفرانس اگر كارش را فقط بر مبناي حرف قرار دهد، طبق قرآن محكوم است و ما حق استيضاح نتايج آنرا داريم. "عزت الله زندي" نماينده دانش آموزان مسلمان ييلاق سنندج گفت: "اداره سرزمين كردستان بايد بوسيله شوراي منتخب يا مجلس ملي باشد. و حكومت خودمختار كردستان حق زحمتكشان و كارگران و طبقات محروم را به آنها بازگرداند".
وي به نقش راديوتلويزيون اشاره كرد و گفت:" در حكومت خودمختار كردستان راديوتلويزيون بايد نقش آگاه كننده و راهنما در جهت خدمت به خلق كرد داشته باشد".
نماينده انجمن اسلامي كردهاي مقيم تهران گفت: "من از سوي خود صحبت ميكنم و متاسفم كه چرانداي تفرقه و تشتت تازگيها در سنندج بگوش ميرسد. اي كاش اتحاد ما هر چه زودتر وسيعتر شود تا چرخ خودمختاري كردستان بهتر حركت كند" او سازمانهاي انقلابي را دعوت به اتحاد بيشتري كرد.
"پريوش رجبي" نماينده زنان انجمن اسلامي سنندج از عدم شركت بعضي از گروهها و افراد با تاسف ياد كرد و گفت: "اين شركت نكردنها براي من به عنوان يك فرد آزادي خواه دليل قانع كنندهاي نيست. زيرا مسأله مهم سرنوشت خلق كرد است نه اختلافات عقيدتي و فكري".
"عزيز عبدالقادر پورشريعت" ازتكاب گفت:" اميداورم شركت نكردن آيتالله حسيني در اين كنفرانس مورد اختلافي با ديگر رهبران كرد نباشد و از آنجايي كه آقاي مفتي زاده خواهان خواستههاي خلق كرد از دولت مركزي است با قلبي مملو از محبت به مهاباد بروند و ديداري با آيتالله حسيني داشته باشند.
در جلسه ديروز كنفرانس سنندج حدود 100 نماينده به عنوان ناظر و طراح خودمختاري انتخاب گرديدند كه از بين اين تعداد در پايان جلسه امروز 15 نفر به عنوان نماينده جهت مذاكره با دولت برگزيده خواهند شد.
گفتههاي استاندار كردستان
در همين حال دكتر يونسي استاندار كردستان در مورد علت شركت نكردن خود در كنفرانس سنندج گفت: "من يك مقام دولتي هستم و چون دولت نميخواهد در اين اجتماع كه مربوط به خود مردم است، دخالت بكند لذا در آن شركت نكردم. ولي به عنوان يك فرد آزاد نه استاندار معتقدم كه اختلافات ميبايست برطرف شود و همه گروهها در اين اجتماع شركت ميكردند تا راه حلهاي كاملتري پيدا ميشد و اين عقيده شخصي من است. نمايندگان مردم در اين كنفرانس در مورد مسائلي صحبت كردند كه از نظر مردم اهميت دارد. مانند خودمختاري ـ خلع سلاح و بسياري مسائل ديگر و معاون من هم به عنوان يك شخص آزاد در كنفرانس شركت داشت."
وي در پايان گفت:" بايد ديد در قطعنامه كنفرانس چه مسائلي مطرح ميشود تا در مورد آن بتوان اظهار نظر قطعي كرد."(آيندگان21/3/1358)
پول نريخته ايم.
...احمد مفتي زاده پس از قرائت قطعنامه كنفرانس سنندج گفت: "در اين مورد كه ما پول ريخته ايم تا ديگران در كنفرانس شركت كنند، اين واقعيت ندارد و اينها تهمتهائي بيجا است. خوشبختانه كرد اين واقعيت را ثابت كرد و با همت خود اين كنفرانس را ترتيب داد و شبانه روز تلاش نمود".
او افزود: " حتي دولت هم هيچ كمكي بما نكرده است و كمك، فقط از طرف مردم سنندج و ساير كردها بوده است. با اينكه ما از ادارات كمك خواسته بوديم، ولي اينها هماهنگ با ما نبودند و حتي استاندار گفته از تهران بما دستور داده اند كه هيچگونه همكاري نكنيد".(آيندگان23/3/1358)
علامه احمد مفتي زاده و كردستان(۴)
قانون اساسي در اتاق دربسته
"هادي مرادي" عضو شوراي شهر،گفته ي يكي ديگر از اعضاي شوراي شهر را كه در آيندگان مبني بر سخنراني بدون اجازه ي علامه مفتي زاده از راديو تلويزيون سنندج، درج شده بود تائيد نكرد و گفت: "تصور نمي رود كسي از اعضاي شوراي شهر با آيندگان در اين مورد تماس گرفته باشد و اگر هم چنين چيزي وجود داشته باشد، بررسي خواهيم كرد".
احمد مفتي زاده همچنين درباره ي قانون اساسي گفت: "طرحي كه براي قانون اساسي بدون حضور نمايندگان واقعي كرد در نظر گرفته شود و يا در اتاق دربسته و مخفي آن را بنويسند و آنگاه به آراء عمومي بگذارند، از نظر ما مطرود و مردود است".(آيندگان23/3/1358)
علامه مفتي زاده در مصاحبه اختصاصي با كيهان: هدف اقتصاد توحيدي از بين بردن فواصل طبقاتي است.
س- اينكه در تهران تشريف داريد، داراي علت خاصي است؟
ج-مرحله تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي از مهمترين مراحل بعد از انقلاب است و اين، با آينده انقلاب ايران بستگي نزديكي دارد. پيش از انتخابات، برخي از گروهها و بدون اطلاع، مرا كانديداي نمايندگي مجلس خبرگان نمودند اما با بررسي شرايط در اجتماع مشتمل بر همه نمايندگان گروهها، مصلحت بر اين شد كه در انتخابات شركت نكنم. پيش از انقلاب اسلامي هميشه، مشكلات پس از پيروزي در بين شخصيتهاي انقلابي مطرح بوده است لذا برخي از آنان با مسائل و مشكلات پس از انقلاب، آشنايي كامل داشتند و من در رابطه با همين موضوع و علاقمندي آقايان نمايندگان، توسط آيت الله منتظري جهت همكاري با كميسيون هفتم كه مسائل اقتصادي را مطالعه مي كرد، به همكاري دعوت شدم. نظر به حساسيت موضوع و تبديل اقتصاد طاغوتي كه جزئي از نظام شرك آلود طاغوتي است به اقتصاد توحيدي كه هدف آن از بين بردن حفرههاي طبقاتي مي باشد، اين دعوت را پذيرفتم.
س-از موادي كه تاكنون در مجلس خبرگان مورد بحث و بررسي قرار گرفته رضايت داريد؟
ج-بعضي از اصول بسيار خوب است و بعضي از آنان ناقص و برخي ديگر ضد اسلامي و ارتجاعي است مانند عدم ذكر لفظ رسمي برمذهب تسنن. و يا اصل 5 كه مربوط به ولايت فقيه مي باشد و اينكه ولايت برعهده فقيه باشد بدون ذكر هيچ مطلب ديگري در رابطه با اين موضوع كمي مبهم خواهد بود و چنانچه ولايت فقيه، آگاهانه آنطور كه قرآن فرموده تصويب ميشد، جاي ترديدي باقي نمي ماند. قرآن مي گويد: "جامعهها بايد با نظام شورائي اداره شوند. شوراها اولوالامر هستند". كساني كه هم نسبت به دين و هم نسبت به مسائل روز آگاهي دارند، در اصل 6 بحث از اداره جامعه بوسيله شوراها مي باشد. نظر به اينكه هنوز در ابتداي راه هستيم و اكثريت، نسبت به كليه مسائل اسلامي آگاهي لازم و كافي را ندارند، اگر در ماده 6 ذكر مي شد كه اين امر توسط عدهاي كه نسبت به مسائل اسلامي آگاهي دارند، صورت پذيرد. اشكالي نداشت. اما اكنون خيليها فكر مي كنند كه مقصود از اصل پنجم، تثبيت حكومت توسط آخوندهاست و اين بدبيني در مردم باعث ميشود تا ضد انقلاب، آسانتر مسير خويش را طي نمايند و همانطور كه امام تأكيد كردند بايد از اختلاف بين روحاني و تحصيلكرده پرهيز كرد تا مانع پيشرفت كارها نشود.
س-به نظر شما شرايط ولايت فقيه چيست؟
ج-به نظر من كلمه فقيه براي يك دانشمند اسلامي قدري كوچك است. آنچه را كه قرآن به آن اشاره ميكند دانشمندان اسلامي هستند كه با لفظ اولوالامر از آنها ياد ميكند و او كسي است كه از همه علوم اعم از فقه، روانشناسي، علوم وساير مسائل اسلامي بطور همه جانبه آگاهي داشته باشد، بنابراين تنها كسي كه فقه مي داند، يك دانشمند اسلامي نيست.
س- تعريفي كه شما از اولوالامر كرده ايد با آنچه را كه فقها ولايت فقيه از آن نام بردهاند اندكي با هم متفاوت است. آيا فكر مي كنيد كه اين نقصي در تعبير است؟
ج-اگر هم اينطور باشد بعنوان يك اصل مطرح نيست تدبير و شجاعت و آگاهي نسبت به مسائل روز براي دانشمند اسلامي بودن كافي نيست بلكه فهم اسلامي بودن امت و اين كه چند نفر اداره جامعه را به نحو شورا بدست گيرند، خود اصل مستقلي است و شخصي كه عضو شوراست بايد اين خصوصيات را دارا باشد مگر زماني كه جامعه در حالت قحط الرجال باشد. هم اكنون جامعه شناسان و اقتصاددانان در كشور ما هستند كه آگاهيشان نسبت به اسلام كم و ناچيز در حد صفر است. با همه اين مشكلات، بايد از آنان در شورا استفاده شود ولي با گذشت زمان، آگاهي آنان نسبت به اسلام افزايش يابد و شورا بايد تصميم گيرنده باشد. يكي از ايرادات قانون اساسي اينست كه بعضي از مسائل آن از قرآن گرفته نشده ولي تلاش شده كه با قرآن تطبيق شود در حالي كه قانون اساسي، وقتي اسلاميست كه همه چيزش قرآني باشد.
س-اگر انحرافي در شورا بوجود آيد به نظر شما چه نيروئي بايد با آن مبارزه كند و انحراف مزبور را برطرف نمايد؟
ج-اگر در شورا انحرافي حاصل شود و اين مربوط به دوره بعد از انقلاب باشد، شخصي كه مورد اطمينان مردم است، بايد نظر دهد و اگر اين صلاحيت را ندارد چه حقي در عضو بودن در شورا خواهد داشت؟
س- به نظر شما نقش ضوابط چگونه است و چون گرايشهاي مردم اكثراً به سنت اسلامي است، اگر معيار، فقط افكار عمومي باشد ما با اشكال روبرو خواهيم شد. نظر شما در اين مورد چيست؟
ج-اين كه جامعه هنوز اسلامي كامل نشده حرفي است منطقي. ومتاسفانه چون انقلاب، زودرس بود باعث شد مردم، آگاهي كامل بدست نياورند و اگر زمان طولاني مي بود، وضعمان از حال بهتر ميشد. در حال حاضر، وظيفه هر فرد آگاه نسبت به اسلام آن است كه تا حد امكان بكوشد انقلاب از مسير خود منحرف نشود. اما متاسفانه اعمال بعضي از روحانيون باعث دلسرد شدن برخي از دانشمندان شده است و آنها كار خود را بواسطه دلسردي رها نمودهاند. به ثمر نرسيدن انقلاب ما برابر است با پايمال شدن خون هزاران شهيد و همچنين روزنههاي اميدي كه مردم محروم جهان سوم نسبت به انقلاب اسلامي ايران دارند، بسته ميشود و اين شكست مكتب است و تقصير آن نه از اسلام كه از مسلمين است. هم اكنون دانشمنداني هستند كه صلاحيتشان از خبرگان فعلي به مراتب بيشتر است، لذا بايد براي مردمي كه متحمل رنجها و زحمتهاي فراواني شدهاند، مسائل مزبور بايد مطرح گردد و بكوشند تا اين مسائل حل شود. با كنار رفتن و منزوي شدن، مسئله اي حل نميشود در غير اين صورت، شكست حتمي است.
س-گفته ميشود بزرگترين زمينه براي اين نارسائيها ناآگاهي مردم بوده كه پيش و پس از انقلاب، وجود داشته است. دسته اي پشت پرده بودند و هستند كه مسائل ضد انقلاب را حمايت مي كنند، از تمام وسايل براي تحريك مردم و خصوصاً از اين باصطلاح استدلال و دستاويز كه حكومت، اسلامي نيست و قوانين تصويب نميشود، سوءاستفاده نموده و فاجعه كردستان را بوجود آورده اند و اين نه در كردستان، در اوضاع تهران هم مؤثر است. آيا بنظر شما عوامل امپرياليسم در فاجعه كردستان دست داشته اند؟
ج- مسلم همين طور است انقلاب، به معناي مرگ امپرياليسم است و صاحبان قدرت خارجي كه امتيازات زيادي را از دست داده اند، ساكت ننشسته و هر روز براي فريب مردم از شخصيتهاي مختلف سوءاستفاده نموده آنها را در مسير ضد انقلاب خود سوق ميدهند.
س-موضع شما در مقابل حزب دموكرات چيست؟
ج-موضع من از سالها پيش حتي قبل از سال 42 روشن بود، تمام تلاش من براي احياي اسلام واقعي چه در ايران و چه در خارج مي باشد و به تناسب قدرت خود، كار كردن. در ايامي كه حركت انقلابي اوج مي گرفت و رژيم سابق در ايجاد جنگ داخلي كوشا بود، ما هميشه سعي مي كرديم كه به مردم تفهيم كنيم فريب رژيم را نخورند و توجيه مي كرديم كه در حكومت اسلامي، فواصل طبقاتي مفهومي ندارد. الان هم موضع ما همين است تا نظرات مكتب اسلام را تماماً پياده نمائيم. ولي متاسفانه جريان امر نه تنها از طريق عمل بلكه از نظر شكل كار، طوري است كه مردم به نااميدي كشيده مي شوند. مگر مردم بارها از امام نشنيدند كه ايشان، كساني را نفرين مي كرد كه بين مذاهب اختلاف مي اندازند. پس ما چگونه اصل 12را كه بين سني و شيعه فرق گذاشته است براي مردم شرح دهيم؟عكس العمل مردم چه خواهد بود؟جز نااميدي؟ و اينجاست كه حرفمان با عملمان در تضاد و مغايرت خواهد افتاد. البته من مي كوشم تا آنجائي كه ممكن است، توده را توجيه كنم و اكنون، كار، كمي اسلامي نيست ولي بازهم بايد كوشيد تا اشكالات موجود برطرف شود.
س-به نظر شما رهبران حزب دموكرات، چه تيپ و افرادي هستند؟
ج-بارها شنيده ايد كه گروههاي چپي حتي ساواكيها بزرگترين نقش را در منطقه دارند. البته حزب دموكرات يك نوع ارتباط بين عوامل امپرياليسم ايجاد كرده بود و اين، از نظر من خيلي روشن است. اينكه هر عملي صورت مي گيرد، به حساب حزب دموكرات گذاشته ميشود. اشتباه است و عملاً مي بينيم كه غير از اين است. نقش حزب دموكرات دربرابر چريكهاي فدايي، خيلي كوچك است. وقتي شياطيني چون "اويسي" و "پاليزبان" وجود دارند كه علت هستند حزب دموكرات معلول خواهد بود. واقعيت اين است كه در تصميم گيريها، گروههاي نامبرده مؤثرند ولي با وجود هشدار مسئولان، هميشه جريانات طوري مطرح شده است كه حزب دموكرات همه كاره است.
س- بنظر شما در كادر رهبري حزب دموكرات، صداقت وجود دارد؟
ج-خير، آنها از اصول منحرف شدهاند. اين حزب از زمان رضا شاه در مبارزه بود ولي از نظر اصول هميشه انحراف داشتند. البته ميانشان اشخاص مذهبي هم يافت ميشود.دوخيانت در حزب صورت گرفته است:يكي اينكه آنرا ماركسيستي مطلق كردهاند و ديگر اينكه با تمام گروههاي غير اسلامي (از هر نوع) همكاري مي كنند. مردم نسبت به اين موضوعات بي اطلاع هستند و ما تا جائي كه امكان داشته باشد، در آگاهي مردم مي كوشيم.
س-به نظر شما چه اقدامات پيشگيرانه اي براي جلوگيري از توطئه در كردستان لازم است؟
ج- به نظر من قدرت نظامي، بي دوام ترين قدرت است و متاسفانه هم اكنون، در كردستان، قدرت نظامي وجود دارد و طوري هم شايع شده كه ارتش ضد مردم است. اول قدرت سياسي،سپس قدرت آبادي و بازسازي و آنگاه قدرت نظامي براي مقابله با ضد انقلاب از ضروريات است، اما الان، قدرت نظامي از نظر مردم بيگانه است، زيرا پشتوانه سياسي ندارد.(كيهان25/3/1358)
علامه احمد مفتيزاده چهره مشخص كردستان در گفتگو با اطلاعات: جامعه توحيدي، بدون ملي كردن بانكها و كارخانهها تحقق نخواهد يافت.
هيچ دستگاهي را انقلابي نميبينم نه شوراي انقلاب، نه هيات روحانيت و نه دولت! من نه ساواكي بودم و نه نوكرشاه، نوشتههاي روزنامه كردستان گواه من است.
با علامه مفتيزاده چهره مشخص كردستان كه بيست روزي در تهران اقامت گزيده بود به گفتگو نشستهايم كه حاصل آن درپي ميآيد:
علامه مفتيزاده: رهبري انقلاب اسلامي از جهت مختلف در فشار است سيستم اقتصادي بايد بطور بنيادي دگرگون شود و مسير مبارزاتي حزب دمكرات كردستان احقاق حقوق مردم كرد است "قياده موقت" بطور مستقيم دخالتي در امور داخلي در ايران نكند اهل تسنن آن قانون اساسي راكه دانشمندان در تدوين آن شركت نداشته باشند، نميپذيرد.
س: نظرتان در مورد قانون اساسي و "رفراندومي" كه گفته ميشود. جهت تصويب نهايي آن انجام خواهد شود چيست؟
ج: در مورد قانون اساسي دو مطلب بايد مورد توجه قرار گيرد: يكي روح و محتواي قانون اساسي و ديگري تنظيم. ترتيب فني و علمي آن. آنچه از رفراندم ميتوان نتيجه گرفت يك مفهوم و روح كلي است. همانطور كه در مورد قبول يا رد جمهوري اسلامي به رفراندم مراجعه شد واين كار درستي بود زيرا براي جانشيني نظام جمهوري اسلامي به جاي نظام سلطنتي مختصر شناختي كافي بود.اما در تدوين قانون اساسي اضافه بر روح و مطلب كلي آن ـ در مورد خواست مردم است ـ جنبههاي فني و علمي دقيقي مطرح است كه عامه مردم را به آن دسترسي نيست. بنابراين آنچه از طريق رفراندم در مورد قانون اساسي ميتوان بدست آورد تصويب روح كلي اين قانون است، نه صورت تدوين آن. نه شمول آن براي مسايل مهم مملكتي در اين باره فقط بايد به صاحب نظرآن و آگاهانه مراجعه كرد. كه البته در اين خصوص دانشمندان اهل تسنن نيز با يد شركت داده شود. زيرا بارها تاكيد كردهايم كه اهل تسنن آن قانون اساسي را كه دانشمندانش در تدوين آن شركت نداشته باشند نميپذيرد.
س: براي تحقق خواستهاي اهل تسنن در اين زمينه چه اقداماتي كردهايد؟
ج: مذاكرات ما در اين زمينه به اين نتيجه رسيده است كه از هر استان 2 نفر در تدوين صورت نهايي قانون اساسي شركت داشته باشيم اگر قانون اساسي با دخالت صاحب نظرآن تنظيم شود نياز به مجلس مووسسان هم نخواهيم داشت.
س: در مورد چگونگي اداره كشور در چهار چوب جمهوري اسلامي چه مذاكراتي انجام داده ايم؟
ج: در مورد نظام سياسي و اداري كشور نيز از آغاز پيروزي انقلاب طرحي پيشنهاد كردهام كه درصورت اجرايي آن براي هميشه مجلس نيرومند خواهيم داشت. مجلسي كه در هر لحظه صلاحيت دست بردن در قانون اساسي و تكميل مواد پيشبيني نشده حكومت يعني شورا و لاغير را خواهد داشت: در اسلام قوه مجريه و قضاييه و قواي ديگر اسلامي مانند ماليه و دفاعيه در كنار شورا نخواهند بود بلكه در نظام حكومت اسلامي تمام قدرت در دست شورا است وپيشنهاد من اين بود كه در مناطق مختلف ايران كه مليتهاي اسلامي اقامت دارند شوراي منطقه ايجاد شود و اين شورا قوامي داخلي مجريه قضاييه و ماليه را تأسيس كند. نمايندگان اين شورا سپس در مركز جمع ميشوند و شوراي عالي مملكتي را بوجود ميآورند. شوراي عالي، ارتش را تاسيس ميكند، درآمد كشور را به نسبت نياز نه جمعيت ـ بين مناطق خودمختار تقسيم ميكند، دست برنامهريزي ميزند و سياست خارجه كشور را تعيين مينمايد سپس نقايصي را كه در قانون اساسي مشاهده شد تصحيح ميكند.
ملي كردن بانكهاي و كارخانههاي بزرگ
س: قبلاً طي نامهاي از نحستوزير براي توسعه امور ديني بودجهاي "15 تا 20 ميليون تومان" در ماه تقاضا كرده بوديد بهتر نبود اين بودجه را براي مصارف ديگري از قبيل، امور اقتصادي، فرهنگي و رفاهي كردستان در نظر ميگرفتند؟
ج: پيش از دادن اين طرح طرحهاي ديگر نيز به دولت و شوراي انفلاب دادهايم مانند طرحهايي انقلابي و براي تغيير سيستم اقتصادي و نظام اجتماعي ايران، طرحهاي براي گذاري از حالت طبقاتي فعلي به نظام توحيدي اسلامي طرحي ضربتي براي اصلاح وضع كارگران بيكار و كشاورزي كه طرح انقلاب سفيد موجب كوچيدن آنان از روستاها به شهرها شده بود طرح مذكور اين است كه دولت محصولات كشاورزان را با قيمتگران و بدون دخالت واسطهها به خرد و به قيمت ارزان در اختيارمصرف كنندگان بگذارد و موضوع آن نامه مربوط به موسسه ديني دليل خاصي داشت كه در مقدمه نامه به آن اشاره شده است.
مطالب آن نامه مربوطه موسسه ديني براي اصلاح وضع رهبران ديني، حفاظ قرآن، خادمان مساجد و موذنها و بعد تاسيس مدارس ديني و غيره بود.وظيفه محصلين اين مدارس اين بود كه وقتي براي تبليغ امور ديني به روستاها ميروند پزشك و دارو نيز در اختيار داشته باشد تا هم به وضع درماني مردم هميشه در فشارهستند رسيدگي كنند وهم امور مربوط به سمپاشي نباتات و بهداشت دامها انجام دهند.
س: به اقتصاد اسلامي و گذار از جامعه طبقاتي فعلي به جامعه بي طبقه توحيدي اشاره كرديد تحقق اين امر با توجه به موقعيت بو رژوازي وابسته وسرمايه انباشته شده چگونه خواهدبود ؟
ج: سيستم اقتصادي بايد بطوربنيادي دگرگون شود. و گرنه چنانچه بخواهيم سيستم اقتصادي به وضع فعلي باشد هر اقدامي در جهت رسيدن به جامعه بيطبقه توحيدي جز ظاهرسازي نخواهد بود. مفهوم جامعه بيطبقه اين است كه فقط طبقه اقتصادي وجود نداشته باشد بلكه نبودن "امتيازات" در جامعه اسلامي است. خواه اين امتيازات مادي باشد خواه معنوي.
س: براي گذار به "جامعه بي طبقه توحيدي" چه رهنمودهايي داريد؟
ج: اواخر بهمن ماه طرحي ضربتي در چند ماده تسليم شوراي انقلاب كردم كه متاسفانه به عمل نزديك نشد براساس اين طرح تمام بانكها و كارخانهها با برقراري همان روابط كار فرمايي و كارگري ميبايست بلااستفاده ملي اعلام شود كه البته كارگاههاي خصوصي و دستگاههاي ريسندگي فلان خانم كه در خانه قرار دارد از اين قاعده مستثني است. هر جا كه روابط كارگري و كار فرمايي حكمفرماست آنجا كارخانه است و بايد ملي اعلام شود. تمام زمينهاي بزرگي كه بصورت تيول از طرف نظام گذشته به بعضي نور چشميها واگذار شده و همه زمينهايي كه در اطراف شهرها بلافاصله مانده بايد ملي اعلام شود. اين امر در مورد ساختمانهاي بزرگي كه وابستگان به رژيم گذشته يا شركتهاي بزرگ ساختهاند و يا نيمه تمام مانده است دارد براي جلوگيري از هجوم روستاييان به شهرها نيز در موارد قبلي اشارههايي كه كردم كه چگونه بايد محصولات كشاورزان را گران خريد و ارزان عرضه كرد. مضافاً به اين كه زمينها بايستي در اختيار كشاورزان قرار گيرد.
رهبري انقلاب از هر جهت در فشار است
س: براي تحقق يافتن اين برنامههاي مترقي، آيا دولت بازرگانان را داراي قدرت اجرايي كافي ميدآنيد و اصولا دولت را انقلابي ميدانيد؟
ج: متاسفانه بايد عرض كنم كه در حال حاضر، هيچ دستگاهي را در كشور انقلابي نمي بينم، نه شوراي ما انقلابي است نه هيات روحانيت و نه دولت تنها چيزي كه اذعان ميكنم و مجبورم اقرار كنم اين است كه در رأس دستگاه رهبري، امام خميني انساني است انقلابي با فهمي كاملاً اسلامي و هستند افراد ديگري كه داراي چنين خصالي هستند متاسفانه بدليل زودرس بودن انقلاب چهرههاي انقلابي كافي براي اداره كشور پرورش نيافتهاند. ودر دستگاه رهبري افراد انقلابي بسيار كم هستند من درك كردهام كه رهبري رهبري انقلاب از جهات مختلف در فشار است و اين فشارها به دليل نبودن خصال انقلابي در دستگاهها و هياتهاي رهبري است.
س: اختلاف شما و آيتالله عزالدين حسيني از كجا ناشي ميشود و شناخت شما از اين شخصيت مذهبي چگونه است؟
ج: بين من و آقاي حسيني به ذات اختلافي وجود ندارد و اگر بر حسب طاهر اختلافي به چشم ميخورد معلول همان مواردي است كه در مورد دستگاه رهبري ايران اشاره كردم. زودرس بودن انقلاب موجب شد كه انسانهاي انقلابي در حد نياز پرورش نيابد دركردستان هم مطلب به همين قرار است زودرسي انقلاب مجالي نداد كه آگاهي انقلابي مردم كامل شود متاسفانه در اين گروههاي انقلابي ـ چه اسلامي و چه غير اسلامي افراد اصيلي با آرمانهاي انقلابي هسنتد اما به واسطه نداشتن تجربه كافي، ضد انقلابيترين افراد در ميانشان نفوذ كرده كساني كه سابقه ممتمد و طولاني خدمت به رژيم گذشته را داشتند اكنون با لباس انقلابي به تن كردهاند و دربين اين گروهها نفوذ نمودهاند. همين امر موجب بروز مسايلي شده كه به ظاهر نشان ميدهد ميان من و آقاي حسيني اختلافي هست.
س: برداشت شما از حزب دمكرات كردستان ونيرويهاي مذهبي غير فعال در اين منطقه برچه پايهاي قرار دارد؟
ج: حزب دمكرات كردستان وارث حزبي است كه تقريباً در سال 1320 بنام "كومله دمكرات كردستان" تاسيس شد جهانبيني و اهداف اين حزب اسلامي و در رابطه با احقاق حقوق غصب شده كردها تلاش ميكرد. پس از شكست جمهوري خودمختاري كردستان و تحولاتي چند، اين حزب توسط آقاي دكتر عبدالرحمن قاسملو شكل تازهاي يافت. بطوري كه درمقايسه مرامنامه كنوني حزب با مرامنامه اصلي كمي انحراف مشاهده ميشود. مسير اصلي مبارزه حزب همان هدف را دنبال ميكند. اضافه بر اين حزب و گروههاي ديگر نيز در كردستان فعاليت دارند كه همگي ماركسيستي هستند ولي حزب دمكرات كردستان بيش از بقيه آن گروهها در كردستان نفوذ و اعتبار دارند دليلش هم اين است كه مرامنامه حزب تأمين تمامي خواستههاي مردم كرد پيشبيني شده است بقيه احزاب وگروهها در استان موفقيت چنداني نخواهد داشت.
"قياده موقت" و همكاري با ساواك وسيا.
س: فعاليتهاي آشكار "قياده موقت" را دركردستان چگونه توجيه ميكنيد و در صورت برقراري خودمختاري در اين استان، رابطه كردها ايران با همجوار بر چه پايهاي خواهد بود؟
ج: در مورد كردهاي مقيم عراق و سوريه و يا هر جاي مطلب همان است كه در محدوده مسووليت انسان مسلمان برقرار است. مسووليتي كه به موجب قرآن براي مسلمانان تعيين شده حكم ميكند به نسبت توانايي خود رهايي مستضعفان سراسر زمين تلاش كنند. در مورد قياده موقت بايد در نظر داشته باشيم كه پس از شكست رهبري بارزاني به علت خيانت شاهنشاهي، عده زيادي از اين برادران ايران متواري شدند كه اكثر آنها با وضعي ذلتبار در شهرهاي مختلف ايران زندگي ميكنند قياده موقت يا فرماندهي موقت مانند دولتي است در غربت. زيرا آنها در كشور خود نيستند براي اداره امور اين پناهندگان يك فرماندهي موقت به وجود آورند اينها به نظر من بطور مستقيم دخالتي در امور ايران نميكنند. اگر شرايطي براي ايجاد صلح بين بارزانيها و طالبانيها فراهم شودـ كه در مدتي است در اين زمينه تلاش ميكنم ـ اين آوارگان به اعتبار قوي به عراق باز خواهند گشت و دركنار هم با صلح وآشتي براي احقاق حقوق خود مبارزه خواهند كرد.
س: ولي ميگويند افراد قياده موقت با حمايت سيا ساواك و موساد در منطقه دست به فعاليتهاي خرابكارانه ميزنند و اخيراً قتلهايي را به آنها نسبت دادهاند...
ج: دليلي براي صحت شايعات مذكور نديدهام. در كردستان در ايام تحصني كه در رابطه با نارضايي مردم از انتخابات شوراي شهر صورت گرفته است حوادثي اتفاق افتاد. از جمله اين كه مسلمانان مركز راديو تلويزيون و پليس راه در كه در تصرف چپيها بود از دست آنها بيرون آورد همان روز اعلاميههايي منتشر شد يقين دارم هيچ كدام واقعيت ندارد.
ماجراي روزنامه كردستان
س: شما متهميد كه قبلا با همكاري ساواك منحله، روزنامه كردستان رادر جهت حمايت از رژيم شاه منتشر ميكرديد. نسخههايي از اين روزنامه درنيز در دست است. در اين مورد چه توضيحي داريد؟
ج: اگر از روزنامه كردستان را خوانده باشيد يا كساني كه زبان كردي ميدانند برايتان ترجمه كرده باشند پي خواهيد برد مدركي است عليه ادعاهاي فوق، نخستين باري كه چند نسخه از روزنامههاي كردستان را منتشر كردم در اجتماعي توضيح دادم كه چقدر ناشيانه كاركردهاند. يك اعلاميه اي مفصل و مشروع ضميمه نسخههاي كردستان از كردستان منتشر كرده بودند مبني بر اينكه من مداح و ثناخوان شاه بوده و با ساواك همكاري داشته ام. در يكي از شمارههاي كردستان كه عكس من چاپ شده بود در كنار و بالاي عكس اشاره شده است. كهچه مقالاتي را چاپ كردهام. اگر آرشيو در روزنامه مراجعه كنيد در مييابيد كه موضع من برخلاف ادعاهايي است كه در اعلاميه مذكور به آن اشاره شد.
س: در مورد وقايع اخير نظرتان چيست؟
ج:افكار تجزيه طلبانه در هر حال محكوم است زيرا كوچك شدن ممالك اسلامي در قرن گذشته، موجب تسلط استعمارگران براين مناطق شد. براي كوتاه كردن دست استعمارگران خارجي بايد بر قدرت خود بيفزايم و تجزيه درست بر خلاف افزايش قدرت است.اما خودمختاري به گونهاي كه اشاره كردم حق اسلامي تمام ملتهاي مسلمان ايران است. و البته اين خود مختاري با مفهومي است كه در رابطه با تاسيس شوراها و قواي مختلف مجريه، قضائيه و ماليه به آن اشاره شد و گرنه اسلام براي غير مسلمانها، خود مختاري قايل است. اگر حكومت اسلامي قاطعيت داشت آرزوها و خواستههاي ملت مسلمان ايران تامين ميشد. و ديگر تحريكات دشمنان انقلاب اسلامي نميتوانست در مردم اثري داشته باشد. عدم قاطعيت دستگاه رهبري ازيكسو و نفوذ استعمار خارجي از سوي ديگر موجب بروز حوادث ميشود. هرگز نبايد فراموش كرد كه اگر رژيم گذشته از نظر نظامي سقوط كرده دشمنان انقلاب بيكار نخواهند نشست. به يقين، از راههاي گوناگون تلاش خود را ادامه ميدهند تا همانسلطه استثماري قديم را براي خود تجديد كنند.
روحانيت و دخالت در سياست
س: گروههاي از مردم پشتيباني خود را از رياست جمهوري امام خميني و آيت الله طالقاني اعلام داشتند نظر شمادر اين زمينه و اصو لاً روحانيت در متن سياست مملكتي چيست ؟
ج: حقيقت اين است كه بايد قانون اساسي بتصويب برسد و سپس مسووليتها براي مقامات مسوول تعيين شود اكنون كه هنوز قانون اساسي منتشر نشده و به تصويب نرسيده معلوم نيست.كه رئيس جمهور، چه مسووليتهاي به عهده خواهد داشت.بنابراين در مورد مسئله اي كه به قانون اساسي باز ميگردد. اظهار نظر در حال حاضر معقول نيست در مورد اينكه صرف نظراز چگونگي دين از سياست فكري است كه در قرون گذشته و شايد براي نخستين بار با تاسيس شاهنشاهي اموي در دستگاههاي رهبري ضد اسلامي پيدا شد ولي اين فكر به زبان نميامد تا در اين اواخر كه سياست استعماري با تمام قدرت كوشيد اين مطلب را عنوان مسلم قلمداد كند و به خورد مسلمانان بدهد كه دين، يعني نماز وروزه كه به اين ترتيب، اداره ممالك را بر دست گيرند. اصولا تصور اينكه رهبران ديني نميتوانند وارد مسايل سياسي شوند، تصوري نادرست است. رهبري ديني هنگامي واقعي و كامل خواهد بود كه به سياست دين و مسائل جامعه نيز آگاه باشد ولي اگر سياست ديني نداند، به يقين، صلاحيت تصدي پست رياست جمهوري و اصولاً هيچ يك از سياستهاي حساس و مهم را نخو اهد داشت.
س: شما شخص بخصوصي رابراي تصدي رياست جمهوري در نظر گرفتهايد.؟
ج- هرگز. زيرا شخصيتهاي متناسب را ميتوان كانديدا كرد.
رضاخسروي(اطلاعات27/3/1358)
تلگرام علامه مفتيزاده به امام خميني
سنندج ـ علامه احمد مفتيزاده طي تلگرامي كه براي امام خميني به قم مخابره كرد،نسبت به انتخاب مذهب رسمي كشور در پيش نويس قانون اساسي جديد اعتراض كرد.
قم ـ رهبر انقلاب اسلامي ايران امام خميني ـ ودر مورد مسائل ايران بارها بلاواسطه و مستقيم، چه در زمان اقامت در "نجف" و چه از زمان كه به ايران بازگشتيد مذاكراتي داشته ايم يكي از اصول هميشگي مذاكرات اين بوده است كه تشييع وتسنن در قانون گذاري و امور اجرايي و جنبههاي رسميت بايد متساوي باشد و تبعيض و امتيازي ما بين اين دو مذهب وجود نداشته باشد نواري از مذكرات 16 بهمن ماه گذشته موجوداست كه در آن امام اين مطلب را ضمن مطالب اساسي ديگر تاييد فرمودهاند اخيراً پيشنويس قانون اساسي انتشار يافته و در ماده 13 آن مانند كانون تفرقهاندازان گذشته فقط مذهب جعفري به رسميت شناخته شده است مطلب اين ماده جز اين جمله با آن توافقها و اينكه حكومت ايران اسلامي است،نه مذهبي، سازگار نيست. اكنون در اين مرحله حساس تاريخساز ما نه تنها در برابر عالم اسلام بشريت و تاريخ آينده مسووليت داريم ومن مشكلات امام را درك ميكنم ميدانم گروهي خواستار امتياز دادن به مذهب جعفري هستند و استدلال ميكنند كه اكثريت مسلمانان ايران جعفري ميباشند با اينكه ميگويند روحانيون اهل تسنن در راه اسلام عليه طاغوت جان فشاني كردند اما گروهي بنام علملي اهل سنت در همانسالهاي ثناخوان رژيم بودند و امثال اين استدلالها. اما امام بايد اين برادران را متوجه سازد كه: اولاً جهاد عبارت از ايثار و گذشتن از خود، نه گرفتن امتياز. ثآنيا اسلام نامي است خدايي و تسنن و تشييع خود ساخته و اگر افتخاري باشد در نام خدايي است نه در تشييع و تسنن. ثالثا استقرار شاههنشاهي اموي و اخلاف آن باگرفتن قدرت شورا و جمع آوري نيروي حكومت حكومت و دولت سلطنت موجب تفرق واحد گرديد و اين تفرقه افكني قرنهاست مسلمانان را به جان هم انداخته است و برادررا بادست برادرچه در ايران عهد "صفويه" و چه در عهد ستمگران ديگر در ايران و نقاط ديگر قتل عام و اكنون نوبت آن است كه مسير انحرافي تاريخ را تصحيح كنيم واز تفرقه خصومتآوري به سوي وحدت و برادري اسلام باز دارد و اين خود بزرگترين مصداق وحدت كلمه است كه رمز پيروزي بوده و امام هميشه بر آن تكيه كرده است. رابعاً نيروهاي اهريمني شكستخورده استعمار چه داخلي و چه خارجي هميشه درپي يافتن حربهي تفرقه و ايجاد آشوباند تا بر انقلاب ما چيره شوند و سلطه خود را يابند و اين امتياز مذهبي در واقع امتيازي است بسيار خطرناك كه بدست اين نيروها داده ميشود و براي مسلمانان چه شيعه چه سني كمترين مزيت علمي در بر ندارد. خامساً اگر مردم ايران اكثريت مسلمان را اهل تشييع تشكيل ميدهد در ساير كشورهاي اسلامي اهل تشييع يا اصلاً نيستند و اقدام انقلاب اسلامي ايران اثري قاطع درروابط اسلامي مسلمانان دگر دارد و بادادن امتياز رسمي بودن به مذهب جعفري در ايران مسلمانان را در كشورهاي ديگر نيز به جان هم مياندازد و باز آتش خصومت و برادركشي را براي قرنها روشن ميكند. صرفنظركردن از اين امتياز، سرمشقي است براي استحكام و پيوند برادري اسلام در همه جا و افتخاري است تاريخي كه بنام انقلاب اسلامي ايران به ثبت ميرسد و پاداش ازآن است كه به حساب آيد. اميدوارم رهبر انقلاب بتوانند اين حقايق راكه يقيناً اكثريت قاطع برادران آگاه مخلص شيعه به آن اذعان دارند به اقليتي كه به آن توجه ندارند، تفهيم فرمايند تا اهليت خود را در برابر خدا به بهترين وجه به پايان برساند و اگر جز اين باشد بي ترديد نه در ايران قابل قبول خواهد بود و نه علم اسلام در برابر آن بي تفاوت خواهد ماند و هرچه بيش آيد مسووليتي خطرناك آن بعده كساني است كه تفرق و تبغيض را ميپذيرند و اين مسئوليتي است بس خطير و عهدار آن بايد قهرماني باشد بسي قاطع و پر قدرت و بي باك.
والسلام عليكم احمد مفتيزاده سنندج – 28/3/1358(اطلاعات29/3/1358)
مفتي زاده: ما چيزي بالاتر از خودمختاري ميخواهيم.
ديدار و گفتگو با علامه مفتي زاده رهبر كردهاي سنندج
آقاي مفتي زاده ! راست است كه شما نماز جهاد خوانديد؟
ارتش وابسته
-گروهي از ارتش خلقي حرف ميزنند نظر شما چيست؟
اگر از نظر سياسي بررسي كنيم اين مطلب كاملاً درست است كه ارتش ايران، ارتشي وابسته بوده براي حمايت رژيم گذشته و ميدانيم كه رژيم هم به امپرياليسم بين المللي وابسته بوده. بنابراين ارتش سابق ايران با آن مهرههاي اصلي نمي تواند براي يك دوران تازه ي انقلابي قابل قبول باشد، و معني خلقي به منظور من، در اين صورت اينطور ميشود كه آن عناصري كه موجب وابستگي هستند، نه يك يك سربازان و درجه داران و افسران، كه ديديم در دوران شش ماهه چقدر با مردم بودند. كه با اين ترتيب مي توانيم اميدوار باشيم اين ارتش خلقي يعني مدافع حقوق خلق باشد نه حقوق استثمار گران نه حقوق بلكه مطامع استثمار گران ولي از نظر نظامي اگر بخواهيم معني ارتش خلقي را اينطور توجيه كنيم كه افرادي از مردم مسلح شوند و انتظامات داخلي را حفظ كنند تا اين حد وظيفه ي پليس است و به ارتش مربوط نيست و از نظر اسلامي، پليس در اختيار قوه ي قضاييه است و كارش انتظامات داخلي است و لاغيره اما براي مقابله با خطرهاي احتمالي كه از طرف خارج به ايران رو كند، طبيعي است كه پليس داخلي قدرت مقاومت ندارد. جنگ امروز، تنها جنگ تفنگ و مسلسل نيست. به اين دليل، بايد ارتشي به معناي واقعي داشته باشيم، اما با همان معني سياسي اگر ارتش تصفيه شود از نظر من كافي است.
رفع ستم مذهبي
· خلق كرد به نظر شما چه خواستي دارد؟
· خواستي ندارد جز اينكه رفع ستم شود سه نوع ستم بر ملت كرد تحميل شده: نوعي از ستمها ستم ملي است كه از زمان كورش تا اواخر عهد آريامهر ادامه داشته كه اين مردم از حقوق ملي شان به هر ترتيب محروم بوده اند و امروز اصطلاحاً از اين حقوق ملي تعبير ميشود به خودمختاري كه مفاهيم گوناگون دارد اما از نظر اسلامي كمي بالاتر است حقوق متساوي مطرح است همة ملتها حقوقي به اندازه ي هم دارند. ديگر در نظام ادراي مركزي كه خودمختاري مفهوم دارد، يك حكومت مركزي موجوديت دارد و يك حق را براي ملتي به رسميت مي شناسد، اما در حقوق متساوي اسلامي اول ملتها هستند كه شوراهاي محلي به وجودمي آورند. يعني از قاعده به راس نه از راس به قاعدهاين تفاوت حقوق اسلامي با خودمختاري است و حق ديگر كه از زمان صفويه خشونت بسيار شديد نسبت به اهل تسنن اعمال ميشده و در نتيجه ميديديم كه در قانون اساسي شاهنشاهي مذهب تسنن در رديف اقليتها قرار داشت و ستم ديگر كه شامل اين ملت و همه ي ملتهاي ايراني است، ستم طبقاتي است درحاليكه در يك جامعه ي اسلامي نبايد هيچگونه امتيازاتي نه مادي و نه معنوي وجود داشته باشد و از نظر مادي بايد جامعه اي به وجود بيايد كه خوش گذراني و اسراف نباشد. دولت حد متوسطي را تعيين ميكند كه همه در آن حد زندگي بكنند، در حاليكه عملاً مي بينيم چقدر امتيازات و طبقات در ايران وجود دارد. پس مجموعاً آنچه ملت كرد ميخواهد عبارت از رفع ستم مذهبي، ستم ملي و ستم طبقاتي است.
خودمختاري
· با خودمختاري به اين شكلي كه الان عنوان ميشود شما مخالفيد؟
· نه مخالف، اين حداقل تامين مطلب ملت است يعني شرعاً از نظر اسلامي، بيش از خودمختاري هم ما حق داريم، ولي اين حداقل است. بايد فعلاً اين حداقل تامين بشود و بعد اگر از نظر مفهوم آزادي و درك دموكراتيك پيش رفتيم به مرحله اي مي رسيم كه بالاتر از خودمختاري هم بخواهيم.
انقلاب
· حالا كه اداره ي امور شهر به شوراها محول شده، آيا از وضع فعلي راضي هستيد؟و حالا چه گام مثبتي براي مردم بر خواهيد داشت؟
· " اگر منظور از "شما" شخص بنده است خودم را اصلاً كانديدا نكردم و هرگز هم نمي خواستم خودم را با كارها و گرفتاريهايي درگير كنم كه مجال كارهاي اساسي تر به من ندهد. اشخاصي از سوي گروههاي اسلامي معرفي شدند كه اكثريت آراء را آوردند و اقليتي هم از سوي گروه پيشرو و مجموعاً هنوز كار شروع نشده، ولي اميدوار هستم كه بتوانم كاري بكنم كه مقداري آرامش در منطقه بوجود بيايد و نيروها در جهت مصالح ملت به كار بيافتد.
· عدهاي معتقدند نبايد به اين زودي به دولت پيشنهاد خودمختاري داده ميشد و بايد صبر ميكردند تا كمي اوضاع آرام ميشد بعد اين پيشنهاد را مي دادند، شما چه مي گوييد؟
· به نظر من اشتباه است اتفاقاً پيش از اينكه اين اوضاع پيش بيايد، بيش از يكسال قبل، زماني كه امام خميني در نجف بودند همان موقع راجع به اين سه مطلب با ايشان تماس غير مستقيم داشتم و ايشان پذيرفته بودند و بعد هم كه به ايران آمدند، باز در اولين ديداري كه داشتيم اين مطالب را دوباره مطرح كردم ايشات همانطور كه از نجف سفارش ميكردند باز هم پيشنهادات مرا پذيرفتند و بعد از سقوط رژيم گذشته باز در ديدارهاي بعدي هميشه، هم با ايشان، هم با ساير مقامات سياسي روي اين مطلب تأكيد كردهام و معتقدم وقتي يك نظام انقلابي تازه به وجود مي آيد، از همان اول بايد قدمهايش را محكم بردارد تا اينكه آرام آرام جلو برويم بعداً وقتي مي رسيم به مسايل مهمتر با مشكلات روبرو شويم. اين است كه به عقيدة من اين نوع تصور اشتباه است.
مطبوعات
· سؤالي پيش مي آيد كه اگر امام خميني و مقامات مسئول دولتي از همان اوايل با دادن خودمختاري به خلق كرد موافق بودند، پس چرا مي بينيم دولت در اين كار تعلل ميكند؟
· حقيقت اين است كه مقداري ناهماهنگي شرايط خودمان موجب آن شده است. چند مسئله وجود دارد كه لازم نيست به همه ي آنها اشاره كنم از جمله اينكه ما در تهران سرگرم اين مسايل و مباحث بوديم كه موجي از مسايل اختلاف انگيز و تفرقه انداز در مطبوعات منتشر ميشد كه ايجاد واهمه كرد و بعد باز تماسهايي ديگر وجود داشته اطلاع داريد كه آقاي مهندس بازرگان خودشان اظهار علاقه كردند كه طرح اين خودمختاري بايد به دولت داده شود و همانطور وقتي آقاي طالقاني اينجا بودند و تقريباً دوازده، سيزده روز قبل هم خبر داريد كه راديو و تلويزيون دعوتي كردند از بنده براي مسايل كردستان و همينطور از سوي شوراي انقلاب هم دعوتي تلفني شده بود براي كار تدوين قانون اساسي و مجموعاً كاري مثبت و قوي در اين زمينه نشد جز اينكه يك طرح 27 ماده يي وقتي آقاي طالقاني اينجا بودند از سوي روحانيون تهيه شد. اين هم به عنوان يك زمينه نه به عنوان يك طرح نهايي زيرا طرح نهايي را بايد تمام آگاهان ملت تهيه كنند كه وقتي تصويب شد قابل اعتراض نباشد ومجموعاً هر چند اواخر اسفند ماه اين تلاش را كرديم، ولي آن شرايط پيش آمد كه جلساتمان در سقز بهم خورد زيرا قرار بود در آنجا اول روحانيون جمع شوند نظرشان را خلاصه كنند بعد دعوت كنيم از گروههاي ديگرآنها هم نظراتشان را عرضه كنند، از مجموع اين نظرات، يك طرح كلي استخراج كنيم و يك هيأت نمايندگي به تهران بفرستيم و روي آن طرح كار كنيم. در سقز روي اين مسايل بحث مي كرديم كه هيأت نمايندگي تعيين كنيم ولي حوادث كردستان پيش آمد و كار ما به تاخير افتاد. بعد از اينكه مهندس بازرگان به اين مطلب اظهار تمايل كرد باز بنده پيش از انتخابات از اشخاص دعوت كردم، خواستم تلفن كنم ولي آقاي "قاسملو" تلفن نداشتند آقاي "حسيني" تلفن نداشتند ولي به يك نفر گفتم با آقايان صحبت كند تا در يك جا جمع شويم و صحبت كنيم ولي مسايل شوراي سنندج موجب شد باز هم كارمان به تاخير بيافتد. باز در همين اثناء اشخاصي فرستادم به دليل اينكه تعدادي از برادران كرد اهل تشيع از جريان رفراندوم ناراضي بودند و بعضي هم شركت نكردند و حتي اطلاع داريد طومارهايي تهيه كرده بودند كه ما نميخواهيم با كردها باشيم اين قبيل مسايل مجموعاً پيشنهاد كردم محل اجتماعمان در كرمانشاه باشد كه هم دلجويي باشد هم اينكه كرمانشاه بزرگترين شهر كردستان است و فكر ميكنم الان مشكل زيادي از طرف دولت براي مطرح شدن مسئله خودمختاري وجود نداشته باشد بايد از طرف ما هم جد و جهدي باشد و بعد بحث كنيم و. . .
اقتصاد
· به نظر شما رابطه ي دين و سياست چگونه است؟
· سياست اگر به معناي اداره ي جامعه باشد جزيي است از دين و جالب توجه اين است كه ذات كلمه ي دين معني مهمترينش سياست است يعني اداره ي جامعه، اداره ي بشريت.
· نظر شما درمورد اقتصاد اسلامي و اقتصاد سوسياليستي چيست؟ و آيا به نظر شما با توجه به اوضاع اقتصادي ايران در رابطه با اقتصاد جهاني كداميك از اين دو شيوه ميتوانددر عمل مفيدتر باشند.
· دونكته ي اساسي در اقتصاد اسلامي و اقتصاد سوسياليستي اهميت دارد كه اشاره ميكنم. اول تفاوت منطقي و فلسفي اين دو اقتصاد است كه زير بناي اقتصاد اسلامي ايمان توحيدي است ولي زير بناي اقتصاد سوسياليستي به اعتبار يك راه حل ماركسيستي، فكر ماترياليستي است و با توجه به اين تفاوت از نظر زيربناي فكري اقتصاد اسلامي، اقتصادي است موفق و سازگارتر با ساخت رواني انسان ولي اقتصاد سوسياليستي به دليل اينكه فكر انسان را در جهت ارج نهادن به ماده و در نتيجه ماديات سوق ميدهد از اين جهت موفقيتش در از بين بردن تفاوتهاي طبقاتي ضعيف است و عملاً در تاريخ هم ديديم كه ضعيف بود و نكته دوم اين است كه در اقتصاد اسلامي طبقات بطور كلي از بين ميروند اما در اقتصاد سوسياليستي شكلي از طبقات است كه از بين مي رود اما به صورتي ديگر دوباره طبقات بوجود مي آيد و ميدانيد كه مفهوم طبقات اين است كه عدهاي مرفه تر باشند از عدهاي ديگر. در اقتصاد سوسياليستي كه ميدانيد سوسياليسم، مرحله ي اول اقتصادي ماركسيسم است هر كه هر چقدر مي تواند كار ميكند و هر اندازه كه كار ميكند مزد مي گيرد روشن است كه يك مهندس در شرايط كاري كه دارد اتاق تميز، هواي تصفيه شده، ميتواند در روز ساعت بيشتري كار كند در حاليكه كارگري كه در معدن زغال سنگ كار ميكند يا توي دود و گاز كارخانهها فعاليت ميكند ساعت كمتري مي تواند كار كند. پس در اينجا اين مهندس بيشتر مزد مي گيرد باز مي بينيم در نتيجه، يك عده مرفه و يك عده تنگدست خواهند شد و مرحله ي دومي كه ماركسيسم مي كوشد آن مدينه ي فاضله را بوجود بياورد، مي گويد به هر كس به اندازه اي نيازش بدهيم كه اين كمونيسم است و از نظر منطقي سوسياليزم نميتواند هر گز به كمونيسم برسد و در تاريخ هم نرسيد ولي اسلام از همان اوايل طرح اقتصاديش طوري است كه به اين مرحله ايده آل ماركسيستي مي رسد، به هر كس به اندازهاي نيازش ميدهد. بنابراين اقتصاد اسلامي از نظر از بين بردن فاصلهها و امتيازات، پيشرفته تر از اقتصاد سوسياليستي است و روشن است كه كدام يكي براي ايران سازگارتر است.
اسلام شاهنشاهي
· در سنندج گروههاي پيشرو و احزابي هستند كه فعاليت ميكنند، نظر شما و هوادارانتان درباره ي اينها چيست؟
نظر خودم را ميتوانم بگويم و نظر آنهايي را كه جنابعالي به لفظ هوادار اشاره كرديد، ولي به نظر من برادران و دوستان بايد گفت نمي توانم اظهار عقيده كنيم، ولي گروههاي متمايل به چپ، به دو دسته قابل تقسيم اند، يكي افرادي كه در رأس هستند و طراح برنامهها و كارها هستند و يكي اكثريتي كه آن طرحها و برنامهها را اجرا مي كنند اين اكثريت به علت ناآشنايي با اسلام است كه به مكتبهاي غير اسلامي اميدوار شدهاند. در حقيقت اينها علاقمندند جامعه شان سالم باشد و چون اسلام را در همان مقياس شاهنشاهي شناخته اند از آن روگردان شدهاند و اگر با اسلام و بخصوص سياست و اجتماع و اقتصاد اسلامي آشنا شوند، خيلي امكان دارد اكثريت برگردند به سوي اسلام، اما افرادي كه در راس هستند به احتمال قوي آگاهانه اين را كه موجب تفرق و دودستگي ملت اسلام است پيش گرفتهاند و احتمالاً اگر مردم آگاه نشوند همين افراد انقلاب ايران را دچارهمان فاجعه اي مي كنند كه در سال 32 دچار شد، درزمان مشروطه دچار شد، بعد از انقلاب جنگل دچار شد، و اميدوارم آگاهي ملت، بخصوص جوانان برسد به حدي كه اميدهاي ملت بواسطه ي اين تفرق و دودستگي به يأس خطرناكي مرگبار مانند گذشته منتهي نشود.
شيخ عزالدين حسيني. . . ؟
· و. . . سازمان چريكها ي فدايي خلق. . . ؟
· اين سازمان هم يكي از گروههاي متمايل به چپ است بلكه ماركسيستي است قاطعاً.
· و نظرتان راجع به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي چيست؟
· هنوز زود است كه درباره ي اين سازمان اظهار نظر كنيم، اهدافشان خوب است. اما نوپا و تازه كارند. آيا ميتوانند تشكلي متناسب با آمال و خواست هاشان بوجود بياورند يا خير، بايد مدتي بگذرد بعد قضاوت كنيم.
· گروههاي پيشرو از شما به عنوان يك مبارز آگاه ياد نمي كنند، شما چه جوابي داريد؟
· پيش از شش ماه قبل مبارزي ديگر نداشتيم بدون تعارف در كردستان، والا آن موقع مرا آگاه ميكردند. بهر حال بعد از ضعف رژيم، مبارزه زياد شد و الان انتظار دارم دوستان، صميمانه اگر ناآگاهي از من مي بينند محبت كنند و روشنم كنند چون من سابقه طولاني در كار مبارزه دارم. اين است كه اطلاعات مبارزاتيم قديمي است. اينها مبارزان امروزي و نوپا هستند ممكن است اطلاعاتي داشته باشند كه به من بدهند
مطبوعات تفرقه اندازند
· نظرتان را راجع به شخ عزالدين حسيني بگوييد؟و از نظر عقيدتي، اشتراكها و اختلاف نظرهايتان را بيان كنيد. . .
· عرض كنم در تعبير كلي، ايشان مسلمانند همانطور كه من مسلمانم، اما طبيعي است كه آگاهيها در مورد هر مطلبي متفاوت است و شايد آنطور كه من اسلام را مي شناسم ايشان نشناسند و از نظر موضع گيري، حقيقت اين است كه به واسطه ي همان سابقه طولاني تجربه مبارزاتي، دركي ديگر از معني انقلاب و مبارزه دارم كه تفاوت ميكند با آن معني كه ايشان از اين كلمات ميگيرند من تفرقه اندازيهاي گروههاي چپ را براي ملت ايران عموماً و كردها بخصوص، خطرناك مي شمرم و ميدانم همانطور كه سه بار اين تفرقه اندازيها موجب شكست انقلاب ايران شده و يك بار در مسئله جمهوري مهاباد، ملت كرد شكست خورد و سه بار در كردستان عراق، من نگرانم اگر مردم آگاه نباشند اين تفرقه و اختلافها باز موجبي باشد براي شكست اين انقلاب، ولي شايد ايشان اين نگراني را ندارند
· به شيخ عزالدين حسيني تهمتهايي از قبيل ساواكي يا كمونيست بودن مي زنند. نظر شما چيست و اگر اين حرفها را رد مي كنيد، براي رفع اين سوء تفاهم تا به حال چه كرده ايد؟
· حقيقت اين است كه بعضي تعبيرات موجب شده كه مردم اين تصورات را پيدا كنند ولي به نظر من اين دليل كمونيست بودن يا ساواكي بودن نيست از جمله اينكه اگر درست باشد از ايشان سوالي كردهاند در مورد اينكه اقتصاد ايران چطور بايد باشد؟ گويا گفته اند سوسياليستي باشد، در حاليكه با آن تعبيري كه در مورد تفاوت اقتصاد اسلامي و سوسياليستي گفتم متوجه مي شويم صرفنظر از تفاوت اين دو با هم، اصولاً اين، خيانتي است به ملت ايران كه از اقتصاد بي امتياز و بي طبقه ي اسلام محرومشان كنيم و اقتصاد طبقاتي سوسياليستي را به خودشان بدهيم و به هر حال، چنين تعبيراتي موجب سوءطن مردم ميشود اما من فكر نميكنم اين به هيچ دليلي باشد جز اينكه ايشان در مورد اين دو تا نظام اقتصادي، دقت كافي نكردهاند. . . .
نماز جهاد
· شنيده ميشود كه شما به چريكهاي فدايي خلق ساكن در سنندج اولتيماتوم داده و نماز جهاد خوانده ايد؟
· چند روزي كه در مسجد جامع تحصن بود، مطالبي كه از طرف افرادي گفته مي شد مردم را به هيجان مي انداخت و بارها فرياد بر مي آوردند كه بروند براي جهاد و كشتار چپيها از جمله اينكه يك روز پيش از پايان تحصن، اين تب به اوج رسيد و انبوه جمعيتي كه در مسجد و در داخل حياط و اتاقها و در خيابان بودند به حركت افتادند به سوي مراكز اين گروههاي چپي و منهم در داخل مسجد بودم. اولين تلاشي كه كردم اين بود كه عده ي زيادي از روحانيون نه تنها سنندج كه آنجا بودند، خواهش كردم كه اينها بروندجلو جماعت بيافتند و كنترل كنند بعد هم فكر كردم شايد اينها نتوانند كنترل كنند بيرون آمدم سوار ماشين شدم دور زدم كه بروم و جلو جمعيت را بگيرم، رسيدم با نيم ساعت بحث كردن، جماعت را متوقف كردم و با مقداري تهديد و حتي زدن بعضي از جوانان آنها را مجبور كردم كه نشستند بعد وقت نماز مغرب بود گفتم الان نماز مغرب مي خوانيم بعد كارمان را ادامه مي دهيم اين هم در ضمن از نظر رواني تاثير دارد در تسكين هيجان نماز خوانديم و بعد از آن بحثي طولاني كردم كه خلاصه اش اين بود، آيا شما با من هستيد يا خير اگر با من هستيد حرف مي زنم، اگر نيستيد مي روم، خوب اكثريت گفتند هستيم و گفتم اگر با من هستيد، نظر من اين است، بجاي اينكه شما دستجمعي الان حمله كنيد به آن مراكز و موجب كشت و كشتار بشود، چند نفر از روحانيون بروند با اينها مذاكره كنند. بعد هم يك مهلت 12 ساعته به اينها مي دهيم تا خودشان پايگاهها را خالي كنند مردم گفتند. اسلحهها را مي برند گفتم توصيه مي كنيم اسلحهها را تحويل بدهند روشن است كه چنين چيزي قابل اجرا نيست. در حقيقت، اين سياستي بود براي آرام كردن و برگرداندن مردم از هجوم نه اولتيماتوم به آنها كه فردا صبح اينكار را بكنند. نمايندهها رفتند و منهم به طرف مسجد برگشتم، آنهم به اين دليل بود كه اگر متفرق مي شديم عده ي زيادي مسلح بودند و كنترل شان مشكل مي شد و. . . اين بود كه بطور دسته جمعي به سوي مسجد بازگشتيم. و فردا صبح شنيدم آنها رفته اند مدارس را خبر كرده و بچههاي مدرسهها را آورده اند براي ائتلاف مراكزشان. من همانجا بحثي كردم و گفتم بسيار كاري منطقي و عاقلانه كردهاند زيرا وقتي بچهها ي ما اطراف آن مراكز باشند بديهي است كه ديگر ما هرگز نمي توانيم به سوي آنها هجوم ببريم و تقدير ميكنم اين كارشان را و مسئله جنبه ي تعقيب بعدي نداشت بلكه جنبه آرام كردن داشت.
گفتگو با ديدار و علامه مفتي زاده، رهبر كردهاي سنندج
اشاره:هفته ي گذشته بخش نخست گفتگو با علامه مفتي زاده، رهبر كردهاي سنندج را خوانديد،و اينك دنباله ي آن را از نظر شما مي گذرانيم.
· شما در ميان كردهاي ايران چقدر، طرفدار داريد؟
· -"هيچ معلوم نيست، هيچوقت. . . سر شماري نكردهام.
· آيا "قياده موقت"در سنندج فعاليت ميكند؟
-"گمان نميكنم فعاليت داشته باشد اما حقيقت اين است كه مرز و حدي در كردستان وجود ندارد از همه ي گروهها، نه تنها ايراني، بلكه عراقي و غيره، هميشه به اين منطقه آمد و شد دارند و اين سوال شما مطلبي را به خاطر شما مي آورم شايد هم منظور شما همين باشد كه اين روزها گروههاي چپ اعلاميههايي منتشر مي كنند مبني بر اينكه افراد قياده موقت رفتند راديو و تلويزيون را گرفتند يا رفتند پليس راه را گرفتند يا به آن گروهي كه از مريوان آمدند به اطراف اروميه خواروبار ببرند تيراندازي كردند و از اين قبيل مسايل عرض كنم اينها شعاري شده براي تهمت زدن والا آنهايي كه رفتند راديو تلويزيون اشخاص سرشناسي هستند كه ايهنم ماجرايي دارد. براي جلوگيري از خونريزي مردن به هيجان آمده بوند و مي خواستند استاندار و چپيهايي را كه در راديو و تلويزيون بودند بكشند. برنامهيي اجرا شده و استاندار را به مسجد احضار كرديم تا از مردم عذرخواهي كند. عدهاي از روحانيون، دبيران وريش سفيدان كارگر و بازاري حدود 10 نفر با گروهي از افراد مسلح به راديو و تلويزيون فرستاديم كه بروند و آنجا را از چپيها بگيرند و آن نگرانيهاي مردم برطرف شود و يك نفر از كميتهي 5 نفري تعيين شود كه بر كار راديو تلويزيون نظارت كند تا هيچ مطلب و اعلاميهاي بدون تصويب كميتهي 5 نفري پخش نشود پليس راه هم همينطور و اتفاقاً دو شب پيش بود كه آقاي "كليجي" معاون استاندار گفت:"همراه عدهاي براي بازديد پليس راه رفتهايم زيرا گفته بودند افراد قيادهي موقت آنجا هستند شناسنامهها را نگاه كرديم و ديديم همه سنندجي هستند". خلاصه اين يك حربه است، اساس ندارد
· اين سوال را به اين علت عنوان كردم كه ميگويند قياده موقت با شما همكاري ميكند.
جوابش همين بود كه عرض كردم، آنها كه رفتند راديو و تلويزيون همه از اشخاص سرشناس هستند، چون ريش سفيدان منطقه هستند، همه ميشناسند، يك نفر توي اينها نبود كه ريش سفيد نباشد، از اهل مسجد و متحصنين بودند و خواهش ميكنم به راديو و تلويزيون بروند. افرادي هم در پليس راه بودند، كليجي رفت و يك يك آنها را شناخته، داستان است، حربهاي است براي تهمت زدن.
· گفته ميشود كه شما طرفداران مسلح خودتان را به شهر آورديد اين سوال پيش ميآيد كه آيا شما براي رفع اختلافهاي خودتان باديگران، راه ديگري پيشنهاد نميكنيد؟
درست برعكس از اطراف بوكان تا ايلام و قصر شيرين، گروههاي مسلح پانصد نفري و بيشتر نامه مينوشتند، افرادي ميفرستادند كه بيايند به من كمك كنند و من همه را رد ميكردم. تنها بله نميشود انكار كرد كه چند صد نفري شايد آمده اند اما گروههاي زيادي نبودند كه قبلاً كسب تكليف كنند و بيايند، مثلاً از اين ده نفر يك از آن ده نفر دو نفر يا از كميتههاي پنج نفره و ده نفره آمده اند و قاطي شدهاند اما به هيچ وجه اجازه ندادم كه گروههاي بزرگ وارد شوند
· از راديوتلويزيون نام شما زيادشنيده ميشود تا ديگر رهبران كردها آيا توافق خاصي با دولت كرده ايد، يا واقعاً شما سخنگوي اكثريت مردم هستيد؟
عرض كنم در مورد توافق، جوابي كه دارم اين است كه در شراط اختناق و خفقان، وقتي كه امام خميني در نجف بودند، ما توافق كرديم و اين توافق، دنباله همان توافقهايي است كه آن زمان وجود داشته و مي دانيد كه در آن زمان بطور عادي، مردم جرات نداشتند با ايشان تماس بگيرند. . . !
پولها را چه كردهايد؟
ميگويند شما از دولت درخواست پول كرده ايد. و قبلاً براي آسيب ديدگان حوادث سنندج، يك ميليون تومان گرفته ايد ولي معلوم نيست آن پول را چطور خرج كرده ايد ، ديگر اينكه مجدداً از دولت خواستهايد، ماهيانه حداقل پانزده ميليون تومان به شما بدهند تا آن را بين طلاب سنندج (براي هر نفر سيصد تومان) تقسيم كنيد تا براي اسلام تبليغ كنند، و گفته ايد ماديگري در سنندج بسيار رايج است و ما اگر براي اسلام تبليغ كنيم، به هرحال تسنن از ماديگري بهتر است.
انگاري مفتي زاده از اين سوال خوشش نيامداما دلش ميخواست يك جواب قاطع بدهد تا ديگر پشت سرش از اين حرفها نزنند، گفت:
چند تا جرئيات در اين مسايل شما مطرح بود كه براي جواب بعضيها نامهاي كه به آقاي مهندس بازرگان نوشته ام و خودم تكثير كردهام، به آن مراجعه كنيد. البته گروههاي چپي هم بعداً از آن تكثير كردهاند، منتها با اعلاميه اي كه خودشان به آن ضميمه كردهاند. نامه را بادقت بخوانيد، بعداً اعلاميهي آقايان را و خواهيد فهميد موضوع چطور بوده است. و در مورد نكتههايي از اين نامه كه "تسنن هرچه باشد بهتر است" درست برعكس است. دو دفعه به اين نكته اشاره كردهام كه "دولت مثل اينكه زياد به تسنن توجه نميكند " و اينهم تكيه دارد بر بحثهاي گذشتهاي كه داشتهايم كه يكي از مواد 3 ماده اي روحانيئن بوده و ماده اول از مرامنامهي حزب "مساوات اسلامي كه بايد آن تبعيض مذهبي كه از زمان صفويه بوجود آمده برطرف بشود و اسلام با دو شاخه ي مذهب تسنن و مذهب تشيع، هر دو تا رسميت پيدا كند. آن ستم مذهبي بود كه كه اشاره كردم:.: به آن عبارت است نه اينكه هر چه باشد و بعد هم در اين قالب و مقياس كه سيصد تومان به هر طلبه بدهم مطرح نيست، خير براي وضع امور ديني در كردستان، عموماً اشاره كردم. در زمان شاهنشاهي و حتي از زمان صفويه كه روحانيت اين منطقه، چطور توسري خورده اين است كه پانزده تا بيست ميليون تومان پيشنهاد كردهام، نه به عنوان كمك كه بدهند، بلكه به عنوان بودجه، خصوصاً تأكيد كردهام كه من با روحانيان صحبت كردهام، چون با همت و با مناعت بوده اند، قبول نكردند كه به صورت كمك به اينها داده شود، بلكه به صورت يك بودجه ي مؤسسه ي رسمي و بودجه ي دولتي داشته باشد، اينهم اشاره كنم، پانزده بيست ميليون تومان، نه بعنوان تمام نيازها، بلكه اين يك طرح مقدماتي است، كه اگر آن طرح براي سراسر كردستان، مدارس ديني داير كنيم با چهار پنج هزار مدرس از علما و بعداً از حفاظ قرآن، نابينايان، موذنين مساجد، خادمان مساجد تمام اينها داخل اين طرح هستند. پانزده، بيست ميليون تومان، اصلاً كافي نيست فقط در آغاز آن طرح را مي خواهم كوچك پياده كنم، يك موسسه اسلامي بوجود بياورم براي تمام شئون اسلامي و بعداً اين را گسترش بدهم كه فكر ميكنم پنجاه شصت ميليون تومان بودجه هم براي آن موسسه كافي نباشد و اشاره كردهام كه بايد به صورت بودجه ي دولتي باشد، نشان ميدهد كه بايد يك چيز رسمي باشد، نه غير رسمي كه همينطور سيصد تومان به اين طلبه و سيصد تومان به آن يكي و بعداً درمورد فعاليت طلبه، اشاره كردم كه دهات از نظر درماني خيلي نياز دارند، اين طلبه همانطور كه مي روند تبليغ روحي مي كنند، كمك مالي هم بكنند براي داروهايي كه براي خودشان و دامهاشان به درد مي خورد و در مورد آن يك ميليون تومان كه براي حوادث سنندج خرج كرديم، مسئله اين است، كه هنگاميكه آقاي طالقاني اينجا بودند مطالب زيادي درمورد احتياجات اين منطقه، از جمله اينكه در زمان رژيم سابق براي شهدا و زخميها حسابي باز كرده بوديم و از محل آن حساب، به خانوادههاي شهدا و زخميها ماهيانه مبلغي مي داديم. در حوادث اواخر اسفندو اوايل فروردين كشته زياد بود و زخمي بيشتر، كمك خواسته بوديم از مردم، اما پول قابل توجهي جمع نشده بود ولي در حساب مربوطه چيزي پس انداز نشد تا ما به خانوادههاي شهدا و زخميها كمك كنيم و قرار شد هنگاميكه آقاي طالقاني و همراهانشان تشريف داشتند، كمكي اساسي براي اينها بفرستند، بعد هم درمورد اينكه صندوق خيريه داريم، بحثي كرديم و قرار بود كمك كنند، بحث كرديم كه برنامه اي داده بودند به آقاي فروهر در مورد پرداختن ماهيانه ي بيكاري به كارگران و اينهم هنوز نرسيده و كارگران محتاجند و از اين قبيل مسايل زياد بود. و ايشان اول يك مركز امداد براي معالجه زخميها به سرپرستي "دكتر سعادت" تاسيس كردند و بعد از مدتي يك هيات چهارنفري از طرف ايشان آمدند و ميزان كمك نقدي را حدود يك ميليون تومان برآورد كردند من كلمه را از ايشان ياد گرفتم چون مبلغ را از آنها تحويل نگرفتم، حدود يك ميليون تومان را كه آقايان طالقاني، دكتر بهشتي فرستادند، آورديم و درمورد مخارج اينها بحثهايي داشتيم بنده هم اشاره كردم كه دو تا واحد براي رسيدگي داريم يكي صندوق خيريه مال همان واحدها و يكي هم همان افرادي كه به حساب شهدا و زخميها رسيدگي ميكردند. گفتم اين دو تا مهم تر است و اشخاص را معرفي كردم كه اينها را ببينند و آقايان رفتند و ديگر بنده ايشان را نديدم و دقيقاً هم نمي دانم مبلغي را كه آوردند چقدر بود زيرا گفتند حدود يك ميليون تومان و اگر اهل حيف و ميل بودم در نامه اي كه به آقاي بازرگان نوشتم و خودم هم در زير نامه اشاره كردم كه اين را تكثير ميكنم، يقيناً اين مسئله را در متن نامه نمي آوردم و مجموعاً آقايان يك قسمت را خرج كردند براي اين زخميها و خانوادههاي شهدا، يك بودجه هم در اختيار اين هياتها گذاشته اند براي صندوقي بنام صندوق انقلاب اسلامي كه طرح اش را قبلاً به آقاي طالقاني داده بوديم كه وام بدهند به كسانيكه احتياج دارند و مركزي هم كرايه كرده بودند براي آن مطلب و يك هيات مديره هم تعيين كرده بودند، بعداً هم تماس داشتيم با دكتر بهشتي همان هيات هم قرار بوده ميليونها تومان براي اين طرح بفرستند و مجموعاً چون مبلغ خيلي كم بود براي آن طرح و مي دانستيم اگر آن روز اول دوميليون تومان هم باشد، تمام ميشود، اين بود كه به هيات پيشنهاد كردم به جاي اينكه آن مبلغ به هزينه ي قبلي برسد، بهتر است پول را به صندوق دانشجويان بريزندكه دارند پول جمع مي كنند تا مواد خوراكي براي خانوادههاي واقعاً گرسنه بخرند و اينكار را كردند، ولي همه اش را هنوز خرج نكردهاند. دانشجوها سه طرح درست كردهاند: اول براي آنها كه واقعاً محتاجند مجاني آذوقه بدهند، دوم براي آنها كه احتياج شان كمتر است با قيمت ارزان و سوم براي بعضيها با قيمت واقعي تمام شده البته بازهم ارزان است چون ما آذوقه را با قيمت دولتي خريده ايم. البته من مستقيماً دخالت ندارم، فقط كارگشايي كردهام و چند تا فروشگاه در مناطق فقير نشين تهيه كرده و آذوقه تهيه مي كنند.
· نظر شما درمورد مطبوعات و سانسوري كه اين روزها گفته ميشود در راديو و تلويزيون اعمال ميشود چيست؟
· هم مطبوعات و هم راديو و تلويزيون، واقعاَ بايد آزاد باشند، اما بين آزادي و بي بند و باري، از يك طرف و سانسور و رعايت نظم از طرف ديگر تفاوتي است كه مردم كمتر متوجه مي شوند. آزادي تنها در صورتي مفهوم مثبت دارد و به نفع جامعه تمام ميشود كه در نشان دادن واقعيات و تبليغ افكار و عقايد و عرضه كردن نظرات مثبت و خير خواهانة مردم باشد نه تحريف واقعيات و يا منتشر كردن شايعات و ساختن دروغ و بكار بردن روشهاي فريب كارانه و در مورد سانسور هم، اگر سانسور به معني جلوگيري از نشر افكار و عقايد و انتقادات باشد، بي ترديد منفي و به زيان جامعه است، اما اگر به معني جلوگيري از دروغ پردازي و شايعه سازي باشد، اين نظم است و اتفاقاً انقلاب بسيار به نظم نيازمند است. مردم در درك معني اين مسئله دچار اشتباه مي شوند و اين مطلب را اضافه ميكنم كه راديو تلويزيون مكلف است تمام افكار، عقايد و ايدئولوژيها را بدون كمترين سانسور وفشار عرضه كند ومطبوعات هم همينطور مكلفند تمام واقعيات را تا آنجا كه به درد مردم مي خورد، عنوان كنند زيرا بعضي واقعيات، پيش پا افتاده اند و بي ارزش، متاسفانه اطلاع داريد كه راديو و تلويزيون امكانات كافي ندارد، گاهي هم دعوتهايي بوسيله راديو و تلويزيون شده اما زياد استقبال نشده كه افكار وايدئولوژي شان را مطرح كنند و مطبوعات هم جهت گيري شان نامعلوم است.
· هنگام كشتار سنندج، گفته ميشود اين كشتار و اين مسئله به خاطر اين بود كه شما به آقاي صفدري بيش از حد ميدان داده بوديدنظر شما چيست؟
· - " وقتي من به صفدري ميدان ميدادم كه بيش از پانزده ماه به سقوط رژيم گذشته نمانده بود و به راستي او در آن هنگام، مبارزي شجاع و با ايمان بود، البته آن موقع ناآگاهيهايي هم داشت، آن روزها جز صفدري، كسي در مجالس، راجع به رژيم گذشته با من بحث نمي كرد، بنابراين طبيعي بود كه برايش احترام قائل بودم و دوستش داشتم اما متاسفانه كمي معلومات و آگاهي اش، خصلتي به او داده بود كه مثل يك كارگر، فقط براي تخريب به درد مي خورد نه عمران، توانا بود براي كوبيدن رژيم سابق، ولي هنگامي كه رژيم سقوط كرد ديگر چنان نبود كه او بتواند مفيد باشد و هنگاميكه ديدم عملاً نمي داند چكار دارد ميكند با صراحت به او گفتم آقاي صفدري بخاطر اين يكسال و نيم مبارزه محترم هستي اما الان ديگر به درد نمي خوري و خواهش ميكنم از اينجا با احترام برو كه سابقه ات پايمال نشود و براي مردم هم سوء تفاهم بوجود نيايد. اگر خودت نروي مجبور مي شوم سوار ماشينت بكنم و از سنندج به قم بفرستمت، پس براي بعد، ديگر من به او ميدان نميدادم.(آيندگان3و10/4/1358)
فاجعه مريوان30 كشته و 100 مجروح
در تماس تلفني اطلاعات با منزل علامه احمد مفتي زاده در سنندج، سخنگوي ايشان در مورد حادثه مريوان گفت: ساعت 10 صبح ديروز تظاهراتي از سوي گروههاي چپي در مريوان برپاشد.
اين گروه بطرف كميته انقلاب اين شهر رفتند و زدوخورد شديدي درگرفت.
وي اعلام داشت كه در پي اين زدو خورد هياتي از سوي اقاي احمد مفتي زاده جهت بررسي و پايان دادن به اين جنگ عازم مريوان شد و چون اين هيات هنوز مراجعت نكرده است نميتوان بطور دقيق در مورد زدوخورد مريوان اظهار نظر كرد.
وي همچنين گفت:كه بر اساس شايعات تعداد كشته شدگان مريوان 20 الي 30 نفر و مجروحان 70 تا 100 نفر هستند.(اطلاعات31/4/1358)
علامه احمد مفتي زاده و كردستان(۵)
گفتگو با علامه مفتي زاده:
با اجراي نظام مساوات اسلامي، نيازي به مبارزه افراطي نيست.
درباره علامه احمد مفتي زاده
تحصيلات خود را در مكتب خانهها و مدارس اسلامي كردستان ايران و عراق تا درجه اجتهاد ادامه و بپايان رسانيده است. از سال 1328 واردمبارزات سياسي شده و در آغاز مبارزه با كمك يارانش روزنامه خطي منتشر مي كرده است و از سال 30تا32 در سنندج به مبارزه ادامه داده و در سال 36 به تهران آمده و برنامه كردي راديو ايران را ترتيب و در دانشگاه تهران(دانشكدههاي الهيات و حقوق) فلسفه و مذاهب اسلامي را تدريس نموده است، سپس روزنامه كردستان را منتشر كرده و از طرف ساواك بازداشت و در قزل قلعه به بند كشيده شده است و بعد از آزادي، مبارزات خود را در كردستان بصورت سخنرانيها و ارشاد مردم تاكنون ادامه داده است.
· مردم عقيده دارند كه بر سر رهبري مبارزات كردستان بين شما و سيد عزالدين حسيني اختلافاتي وجود دارد.
· مفتي زاده: آنچه از نظر من مطلقاً مفهوم و ارزش نداشته باشد عنوانها و القاب گوناگون است و من قوياً وجود هر گونه اختلاف را تكذيب ميكنم و عنوان رهبري را نمي پذيرم و متاسفانه شايعه پردازان و دسيسه گران موضوع را بال و پر ميدهند.
· مي گويند شما سالهاست با امام خميني در تماس هستيد.اين تماسها چگونه بوده است؟
· -من بوسيله روحانيوني كه به عراق آمد و شد داشتند، با امام در تماس بودم و از ارشاد و راهنمائي ايشان برخوردار مي شدم.
· عدهاي از جوانان كرد، شما را متهم به تفرقه اندازي نموده و عليه شما اعلاميه صادر مي كنند. در اين مورد چه نظري داريد؟
· - در برابر اعلاميههايي كه در 5 يا 6 ماه اخير عليه من منتشر شده است اعلاميههاي ديگري نيز هست كه روشنگر مي باشند. به علاوه تلاش گذشته و حال من، هميشه براي حركت دادن به مردم و رفع تفرقه بوده است
· شما نامه اي به مهندس بازرگان نوشته ايد كه مخالفين تكثير نموده اند. اين ماهيانه 20 ميليون توماني كه خواسته ايد بهتر نبود بجاي مبارزه با گروههاي مخالف شما، صرف عمران كردستان شود.
· -اين نامه را همانطور كه در ذيل آن اشاره شده خود تكثير كردهام اما گروههاي مخالف محبت كرده و در تكثير نسخ بيشتر با من همكاري نموده اند منتها بي محبتي آنان در تفسير بي انصافانه همراه نامه مي باشد. . . موضوع اين نامه يكي از مسائلي است كه به هنگام مسافرت حضرت آيت الله طالقاني به سنندج در حضور روحانيون مطرح شد و اخيراً آيت الله كرماني از طرف امام خميني براي اين موضوع خاص (يعني بيرون آمدن وضع دين از صورت شاهنشاهي زده) مأموريت يافته بودند و آن نامه را در نتيجه مذاكرات با ايشان نوشته ام و مبلغ 15 تا 20 ميليون تومان مبلغ نهائي براي بهبود مسائل اسلامي يك منطقه نمي باشد زيرا با توجه به وضع ملاها و حافظين قرآن و مؤذنان و خادمين مساجد، بي ترديد هزينه اي بيش از اين لازم است، اما اينكه چنين مبلغي براي عمران منطقه تخصيص داده شود ناشي از يك اشتباه است به اين معني كه اين دو مطلب، يعني اصلاح وضع روحانيون و بهبود عمران منطقه با هم تعارض ندارند و اصولاً هر گاه با امام خميني وديگر مسئولين مذاكره نموده ام، هميشه روي مسائل اساسي تر تأكيد نموده و بحث كردهام. به علاوه از نظر من انسان با ارزشهاي معنوي مي تواند انسان باشد نه تنها بهبود وضع مادي. مي توانيد براي درك بيشتر اين مطلب جامعه سرخ پوستان آمريكا و جامعه خوش گذران سفيد را مقايسه كنيد.
· شما علاوه بر اينكه با جوانان و سازمانهاي پيشرو مذاكره نمي كنيد، بلكه اقداماتي بر عليه آنها انجام داده ايد. بنظر ميرسيد كه در مورد چپگران، افراط مي كنيد.
· -چپ گرا بودن يك عده از هموطنان، يك واقعيت عيني است. در مورد افراطي بودن، اين مسئله قابل توجه است كه هر زمان به تناسب، عوامل ضد ملي شكلي از مبارزه ممكن است اوج بگيرد و اين اتهام افراطي بودن را در زمان تسلط رژيم گذشته بمن مي زدند بخاطر اينكه هرگز حاضر نبودم با ديانت ساختگي درباري و دين فروشان كنار بيايم. امروز كه حكومت ضدديني وجود ندارد طبيعي است كه مبارزه افراطي لزومي ندارد و همانطور كه بارها گفته ام آمادگي دارم كه در محيط صفا و تفاهم، با افراد بي علاقه به اسلام، به بحث و گفتگو بپردازم. بخصوص كه مي دانم، روي گرداني عدهاي از جوانان ما از اسلام معلول قيافه كريه ديانت درباري گذشته مي باشد و در اين موضع گيري، ضد اسلامي، جوانان را كمتر مقصر مي دانم.
· شايع است شما با افراد قياده كوقت در تماس هستيد. به آنان كمك مي كنيد و تفنگچيهاي آنان نيز در خدمت شما هستند.
· -اين شايعه بي اساس است، منتها از اولين ديدار با امام خميني كوشيده ام به جلال طالباني، رهبر اتحاديه ميهن كردستان عراق، اجازه ملاقات داده شود و پس از اينكه امام به اين موضوع علاقمند شدند، موضوع را در مصاحبه با كيهان گفتم و به دوستان هم سفارش كردهام كه امكان يك ملاقات بين فرزندان ملامصطفي بارزاني (رهبران قياده موقت) و جلال طالباني را فراهم نمايند تا اختلافات خود را حل كنند، زيرا آنكس كه از اين اختلافات ضرر مي بيند، خلق كرد است و آنكس كه سود مي برد، دشمنان ما هستند.
· در مورد اعلاميه اي كه عليه سيد عزالدين منتشر شده است چه مي گوييد؟
· - مطلقاً از انتشار اين اعلاميه خبر نداشته ام وتا شنيدم كه در كرمانشاه و سنندج تكثير شده بوسيله دوستان خود، آن را جمع آوري كردم. من عاملين انتشار اعلاميه را محكوم ميكنم.
· شايع است كه تحريكاتي در مرزهاي ايران از سوي عناصر رژيم سابق انجام مي گيرد. آيا صحت دارد؟
· -بله صحت دارد و خيلي هم خطرناك است
· دورنماي انقلاب ايران و آينده كردستان را چگونه مشاهده مي كنيد؟
· - در شرطي كه دولت، در پياده كردن اصول سياسي و اجتماعي و اقتصادي اسلامي قاطع باشد، يقيناً بهانه اي براي استثمارگران باقي نخواهد ماند ونظام جمهوري اسلامي استقرار خواهد يافت و يكي از كارهاي انقلابي دولت، اقدام جدي در مورد اجراي مفاد قطعنامه 3 ماده اي رهبران ديني اهل سنت است كه ماده اول آن، رفع ستم مذهبي معمول شده از زمان صفويه و ماده دوم، تامين خودمختاري كه اسلام مي شناسد و در ماده سوم، سياست رفع ستمهاي مادي و معنوي وطبقاتي پيش بيني شده است.
· اگر دولت با خودمختاري موافقت نكند، تكليف مردم چيست؟
· -انسان مكلف است براي رفع ستم و گرفتن حق به هر شيوه اي كه لازم باشد، مبارزه كند، حتي اگر بصورت قيام مسلحانه باشد. اما اميدوارم علاقه دولت به اجراي نظام مساوات اسلامي چندان صميمانه باشد كه اصولاً نيازي به مبارزه پيش نيايد.
· آيا به نظام اقتصادي سوسياليسم اعتقاد داريد؟
· -اگر خواسته باشيم به زحمتكشان ستم روا داريم بله،اما اقتصاد اسلامي در جهت رفع تبعيض، بسيار پيشرفته تر و نيز موفق تر از اقتصاد سوسياليستي است و لذا اسلام، از سوسياليسم بي نياز است.
· در صورت خودمختاري، مركز ايالت كردستان كجا خواهد بود؟
· -من مايل هستم كه شهر قهرمان شهر(كرمانشاه) بعنوان مركز ايالت خودمختاركردستان انتخاب شود و براي همين موضوع، از صاحب نظران كرد دعوت كردهام براي تهيه طرح نهائي خودمختاري، در كرمانشاه اجتماع نمايند. كردهاي منطقه كرمانشاه از لحاظ حماسي وملي، بسيار قوي و علاقمند هستند ليكن آنها پيرو مذهب تشييع هستند و اكنون از عدم شركت منطقه اي از كردستان در رفراندوم، دلگير و آزرده مي باشند و من تلاش كرده و ميكنم كه اين آزردگي را برطرف و روح همبستگي ملي و مذهبي پيش از پيش تجديد و تقويت گردد.
· نظر شما درباره سانسور راديو و تلويزيون و مطبوعات، آنهم به صورت تحصن و راهپيمايي عليه آنها چيست؟
· -در مورد سانسور و تفاوت آن با نظم مقتضاي فرمان قرآن، هيچگاه نمي توانم سانسور را اجازه دهم، اما نظم بخصوص در شرايط انقلابي، يك ضرورت است تا سال 32 و انقلاب مشروطيت و جنگل را دوباره تجديد نكنيم.
· چه پيامي براي ملت ايران داريد؟
· -مهمترين پيام من اينست كه ملت ايران با آگاهي كامل از شرايط منطقه و نفوذ تحريكات استثمارگران بين المللي، اجازه ندهند كه اين بار نيز انقلاب ما بي ثمر بماند و خفقان و اختناق مانند گذشته تجديد شود.(تهران مصور31/4/1358)
پيام علامه مفتيزاده
علامه مفتيزاده درباره وقايع اخير كردستان و وضع كردستان بعد از انقلاب اسلامي ايران خطاب به ملت ايران پيامي به اين شرح فرستاد.
بسم الله الرحمن الرحيم ـ هموطنان مسلمان!
زماني كه حركت عظيم انقلابي ملت ايران راهش را بسوي فروريختن كاخهاي ستم 2500 ساله و درهم كوبيدن لانههاي وابستگي و نوكري امپرياليسم ادامه نداد وطنفروشان جاسوس و مزدور ساواك سراسيمه و به دنبال راهي ميگشتند كه از آنجا فرار كنند و جان خيانت پيشه خود را از انتقام ملت برهانند منطقه كردستان چه در آذربايجان غربي و چه استانهاي كردستان و كرمانشاه و با صدها كيلومتر مرز باز بسوي مراكز نفوذ امپرياليسم سرخ و سياه منطقهاي بود كه خائنان ميتوانستند از آنجا بگريزند. بخصوص كه رژيم گذشته بخاطر ترس از انتقام ملت زجر ديده اين منطقه آن را از ماموران و مزدوران ساواكي پر كرده بود و شايد بتوان گفت كه ساواك در حدود يك چهارم از مجموع عوامل خيانت كارشان را به كردستان فرستاده بودند. در زمان رژيم گذشته آنچه البته به جايي نميرسيد فرياد بود اما متاسفانه پس از مرحله اول پيروزي انقلاب نيز ملت ستم كشيده كرد بارها از تجمع نيروهاي ضد خلقي مزدور در كردستان فرياد برآورد وباز فريادش به جايي نرسيد.
هم وطنانم ؛ملت مسلمان ايران؛ آنچه برادران و خواهران كرد شما در مدت شش ماه گذشته پس از پيروزي تحمل كردند خيلي بيشتر از آنچه در طي مقاله توصيف شد تاثرآور خواهد بود اگر بدانيد كه شما در همه جاي ايران درجشن و سرور سقوط رژيم شاهنشاهي بوديد اما دركردستان اين شادي وسرور مردم بيش از چند روز دوام نيابيد و بلافاصله بقاياي رژيم با پوشيدن ماسكهاي انقلابي و با استفاده از ضعفهاي پس ازانقلاب شروع به آزار و كشتار مسلمان در كردستان نمودند و خواهران و برادران مسلمان شما متاثر بودند كه چرا در برابر هجوم همه جنايتكاران ايراني به كردستان ملت مسلمان و انقلاب اسلامي ايران آنان را فراموش كردهاند در اين اوآخر اوجگيري جنايت مزدوران مانند كشتار نوجوانان و جوانان مدرسه قرآن مريوان و حمله براي كشتار مسلمانان شد رژيم شاهنشاهي بوسيله مزدوران داخلي و خارجي كه از اشراف پهلوي و اويسي و پاليزبان فرمان ميگرفتند صداي فرياد مسلمانان كرد را رساتر نمود و راستي آنچه ملت مسلمان ايران در همه شهرها براي نجات جان و ناموس مسلمانان كرد نشان داد خواه با پيشكش كردن بهترين شهدا و خواه با داوطلبي ميليونها مسلمان براي شهادت در راه نجات مردم كردستان خسارتهاي گذشته را تسكيني فوري بخشيد.
عزيزانم مسلمانان ايراني آنچه خواهران و برادران كرد مسلمان شما را نگران ميساخت سفاكي و كشتار بيرحمانه مزدوران بود نه از دست دادن مال و لذا با تشكر وقدرداني فريادرسيهاي شما و از جمله جمعآوري معونات براي مردم سنندج و گرسنه و تشنه پاوه كه آنان را از آشاميدن آب نيز محروم كرده بودند و به اطلاع ميرساند كه توطئه كشتار سنندج تقريباً در نطفه خفه شد و لذا در اين شهر كمبود استثنايي احساس نميشود. از خداوند متعال مسئلت ميكنيم كه انقلاب اسلامي با عظمت ايران به رهبري عالي امام خميني راهش را به سوي نجات محرومان و فريبخوردگان با توفيق روزافزون ادامه دهد. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته 29/5/58 – برادر شما احمد مفتيزاده(كيهان30/5/1358)
پيام مهم علامه مفتيزاده: توطئه كشتار مردم سنندج در نطفه خفه شد.
علامه مفتي زاده درباره وقايع اخير كردستان و وضع كردستان بعد از انقلاب اسلامي ايران خطاب به ملت ايران پيامي فرستاده:
بسم ا…الرحمن الرحيم
هموطنان مسلمان!
زماني كه حركت عظيم انقلابي ملت ايران راهش را به سوي فرو ريختن كاخهاي ستم 2500 ساله و در هم كوبيدن لانههاي وابستگي و نوكري امپرياليسم ادامه داد و تنفروشان جاسوس و مزدور ساواك سراسيمه و نگران به دنبال راهي ميگشتند كه از آنجا فرار كنند و جان خيانتپيشه خود را از انتقام ملت برهانند، منطقه كردستان چه در آذبايجان غربي و چه استانهاي كردستان و كرمانشاه با صدها كيلومتر مرز باز بسوي مراكز نفوذ امپرياليسم سرخ و سياه نقطهاي بود كه خائنان ميتوانستند از آنجا بگريزند. به خصوص كه رژيم گذشته به خاطر ترس از انتقام ملت زجر ديده اين منطقه آنرا از ماموران و مزدوران ساواكي پر كرده بود و شايد بتوان گفت كه ساواك در حدود 4/1 از مجموع عوامل حيانتكارش را به كردستان فرستاده بود. در زمان رژيم گذشته آنچه البته به جايي نميرسيد فرياد بود اما متاسفانه پس از مرحله اول پيروزي انقلاب نيز ملت ستم كشيده كرد بارها از تجمع نيروهاي ضدخلقي مزدور در كردستان فرياد برآورد و باز فريادش به جايي نرسيد.
هموطنانم، ملت مسلمان ايران! آنچه برادران و خواهران كرد شما در مدت شش ماه گذشته پس از پيروزي تحمل كردند خيلي بيشتر از آنچه در طي مقابل توصيف شود، تاثرآور خواهد بود. اگر بدانيد كه شما در همه جاي ايران در جشن و سرور سقوط رژيم شاهنشاهي بوديد اما در كردستان اين شادي و سرور مردم بيش از چند روز نپاييد و بلافاصله بقاياي رژيم با پوشيدن ماسكهاي انقلابي و با استفاده از ضعفهايي پس از انقلاب شروع به آزار و كشتار مسلمانان در كردستان نمودند و خواهران و برادران مسلمان شما متاثر بودند كه چرا در برابر هجوم همه جنايتكاران ايراني به كردستان ملت مسلمان و انقلاب اسلامي ايران آنان را فراموش كردهاند. در اين اواخر اوجگيري جنايت مزدوران مانند كشتار نوجوانان و جوانان مدرسه قرآن مريوان و حمله براي كشتار مسلمانان ضدرژيم شاهنشاهي بوسيله مزدوران داخلي و خارجي كه از اشراف پهلوي و اويسي و پاليزبان فرمان ميگرفتند، صداي فرياد مسلمانان كرد را رساتر نمود و راستي آنچه ملت مسلمان ايران در همه شهرها براي نجات جان و ناموس مسلمانان كرد نشان داد خواه با پيش كش كردن بهترين شهداء و خواه با داوطلبي ميليونها مسلمان براي شهادت در راه نجات مردم كردستان حسرتهاي گذشته را تسكيني قوي بخشيد.
عزيزانم، مسلمانان ايران!
آنچه خواهران و برادران مسلمان كرد شما را نگران ميساخت سفاكي و كشتار بيرحمانه مزدوران بود، نه از دست دادن مال. لذا با تشكر و قدرداني از فريادرسيهاي شما و از جمله جمعآوري معونيات براي مردم سنندج و مردم تشنه و گرسنه پاوه و دودان كه آنان را از آشاميدن آب نيز محروم كرده بودند به اطلاع ميرساند كه از توطئه كشتار سنندج تقريباً در نطفه خفه شد و لذا در اين شهر كمبودي استثنايي احساس نميشود. از خداي متعال مسئلت ميكنيم كه انقلاب اسلامي با عظمت ايران به رهبري عالي امام خميني راهش را بسوي نجات محرومان و فريبخوردگان با توفيق روز افزون ادامه دهد. 30/5/1358والسلام عليكم و رحمها. . . و بركاته
29/5/58 برادر شما احمد مفتيزاده(جمهوري اسلامي30/5/1358)
هدف از تز مشهور همزيستي مسالمت آميز و اميرياليسم شرق و غرب غارت جهان و تحكم بر اراده ملتهاست.
سنندج ـ خبرنگار جمهوري اسلامي: ديروز علامه مفتي زاده در يك مصاحبه اختصاصي با خبرنگار ما در سنندج به گفتگو پرداخت: متن مصاحبه بشرح زير از نظرتان ميگذرد:
سئوال: لطفابفرمائيد حوادثي كه هم اكنون در كردستان پيش آمده ناشي از چه مسايلي است و چه كساني بيش از همه در بوجود آوردن آن دخالت دارند ؟
جواب ـ در جواب اين سئوال بدون بررسي و مطالعه دقيق خصوصيات انقلاب اسلامي ايران جوابي ناقص خواهد بود، در قرن اخير حركتهاي انقلابي خواه اصيل و غير اصيل در نقاط مختلف دنيا بوجود آمده است. خصوصيتي كه در نقاط مختلف دنيا بوجودآمده است خصوصيتي كه در همه اين حركتهاي انقلابي بطور مشترك وجود داشته تكيه بر نيروي خارجي بوده است ميدانيد كه در واقع الان فقط دو قدرت وجود دارد كه بر دنيا حكومت دارند، يكي امپرياليسم جهان غرب و ديگري امپرياليسم شرقي، اين دو طي تلاش طولاني و جدالها و برخوردها بطور نسبي موقعيت يافتند كه تز مشهور همزيستي مسالمت آميز را پياده كنند كه مفهوم آن چيزي جز سازش دو نيرو براي غارت جهان و تحكم بر اراده ملتها نبوده است در هر جا كه نيروهاي محلي يا ملتها در برابر حكومتها قيام كردهاند بطور عادي در طول مبارزات ناچار شدهاند به يكي از دونيروخواه مستقيم و غير مستقيم تكيه كنند و طبيعي است كه مسير حركت انقلابي بواسطه تكيه بر يكي از اين دو اردوگاه امپرياليستي آينده اش را تقبيح ميكند، يعني اين كه وقتي يك حركت انقلابي به استناد يكي از اين دو نيرو به پيروزي ميرسد در آينده هم اين حركت متكي به همين نيرو خواهد بود، آنچه در انقلاب اسلامي ايران براي اولين بار در تاريخ مشاهده شده اين مساله استثنايي بود كه اين حركت كمترين تكيه بر ايندو نيروي استثمار گر نه مستقيم و نه غير مستقيم نداشت، آغاز حركت در بهار 1343 آنطور كه همه ميدانيم با همبستگي روحانيت و مردم بوجود آمد و در طول پانزده سال كه اين حركت گاهي با شدت بروز ميكرد و زماني مخفي ميشد، باز اين خصومت ادامه داشت.
در سال 1357، حركت انقلابي اوج گرفت و در مدت كمتر از يك سال تمام نيروها و قشرهاي مختلف مردم را دور خود جمع كرد تا رسيدن به پيروزي اين حركت براي رفع كمترين نياز از هيچ نيروي بيگانه كمك نگرفت و هر چه بود، فقط ايمان و اراده خود ملت بود. اين خصوصيت كه در اين حركت انقلابي بطور استثنايي وجود دارد جهت و قدرت جهان خواران است كه از اين حركت دور باشند و در نتيجه از آن بيم و هراس دارند. واقعيت اين است كه اگر حركت انقلابي ايران مانند ساير نهضتها در اثناي جريان به يكي از اين دو نيرو متكي ميشد، پس از پيروزي نيز آن نيرو در كنار حركت قرار ميگرفت و پشتيبان آن ميشد. اما همين عدم اتكاء به هر دو نيرو موجب شده كه هر دوي آنها جهت خصوصيات را با اين انقلاب در پي گيرند، از جهتي ديگر نيز ايران كه از نظر سياسي و اقتصادي منطقهاي بسيار حساس و پر اهميت براي هر دو نيرو بشمار ميرفت، پس از سالها جدال سياسي اين دو نيروي جهان خوار توانسته بودند به يك توازن در اين منطقه برسند، بدين معني كه در آمد اين مملكت را بنسبتي بين خود تقسيم كنند و از نظر استراتژي هم بتوانند مقياسها و ضريبهاي برخورد دو سياست را در منطقه كنترل كنند، با اين سابقه طبيعي است كه هر حركتي در ايران بر خلاف جهت اين توافق پيدا شود، براي نيروهاي جهانخوارهگران تمام ميشود نشانهاي از اين دو واقعيت اين بود ؟ كه ديديم حركت انقلابي تا زماني كه به اوج قدرت خود رسيد و رژيم را سرنگون ساخت يك بار از حيث تبليغاتي امريكا با شوروي و يا نيروي تازه وارد به جهان استعمار از چنين جماعتي برخورد دار نشد، در واقع نه تنها ايران، يك نقطه التقا و يا تلافي براي ايجاد تفاهم بين دو نيروي بزرگ استثمار واقع شده بود بلكه بواسطه همت و فضل و بخشش بدون حساب نيروي زمامدار، ميدان طمع براي چنين تازه از راه رسيده نيز باز شده بود و طبيعي است كه زوال اين نظام موجب عمق نگراني نيروهاي استثماري خواهد شد اما بهر حال اين حركت انقلابي استثنائي چون بر نيروي اراده و ايمان ملت تكيه داشت عليرغم تمام مقياسهاي موجود براي سنجش حركتهاي انقلابي به پيروزي رسيد و بايد انتظار داشته باشيم كه اين نيروهاي امپرياليستي پس از پيروزي نيز آخرين امكانات و قدرت خود را براي ايجاد موانع در كار انقلاب بكار گيرند. در حقيقت نيروهاي استعماري زود فهميدهاند كه نميتوانند با مقابله صريح و رو در رو كاري از پيش ببرند زيرا با تمام ملت ايران روبرو ميشدند، بنابراين تنها راهي كه براي اين نيروها باقي ماند اين بود كه از طريق توطئه و دسيسه بازي راه پيشروي بسوي اهداف نهائي را مسدود كنند و تا بتوانند فاجعه سال 1332 را تكرار نمايند، با شباهتي كه نيروهاي جهانخوار از اوضاع سياسي و اقتصادي و جغرافيائي ايران داشتند پس از بررسي مطالعه شرايط گوناگون استراتژي خود را در چهار خط مشهود حركت ضد انقلابي استوار نمودند، اين چهار خط كه محاصره انقلاب بود بدين ترتيب ترميم شد كه شروع حركت ضد انقلاب از كردستان بطرف خوزستان باشد. اين خط اول حركت بود. خط دوم از كردستان به تركمن صحرا، خط سوم از تركمن صحرا به سيستان و بلوچستان و خط چهارم از سيستان و بلوچستان به خوزستان كه به اين ترتيب ميتوانستند حركت را از تمام جهات محاصره كرده راه پيشروي انقلاب بسوي اهداف آينده انقلاب مسدود سازند، دليل اتخاذ اين استرتژي معلول همان شرايط سياسي و جغرافيائي است. ميدانيد كه كردستان صدها كيلومتر با عراق و تركيه مرز دارد و همچنين عراق و تركيه خود گرفتار مساله كردستان هستند و نسبت به مسايل ملي كرد حساسيت فراوان دارند و نيز عراق و تركيه ميداني براي نفوذ سنگين امپرياليسم ميباشند، اضافه بر اينها معمولا در هر جا كه ستم بيشتر باشد، تحريك پذيري نيز بيشتر است.
مردم كردستان در دوران شاهنشاهي ستمهاي فراوان تحمل كردهاند، هم از نظر مذهبي و ملي، اقتصادي و هم از نظر فرهنگي و جهات ديگر و يكي از ستمهاي بزرگ محروميت ملت كرد كمترين اندازه سواد و معلومات است، بطوريكه به جرات ميتوانيم بگويم 90% مردم كرد از خواندن و نوشتن تقريبا محروم هستند و اين محروميت در كنار محروميتها و ستمهاي ديگر بطور طبيعي اين اثر را دارد كه اين مردم خيلي زود فريب توطئهها و دسيسهها را بخورد و با مجموعه اين شرايط حساب ضد انقلاب درست بود، نقطه خوبي براي شروع انتخاب كرده بودند و اينكه خط اول را از كردستان به خوزستان در نظر گرفتند باز به سبب داشتن اين مرزها و شرايط تقريبا متساوي با كردستان بوده است شاهد اين استراتژي امپرياليستي مطالب فراواني است كه در اطلاعيهها و در مطبوعات و در مبارزات گروههاي ضد اسلامي در مدت اين ششماه و حتي چند ماهي پيش از آن خوانده ايم و شنيده ايم.
در مطبوعات هم ديدهايم كه مثلاً از سوي فلان سازمان يا گروه ماركسيستي عنوان ميشد كه بايد كردستان بحقوق ملي و سياسي و فرهنگي خود برسد و از اين قبيل مطالب طبيعي است كه فلان گروه ماركسيستي اصولا توجه به اين قبيل مسايل ندارند. تنها نكتهاي كه مطرح است همان است بسياري از مردم كرد از اين گروهها شنيدهاند و خود نيز اين جمله را شنيديم كه در روز چهارده اسفند كه در احمد آباد بوديم يك نفر از فدائيان خلق كه لباس مراد را ديد و فهميد كه كرد هستم با گرمي از من استقبال نمود و با صراحت تمام گفت كه تمام اميد ما در كردستان شماهستيد، همه چشم انتظار ما بسرزمين شما دوخته شده است ؟ كه به اين سرزمين خدمت كنند، به اين مردم كمك كنند نه كه بيايند در اينجا وظايف مزدور خود را تعهد كنند. حركت ضد انقلابي خود را آغاز كنند هر چند بقيمت نابودي اين مردم اين سرزمين تمام شود. در مدت اين شش ماه مكرر ديديم كه همه اين نيروهاي ضد اسلامي چطور با هم متحد شدند، نه تنها اين گروهها، بر حسب ظاهرگروههاي ايدئولوژيك هستند . بلكه اين گروهها حتي با پست ترين مرتجعان و مزدوران نيزدست اتحاد دادند. ميدانيم كه در وقت تصميم گيري در بسياري از اين گروهها يا پستترين افراد ساواكي قرار دارند. اطلاع كه در حوادث سنندج و مريوان همه جا چگونه در كنار اين گروههاي كه بر حسب ظاهراً ايدئولوژيك افرادي از مزدوران سرشناس رژيم گذشته از مامورين ساواك، سرمايهداران، زمينخوران ، وقاچاقچيان فعالبيت داشتند و راستي در شعاري كه گروههاي ماركسيست دارند موفقيت تمام پيدا كردهاند، البته فقط در دو مرحلهاش ـ اتحاد و مبارزه، دست اتحاد به تمام نيروهاي مزدور و ضد ملي دادهاند و مبارزه را عليه انقلاب اسلامي ايران و عليه تمام ملت ايران و بخصوص ملت كرد شروع كردند، اما اطمينان داريم اگر ملت با آگاهي انقلاب را دنبال كند نتيجهاي كه عايد اين اتحاد اهريمني خواهد شد چيزي جز نابودي نخواهد بود بهر حال واقعيت آنچه در كردستان ميگذرد همين اتحاد همه نيروهاي ضد اسلامي است نه از مردم كرد بلكه از تمام نقاط ايران و حتي نه ازايران كه از تمام امكاناتي كه از نيروهاي استعماري دارند، خبر داريد كه در بين افرادي كه در اين ايام دستگير شدهاند افرادي بودهاند با لباس كردي اما در واقع فارس، عرب، ترك، بلوچ و غيره بودهاند و يا حتي عراقي هستند و يا مصري و خبر داريد كه چهار جاسوس اسرائيلي دستگير شدند و همينطور يك سرهنگ خارجي، با اين حساب بسيار تاثرآور است كه اين قضيه ننگين را غالبا ( بعنوان قضيه اي مربوط به ملت كرد قلمداد ميكنند، در حاليكه در گذشته اين ملت هميشه ستم كشيده وارث ستمهاي گذشته است. باز نيروهاي ضد انقلابي اين سرزمين رامحل تاخت و تاز خود قرار دادهاند و زياد هستند افراد فريب خوردهاي كه از اين ملت كه جربه دشمنان انقلاب بر آنها كارگر شده و واقعاً صميمان در برابر انقلاب قرار گرفتهاند به خيال اينكه در مقابل دشمن هستند چه بسيارند افرادي كه با دسيسه اين نيروهاي مزدور جانشان را هم از دست ميدهند با اين همه مشقت كه اين ملت محروم تحمل ميكند و با اينكه سرزمينشان ميدان تاخت و تاز دشمنان ملت شده بار بي انصافي است كه چه كساني در پيش آوردن اين اوضاع تاثير داشتهاند با توضيحي كه داديم متوجه ميشويم كه افراد يا اشخاص زياد نقش ندارند بلكه گروهها بودند كه با اتحاد خود كار مبارزه عليه انقلاب اسلامي را شركت كردند و اگر افرادي بيشتر نام آنها به چشم ميخورند فقط روپوشي براي پنهان كردن دسيسهها است و حتي افراد، نه افراد كه اگر ميبينيم حزب دموكرات كردستان اسمش بيشتر مطرح ميشود براي اين است كه به اين وسيله قيافه حزب توده، چريكهاي فدائي خلق، جمعيت دفاع از آزادي وانقلاب و ساير گروههاي پيشگاه وخيل عظيم اسمهاي بي مسمي پنهان شوند و نشانه حماقت و سطحي نگري سران حزب دموكرات است گر چه خود در توطئه و خيانت دست دارند ولي قبول كردهاند كه همه خيانتها از طرف آنان است و هدف از اين كار همه نيروهاي متحد ضد انقلاب اين است كه در جهان وانمود كنند جنگ بين ملت كرد و دولت است و بخاطر هدفهاي سياسي ملت كرد است و با اين دسيسه به مقابله دولت انقلاب و ملت ايران بپردازد و متاسفم كه مقامات مسوول نيز متوجه اين نيرنگ نيستند. فقط نان حزب دموكرات است كه به زبان ميايد.
س ـ خبرهايي مبني بر دخالتهاي همسايه شمالي ايران و كشور عراق و هم چنين عده اي از كردهاي تركيه در جريانات كردستان ايران ميرسيد، نظر جنابعالي در اين مورد چيست؟
ج ـ آنچه جاي ترديد نيست اين است كه تنها نيروهاي ضد انقلاب ايراني نيستند كه در حوادث كردستان دخالت دارند و سلاح شوروي و پولهاي كشورهاي مختلفي كه از افراد گرفته ميشود گواه صادقي است بر اين دخالتها و همينطور گرفتن جاسوسهاي بيگانه
س ـ با اينكه بارها از سوي جلال طالباني اعلام شده است كه به انقلاب اسلامي ايران احترام ميگذارد و در امور ايران دخالت نميكند بنظر شما انگيزه دخالتهاي افراد طالباني در حوادث كردستان چيست ؟
ج ـ اصولا تكيه بر اعلام يا عدم اعلام انسانها و گروههاي ماترياليستي بسيار نامعقول و نا منطقي است، ماترياليستها ارزش براي اخلاق، عهد و پيمان و غيره قائل نيستند، ايده اينها بر اين حرف استوار است كه بر هر ترتيبي كه بهدف برسند مشروع است و پسنديده، پس اگر ديدند دروغ وسيله ايست براي رسيدن بهدف دروغ در نظر آن زياد پسنديده خواهد بود اما اين كه انگيزه آنان چيست مزدوران معمولا انگيزه اي جز مزدوري ندارند
س: آيا فكر ميكنيد ضد انقلابيون به جنگهاي پارتيزاني روي بياورند؟
ج ـ اگر دولت جواب و روشي هم از نظر سياسي و هم از نظر نظامي با ضد انقلاب مبارزه نكند بي ترديد گرفتار چنين آشوبي خواهد شد.
س ـ بنظر شما راه حل منطقي و معقول در مقابله با اين جريانات همين روشي است كه دولت موقت انقلاب در پيش گرفته است ؟
ج ـ متاسفانه خير، روشي كه اين دولت دارد از نظر سياسي و تبليغاتي تقريبا مردود است اولاً واقعيتها كاملًا نشان داده نميشود. و هم چنين در نشان دادن واقعيتها از وسائلي استفاده نميشود كه مردم را آگاه كنند كه مردم وقتي فهميدند واقعيتها چگونه است بسيار زود بيدار خواهند شد و ثانياً در تعقيب نيروهاي ضد انقلاب نوعي سهل انگاري وجود دارد كه اولاً كمتر در دستگيري آنها تلاش ميكنند و ثالثا وقتي افرادي از اينهارا دستگير ميكنند و متوجه ميشوند كرد نيستند نمي كوشند اين واقعيتها را با تمام وسايل ممكن بمردم تفهيم كنند.
س: سئوالي پيش ميايد كه ممكن است با اين مسايل ارتباط نداشته باشد ولي قدر مسلم آن است كه بي ارتباط هم نيست و آن ايم كه چه عواملي بيش از همه سبب شدهاند كه جوانان كردستان به مكاتب غير مذهبي و مادي روي بياورند ؟
ج: در اول توضيح بايد اضافه كنم كه الحمدالله اينطور نيست كه بيشتر جوانان كردستان دچار اين انحراف فكري شده باشند،در حقيقت درصدي از جوانان هستند كه گرفتار اين انحراف شدهاند، اما اين كه سروصدا و ماجرا در اين مورد زياد بوده و روي همان روش شناخته شده اين گروههاي ماركسيستي است كه در حقيقت تنها وسيله پيشرفت خود را سروصدا تبليغات و دروغ و فريب ميشناسد نه كاري جدي و درست و نه روشنگري و بحث و تبليغ سالم با مردم و علت اين كه چرا بيشتر از اغلب نقاط ايران در اينجا جوانان بدام اين افكار مادي و ضد اخلاقي ومسموم افتادهاند بگذشته برميگردد. بخاطر داريد كه روحانيت در كردستان چه وضعي داشت، تقريبا در حدود 1% مردم جاسوس رژيم گذشته بودهاند و 99% بقيه نيز بيطرف و نفوذ آن 1% بوده اند.
چون رژيم گذشته تمام قدرتها و امكانات و امتيازات را خاصتا در انحصار اين 1% قرار داده بود و بقيه جز زير نفوذ بودن در برابر اين 1% چارهاي نداشتند در اين بقيه انسانهاي با ايمان فراوان بودند و حتي اكثريت و واقعاً با ايمان و همينطور اشخاص باسواد بطور نسبي وجود داشت اما قدرت سربلند كردن و حتي آزادنه فكر كردن را در برابر سلطه اين 1% در كنارسلطه سياسي رژيم از دست داده بودند. و بخاطر داريد كه سالها روحانيون با تبليغات گوناگون خويش ما را چنان در محاصره قرار داده بودند كه حتي جوانان درس خوانده جامعه نگران بودند از اين كه با آمد و شد داشته باشند زيرا تبليغات روحانيت اين مطلب را در جامعه به همه قبولانده بود كه فلاني مرتد است، لا مذهب است. منافق است، كافر است و از اين قبيل تعبيرات كه شنيدهايد و حتي جواناني كه در اين چند سال پيش با من آشنا شده بودند از خانوادههايشان بطور تحقير آميزي رانده شده بودند و مجموعا نيرو هاي گوناگون ضد انقلابي رژيم سابق بعلاوه تبليغات زهرآگين عليه روحانيت موقعيتي كرد كه نتوانستيم به همه جوانان جامعه خودمان اسلام انقلابي را بشناسانيم و طبيعي است كه جوان درس خوانده وقتي اسلام واقعي را نميشناسد بايد از اين اسلامي كه روحانيون وابسته به دستگاه معرفي ميكنند متنفر باشند.
س: امام خميني بارها اظهار فرمودهاند كه ما بين مذاهب اسلامي فرقي نيست و حتي فرمودند هر كس خلاف اين را تبليغ كند. دشمن اسلام و ايران است با توجه به فرموده امام آيا قانون اساسي آينده ايران بر امتيازات و تبعيضات خط بطلان خواهد كشيد؟.
ج: متاسفانه روحانيت عالم تشيع گرفتار درديست كه روحانيت كردستان به آن مبتلا است و در برابر جهت انقلاب اسلامي امام خميني جهت گيريهاي غير انقلابي و ارتجاعي نيز وجود دارد، جواب اين سئوال بستگي بآن خواهد داشت كه مجموعا اين نيروهاي مجتمع درمجلس خبرگان چهاندازه شهامت داشته باشند تا در احياي اسلام واقعي و كشيدن خط بطلان بر تفرقه پيروز شوند.
س:آيا در رابطه با مسايل كردستان براي ملت مسلمان ايران پيامي داريد ـ بفرماييد ؟
ج: انتظاري كه از همه ملت مسلمان ايران دارم اينست كه آن همه ستمي كه بر ملت كرد در رژيم گذشته تحميل شده بعلاوه اين همه مشقتي كه در شش ماه پس از پيروزي انقلاب كشيده شده است براي بدبختي اين ملت كافيست و خواهشمندم ملت مسلمان ايران اجازه ندهد كه تهمت ضد انقلابي بودن نيزبه بدبختي اين ملت اضافه شود و اما پيامم براي برادران كردم اين است كه بيش از نگذارند بخاطر گاز شوروي و نفت امريكا و ديگر پيمانهاي ذلت بارسودآور براي اقتصادي رژيم گذشته كه وضع آنها پس از انقلاب دگرگون شده است سرزمين ما ويران شود و خون ملت كرد بيخود ريخته گردد.(جمهوري اسلامي18/6/1358)
دعوت نامه رييس مجلس خبرگان از علامه احمد مفتي زاده
حضرت آيت الله حسينعلي منتظري رييس مجلس خبرگان ديروز تلگرامي باين شرح خطاب به علامه احمد مفتي زاده به سنندج مخابره كردند. متن پيام به اين شرح است:
بسمه تعالي
دانشمند محترم جناب مستطاب آقاي احمد مفتي زاده دامت تاييده
پس از سلام كمسيون شماره 7 مجلس خبرگان از جنابعالي دعوت مينمايد كه براي تشريح نظرات خودتان راجع به قانون اساسي تشريف فرما شويد اميد است بپذيريد. ضمنا مستدعي است سلام و تحيت گرم مرا به عمده برادران و خواهران مسلمان و مجاهد كردستان ابلاغ فرمائيد.رييس مجلس خبرگان -حسينعلي منتظري(جمهوري اسلامي18/6/1358)
مجالس يادبود ابوذر زمان در مدرسه مطهري و دانشگاه تهران
بمناسبت بزرگداشت مردي از تبار امامان مجاهد كبير و معلم قران حضرت آيت الله … طالقاني عصر ديروز مراسم با شكوهي بدعوت اعضاي شوراي انقلاب نمايندگان مجلس خبرگان و حزب جمهوري اسلامي در مدرسه شهيد مطهري برگزار شد. در اين مراسم كه با شركت بيش از صدها هزارتن از طبقات مختلف مردم و نيز شخصيتهاي مملكتي انجام گرفت،ابتدا آياتي چند از كلام الله مجيد تلاوت شد پس از آن علامه" مفتي زاده" طي سخناني اظهار داشت:
"نظام هستي تا آنجا كه ما ميشناسيم همواره در حركت و تلاش است و اين حركت به اشكال گوناگون در موجودات مختلف نمودار است اما وقتي به موجودي كاملتر چون نباتات رسيده.حركت دوراني و مرگ و مير و سوخت و ساز مرحله كاملتر آن ميباشد. در حيوانات دو حركت اول هست باضافه يك حركت ديگر اختياري در محدوده مراكز. آنگاه علامه مفتي زاده در ادامه سخنان خود از تكامل انسان سخن گفت و ماموريت انبياء را متذكر شد و افزود:"چه شد كه پس از رحلت پيامبر اسلام، باز زور گويان بر ملتها مسلط شدند و چه شد كه بعد از 14 قرن چنين حركتي در گوشه اي از جهان اسلام پديدار شد و به اين پيروزي درخشان رسيد. اگر بخواهيم جواب سئوال را مشخص كنيم بايد سئوال كنيم كه چه شد به جاي رژيم شاهنشاهي، حكومت اسلامي جايگرين شد؟ پاسخ اين سئوال را خداوند در اين آيه بيان نموده است.
"هر كس از ياد من وراه من دور بماند، به انحطاط كشيده خواهد شد. بتدريج قرآن فراموش شد. بنيان شاهنشاهي در سرزمين اسلام مستقر شد، بعد از شاهنشاهي اموي، شاهنشاهي عباسي زمينه رابراي رشد انواع ميكروبها فراهم كرد و انقلاب با عظمت تنها به بركت برگشتن مسلمانها به قرآن بود.
خصلتي كه حركت انسان را از حركت بقيه موجودات جدا ميكند. براي همين است كه آگاهانه و با تعقل حركت ميكنددر اين زمينه چهرههاي مخلصي در اسلام بودند كه باعث شدند مسلمانان دوباره با اسلام و قرآن آشناشوند. يكي از اين چهرههاي فقيد دانشمند بزرگ ومفسر كبير، آيت الله طالقاني بود. منت بزرگي كه طالقاني براي ملت ايران و مسلمان در سراسر دنيا دارد اين است كه كوشش فراواني نمود تا مسلمانان دوباره با قرآن كه از دست داده بودند آشنا شوند و دوباره به آغوش آن بازگردند. تنها قرآن بود كه اين قدرت را به ما داد كه توانستيم قدرتهاي ضد اسلامي و ضد بشري داخلي و خارجي را شكست دهيم و بدون قرآن چنين پيروزي براي ما امكان پذير نبود.
آقاي مفتي زاده در قسمت ديگري از سخنان خود گفت:
"برادران، خواهران چرا و به چه كسي شهيد ميگوئيم ؟ چرا به كسي كه فقط به دست دشمن كشته شده باشد. شهيد ميگوئيم در حالي كه قرآن راجع به حضرت رسول ( ص ) و دانشمندان اسلام هم لقب شهيد ميدهند. معناي شهادت در قرآن. مرگ به دست دشمن نيست. معناي شهادت در قرآن مردن نيست زيستن است و حتي نه زيستن و تكامل در آخرت بلكه همين حيات دنيائي.
شهادت برقد و قامت طالقاني مبارك باشد. ما هنوز خيلي راه است كه بايد طي كنيم تا دشمنان بر ما مسلط نشوند.كمترين انحرافي كه پيدا كنيم زاويهاي پيدا ميشود كه دشمن جاي پائي در همان زاويه پيدا ميكند و نيز راه را بر ما مي بندد".(جمهوري اسلامي21/6/1358)
هشدار و پيشنهاد
بسم الله الرحمن الرحيم
معمولاً پيدايش هر پديده طبيعي با اجتماعي، با تحول تدريجي همراه است اما گاهي اقتصادهائي جعلي رو ميدهد وپديدهاي بطور "زودرس" ظاهر ميشود.انقلاب اسلامي ايران، بواسطه نيروي محركهاش كه ايمان و عواطف ديني بود توانست. تمام ملت رايكپارچه بحركت در آورد. و اكثريت قاطع ارتشيها را كه با ملت در اين نيرو اشتراك داشتند، از مقابله مورد نظر رژيم طاغوتي با مردم باز دارد. اين علت و عللي ديگر كه بارها توضيح دادهايم. انقلاب را خيلي پيش از آنكه در آغاز تصور ميرفت، بطور "زود رس" به پيروزي بر نظام حاكم رسانيد ….. و ما نديم و دنيائي مشكلات (كه معمولا با هر پده اي زود رس مشكلاتي همراه است).
مشكلات بزرگ. عدم تشكل لازم و كافي هم براي اداره شئون آشفته و گسترده. مملكت شاهنشاهي و هم براي مقابله با توطئههاي و كار شكنيهاي عناصر و گروههاي شكست خورده و گرفتاريها وكار شكنيها، روز افزون شده، و متاسفانه نبودن راه جبران از يكسو گروههاي سياسي اسلامي راه از هم دور ساخت، و از سوي ديگر موجب ركود در كارهاي اساسي و نيز در بعضي موارد اقدامات و حركاتي شتابزده و نامشروع كرديد كه مجموعاً اين چند عامل انقلابمان را بطور جدي تهديد ميكند.. مثلا شمهاي از مشكلات كه حل آن جنبه فوريت دارد. بعنوان نمونه:
1 ـ بسياري از گروهها و شخصيتهاي سياسي اسلامي كه در كار نهضت، نقشهاي مهم بعهده داشتند يا منزوي شدهاند. و يا حتي مجبور بفرار از مملكت ميشوند. در حالي كه هر گونه اشتباه يا تقصير، قابل جبران است ؟
2 ـ بجاي قاطعيت بيشتر در زدودن امتيازات طبقاتي وپاك كردن عوامل و استضعاف از قيافه جامعه كه بااجراي چند اصل انقلابي اعلام شده متحقق ميگرددشاهدبهكندي گراييدن اين اقدامات هستيم.
3 ـ با وجود تذكرهاي مكرر، برخورد با حوادث كردستان، از جهاتي نامطلوب است، از جمله:
الف: بارها در اظهارات مسوولان آمده كه گروهها و عناصر مخالف با انقلاب از همه جاي ايران بكردستان آمده ومشكلاتاخير را بوجود آوردهاند با اينحال گاهي اين بدنامي بنام ملت ستم كشيده كرد قلمداد ميشود.
ممكن است گاهي با اين امر بخواهند خواستههاي مشروع ملت كرد را با جنايات ضد انقلابها مشتبه سازندوآنرا پايمال كنند.
ب: گرچه همزمان با حوادث پاوه، براي غير سران توطئه و قاتلان درخواست عفو عمومي اينجانب مورد قبول امام قرار گرفت، ولي اين مطلب به مردم بعضي از نقاط مرزها تفهيم يا حتي در باره آنان رعايت نميشود. و لذا هنوز هم احساس عدم امنيت و نگراني و فرار از مرزها ادامه دارد. وجود نا هماهنگي ميان بعضي از مصادر تصميمگيري و ناآشنائي آنان نسبت به گرفتاريهاي مردم اين نگرانيها را بيشتر ميكند.
ج: تقريباً تمام كساني كه سران توطئه يا قاتل بودند. پيش از بروز حادثه فرار كردهاند. و غالب كساني كه ماندهاند. يا مشمول عفواند و يا لااقل، مستوجب اعدام نيستند. اين امر را همچنين قوانين انساندوستانه اسلامي را هنگام ورود آقاي خلخالي، همراه با اخطاري شديد اللحن به ايشان تذكر دادم.اما متاسفانه رعايت نشد.و براي عدهاي كثير پس از تحقيق و بازجوئي چند ساعته فردي با سهولت تمام. حكم اعدام صادر كردند. حتي بعنوان اجراي حد اعدام شرعي، كساني را محكوم به اعدام ميكنند، كه اگر جامعه صد درصد اسلامي و پاكيزه و سالم هم باشد. چنين احكامي نيز صادر نميشود. براي جلوگيري از اين اعمال. از دفتر امام درخواست فرستادن چند نفر قاضي كردم كه آقاي خلخالي به تنهائي كار نكند ( اما باز اين اقدام موثر نبود. تا ناچار مجدداًخواهش كردم. كه امام شخص ديگر را بعنوان قاضي شرع دادگاه انقلاب به كردستان بفرستند).
د: عدهاي ناشناس در نزديكي نقده دست بجنايتي وحشيانه زدند و عدهاي پاسدار را كشتند در برابر اين عمل گروهي بنام "پاسدار نقده" به "ده قارنه" حمله ميكنند و بسيار فجيع و ننگين، دست به كشتار اهالي بيدفاع ميزنند و متاسفانه هنوز اقدامي جدي صورت نگرفته كه عاملان جنايت شناخته شوند و به كيفراعمال خود برسند.
اين مسايل و بسياري مشكلات ديگر كه در همه شئون و حتي در كار گذراندن قانون اساسي وجود دارد براي ذات انقلابي اسلامي ايران و يا لااقل براي تداوم صحيح آن خطري است كه شخصيت استثنائي امام و نفوذ عميق ايشان در عموم، مانع از بروز آثار مرگبار آن ميباشد. اما اگر از هم اكنون چارهاي نينديشيم خدا ناكرده پشيماني سالهاي آينده بسيار سنگين خواهد بود ….. و تنها راه چارهاي كه بنظراينجانب ممكن است وحدت و قدرت و صميميت آغاز انقلاب را تجديد كند اين است كه:
امام هياتي از چهرههاي مختلف مورد اعتماد را ماموريت دهند. كه با ايجاد مركزي در تهران يا قم. تمام وقت و امكان خود را بكار گيرند در:
1ـ تلاش براي ايجاد تفاهم و هماهنگي هر چه بيشتر گروههاي اسلامي با يكديگر و با مسوولان امور، كه اين امر زمينه سوء استفاده از بازار آشفته را، از توطئه گران نيز ميگيرد.… و قدرت پيشترفت منطقي انقلاب را مضاعف مي سازد.
2ـ اعزام گروههايي براي مناطق مختلف و استفاده معقول وجدي از نتايج تحقيقات اين گروهها و ديگران در رفع گرفتاريها و كمبودها و برآوردن خواستهها، با ترتيب دادن اصولي فوري و اسلامي، براي رفتار با مردم مناطق مختلف.
3 ـ همكاري مستمر چند نفر از افراد اين هيات كه داراي ديدها و معلومات و اطلاعات گوناگون باشند، باشوراي انقلاب تا حركت اين شورا، دوري سريعتر پيدا كند.
و در هر حال خدا همه را در اخلاص و صميميت با اسلام و مسلمانان توفيق دهد. پنچشنبه 22/6/58 احمد مفتي زاده(جمهوري اسلامي31/6/1358)
علامه مفتي زاده طي پيامي خطاب به مردم سنندج اعلام كرد:
از هر گونه راهپيمايي و اعتصاب و تحصن خودداري كنيد.
سنندج ـ خبرگزاري پارس:علامه احمد مفتيزاده طي يك پيام تلفني كه از تهران به سنندج فرستاد و از راديوي اين شهر پخش شد. به مردم سنندج هشدار داد از دستزدن به هرگونه راهپيمايي و اعتصاب و تحصن خودداري كنند تا مجالي براي خودنمايي ضد انقلاب فراهم نشود. وي شايعات مختلف در مورد نحوه اقامت خود در تهران را رد كرد و گفت دربست روزي كه از سنندج خارج شدهام در كميسيون شماره هفت مجلس خبرگان مسوول بررسي امور اقتصادي هستم و طي چند روز آينده به سنندج باز ميگردم. بدنبال پخش اين پيام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سنندج نيز از مردم شهر دعوت كرد كه از دست زدن به هر گونه اعتصاب و تظاهرات خود داري كنند تا ضد انقلابيون در صفوف مردم رخنه نكنند.(جمهوري اسلامي16/7/1358)
پيام علامه مفتيزاده به مردم سنندج
سنندج – خبرگزاري پارس: علامه احمد مفتيزاده طي يك پيام تلفني كه از تهران به سنندج فرستاد واز راديو اين شهر پخش شد به مردم سنندج هشدار داد از دست زدن به هر گونه راهپيمايي و اعتصاب و تحصن خودداري كنند تا مجالي براي خودنماي ضد انقلاب فراهم نشود علامه احمد مفتيزاده همچنين شايعات مختلف در مورد نحوه اقامت خود در تهران را رد كرد وگفت: "در بيست روزي كه از سنندج خارج شده ام در كميسيون شماره هفت مجلس خبرگان مشغول بررسي امور اقتصادي هستم و طي چند روز آينده به سنندج بازميگردم. به دنبال پخش اين پيام، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سنندج نيز از مردم شهر دعوت كرد كه از دست زدن به هر گونه اعتصاب و تظاهرات خودداري كنند تا ضد انقلابيون در صفوف مردم رخنه نكنند".(كيهان 16/7/1358)
اظهارات علامه مفتي زاده
سنندج ـ خبرگزاري پارس: علامه مفتي زاده يكشنبه شب گذشته دريك گفتگوي تلفني نقطه نظرهاي خود را در مورد مجلس خبرگان تشريح كرد.
مفتي زاده كه از محل مجلس خبرگان صحبت مي كرد در پاسخ اين سئوال كه نتيجه كار اين اين مجلس و تمديد مدت آن را چگونه ميبيند گفت:
"بنظر من اين عده كه اكنون دستاندركار تدوين قانون اساسي هستند هيچگاه در زمان كم و نه درمدت طولاني نخواهند توانست قانون اسلامي در اختيار ملت بگذارند اما تمديدكارمجلس اين اميد را ميبخشد كه شايد تا زماني كه هنوزدر قانون اساسي، اصل و مهر و موم نشده و نه بصورت غير قابل ترديد به مردم تحميل نگرديده امكان تغيير قيافه اين مجلس و مثلا اجراي پيشنهادي كه اخيرا براي حضرت آيت الله خميني ارسال داشتهام وجود داشته باشد. علامه مفتي زاده در مورد اصل سيزدهم قانون گفت: "شايد خبرگان اگر رقم سيزدهم را به دوازده تغيير دهند و اصل تفرقه مذهبي را بعنوان اصل دوزاده به تصويب برساند نحوست آن از سر جامعه برداشته ميشود اما متاسفانه اعداد واقعيتها را عوض نميكند" وي افزود: طي جلسه روز دوشنبه شانزدهم مهرماه يك بررسي كلي راجع به مسايل گوناگون مربوط به قانون اساسي انجام ميشود كه در آن شركت دارم. سئوال شد، آيا كار شما در اين مجلس تنها منحصر به شركت در كميسيون شماره 7 كه مسايل را بررسي ميكند خواهد بود ؟ وي اظهار داشت: "به علت اشكالاتي كه بعضي از اصول قانون اساسي براي جامعه ايجاد كرده است. من بطور رسمي با كميسيون مذكور هم همكاري ندارم" سئوال شد آيا در مدت سه هفتهاي كه در تهران بسر ميبريد با مقامات مملكتي تماس و گفتگو داشتهايد ؟ وي پاسخ داد: "من بغير از تماس با اعضاي مجلس خبرگان با مقامات ديگر مملكتي ديداري نداشتهام زيرا مهمترين كار فعلي در مملكت ما همين مساله قانون اساسي است و اگر اين قانون اسلامي باشد مشكلاتي كه تا كنون بواسطه رعايت نكردن موازين اسلامي بوجود آمده خود بخود حل خواهد شد اما اگر نقصهايي كه تا حال در بعضي از اصول اين قانون وجود داشته باقي بماند قويترين عوامل اجرايي نيز نمي تواند ستمهاي گوناگوني را كه در جامعه طاغوت زده هنوز بصورت گذشته حكم فرماست برطرف سازند از علامه احمد مفتي زاده در مورد اظهار نظر حجتالاسلام حسني در روزنامه كيهان كه گفته بود در زمستان عرصه را بر دموكراتها تنگ خواهيم كرد سئوال شد.وي در جواب گفت:" متاسفانه يكي از مشكلات كار در كشور ما وجود ناهماهنگي بين مسوولان متعدد امور است.خبرنگار ما سپس نظر ايشان را راجع به تظاهراتي كه به مناسبت چهلمين روز تير باران 9 جوان سنندجي بحكم حاكم شرع انقلاب اسلامي در اين شهر برپا گرديد جويا شد مفتي زاده گفت اين تظاهرات نتيجه طبيعي بي اقدامي شوراي انقلاب و اقدامهاي نا معقول مسوولان امور و اجراي قوانين غير اسلامي مجلس خبرگان ميباشد علامه احمد مفتي زاده در پاسخ آخرين سئوال در مورد اينكه براي حجاج كردستاني بهنگام سفر حج چه پيامي داريد اظهار داشت در مورد مسايل سياسي ايران در حال حاضر نميتوانم سفارشي براي حجاج داشته باشم ولي اميدوارم با رعايت اصول و روابط و اخلاق اسلامي بتوانند با يكديگر تفاهمي برقرار كنند".(جمهوري اسلامي19/7/1358)
راهپيمايي در سنندج
سنندج ـ خبرنگار اطلاعات:در دومين روز اقامت هيات ويژه دولت در سنندج، صبح ديروز گروههاي مختلف مردم سنندج به راهپيمائي در شهر پرداختند و خواستار تحريم مذاكرات شدند ديروز بازار و مغازهها و اكثر ادارات سنندج بحالت تعطيل درآمد. علامه احمد مفتي زاده حاضر نشد در اين مذاكرات شركت كند و در جوابهاشم صباغيان كه خواستار مذاكره با وي شده بود، گفت: "من ديگر با دولت حرفي ندارم شما بعنوان مهمان به شهر ما خوش آمديد اما به عنوان وزير من شما را نخواهم پذيرفت و اصولاً از كلمه وزير خوشم نميآيد".(اطلاعات14/8/1358)
علامه احمد مفتيزاده: جنگ كردستان را عراق به كردها تحميل كرده است.
سنندج ـ علامه احمد مفتيزاده در گفت و گوي اختصاصي با خبرگزاري پارس در سنندج، نقطهنظرهاي خود را در مورد حوادث منطقه غرب كشور، سپاه پاسداران و ساير مسايل منطقه اعلام كرد.
خبرنگار خبرگزاري پارس در اولين سئوال خود گفت:در كردستان شايع است شيخ عزالدين حسيني پس از اطلاع از عدم توجه مقامات مسوول مملكتي به نظرات و عقايدتان پيامي براي شما ارسال داشته و طي آن پشتيباني قاطعانه خود را از شما اعلام داشته است. آيا اين موضوع صحت دارد؟
وي پاسخ داد: خير. من احتياجي به توصيه و سفارش كسي ندارم زيرا اهل ترس نيستم. نظر من اين است كه انقلاب اسلامي پيش از هر چيز بايد با دعوت و تبليغات اسلامي هدفهاي خود را پيش ببرد. اگر اين امر انجام نشود بقيه حركتها بيبنياد است. وي در مورد علت آشفتگيهاي موجود در كار دولت و شوراي انقلاب گفت:
انقلاب ما زودرس بود و بهمين دليل دردسرهاي پيش از انقلاب به بعد از انقلاب موكول شد. وي اضافه كرد:
ما براي پيشبرد انقلاب با ساير مردم كشور همگام شديم كه مبادا برادركشي و جنگ بين سني و شيعه اتفاق بيفتد و به ما مارك ضد انقلابي بچسبانند. تلاش من اين بوده و هست كه قوانين اسلامي پياده شود ولي براستي هيات حاكمه در پياده كردن برنامههاي اسلامي ناتوانند. وي در تشريح چگونگي فضاي سخنرانيهايش در حسينيه ارشاد در تهران در سفر اخير خود گفت: من در كميسيونهاي مجلس خبرگان تلاش زيادي بكار بردم كه قانون اساسي منطبق با قوانين اسلامي به دست بيايد ولي چون پي بردم نتيجه كامل بدست نخواهد داد، يك سلسله سخنراني در حسينيه ارشاد ترتيب دادم و برخلاف نوشته برخي از جرايد، با ابراز احساسات مردم روبرو شدم و شايعه پايين آوردن من از تريبون صحيح نيست.
مفتيزاده در اين گفت و گو فاش كرد: در روزهاي آخر عمر رژيم گذشته صياديان رييس ساواك آذربايجان غربي دفتري را در ساواك كردستان گشوده بود و به مردم ما ميگفت "اين حركت جامعه تشييع است شما اهل تسنن چرا به اين حركت ملحق شدهايد؟!" اينجا بود كه من به كوششهاي خود افزودم كه از اختلافهاي مذهبي سوء استفاده نشود.
مفتيزاده در مورد شوراها گفت: اساس حكومت در اسلام شورا است من در احمد آباد با مرحوم طالقاني بحثهاي زيادي در مورد شورا كردم و گفتم كه شورا ركن عظيم براي رفع مشكلات جامعه است، ولي مسوولان فعلي مملكتي قدرت انقلابي ندارند و از چارچوب مذهب بيرون نميآيند كه به چارچوب دين بپردازند.
مفتيزاده در مورد چگونگي جنگ در مناطق غربي كشور گفت: آمريكا و شوروي ابرقدرتهايي هستند كه بر دنيا حاكمند و ميخواهند جهان سوم اسميبي مسما باشد. اينان هر حركتي را چه در جنوب شرقي آسيا چه در آمريكاي لاتين و چه در شمال آفريقا سركوب كردهاند اساساً ممكن نيست كردهاي ما با قيام مسلحانه امتيازي بدست آورند چون قدرتها از روز اول خاك كردها را قطعه قطعه كردهاند. قطعهاي در تركيه است. قسمتي در ايران و پارهاي در سوريه، لذا كردهاي فهميده روي كمكهاي فعلي صدام حسين نبايد حساب كنند. مگر او با يك مصالحه در الجزاير قدرتهاي عليه شاه را بلافاصله از بين نبرد؟ وانگهي آيا صدام حسين يك روز ملت كرد را نخواهد فروخت؟ امكان ندارد كمكهاي كردهاي تركيه و عراق به كردهاي ما صميمانه باشد، زيرا در خاك خودشان هم كردهاي زيادي زندگي ميكنند. فعلاً كه كردهاي ما آلت دست صدام حسين شدهاند و در جنگي بي حاصل شركت كردهاند.
مفتيزداه تاكيد كرد كه در جنگ فعلي در منطقه غرب كشور كردها پنجاه درصد و دولت پنجاه درصد مقصر است. وي اضافه كرد: كه مساله كردهاي براي خود عراق هم مطرح است. چطور امكان دارد دولت عراق از ته دل به كردهاي ايران كمك كند كه فردا به عنوان حربهاي عليه خودشان در خاك خودشان بكار نيافتد؟ طبيعي است كه صدام حسين ملت كرد را نفهم و بي شعور ميداند. او از نظر مقاصد خويش از حكومت ما ناراحت است، آنوقت ملت كرد، بيچار، بدبخت و ناآگاه را مثل چماق علم كرده و به سر دولت ما ميزند. فردا هم با دولت ما آشتي ميكند دست در دست هم ميگذارند و سر افراد ما بي كلاه ميماند. اين جنگ البته بيشتر به كردها تحميل شده و تحميل از سوي دولت خودمان، خير. تحميل از سوي آنهاست كه خواهان ايجاد دردسر براي انقلاب ما هستند. آنها اين جنگ را به ملت كرد تحميل كردهاند ولي كافيست كه چهل روز مرز بسوي كردها بسته شود كار تمام است. اما بياري خدا ملت كرد روزي بيدار خواهد شد و پي خواهد برد كه تنها راه چاره مذاكرات سياسي است.
خبرنگار خبرگزاري پارس پرسيد: يكي از خواستهاي راهپيمايان و متحصنين و تظاهركنندگان در شهرهاي منطقه غرب، بازگشت سپاهيان پاسدارا غير بوميبه مناطق خويش است.
مفتيزاده گفت: اكثر انسانهايي كه تحصيلات عالي دارند در سپاه پاسداران هستند اما عوامل ساواك هم بي ترديد در اين سپاه رخنه كردهاند و به تدريج بايد سپاهيان پاسدار غير بومي جاي خود را به سپاهيان بوميبدهند، ولي در حال حاضر وضع كردستان آشفته است و اين كار بايد سر فرصت عملي شود.
خبرنگار به مفتيزاده گفت: مردم كردستان شما را امسال چون سال پيش دوست ندارند و خيليها مخالفتهايي عليه شما ميكنند.علت آن چيست؟
وي گفت: كار من به هيچ وجه راضي نگاه داشتن مردم نيست اگر كسي تنها به دنبال احساسات باشد امكان دارد آنكس به موجودي خائن تبديل شود، هدف ما بايد سعادت مردم باشد، كسي كه به جنگ متوسل بشود خيانت كرده است و من نميخواهم وارد جنگ بشوم كه بمن بگويند: "بارك اله " بنابراين من هرگز از مسير خود دور نميافتم. مفتيزاده در مورد فعاليتهاي عوامل شاه مخلوع و نقش آنها در حوادث اخير منطقه غرب كشور گفت: عوامل شاه مخلوع هم اكنون در پنجوين و حلبچه در خاك عراق هستند. اگر مسوولان مملكتي به حرف من توجه ميكردند و همان اوايل كار به ما كمك ميكردند من ميتوانستم هم فراريان را برگردانم و هم پايگاه عوامل شاه مخلوع را در خاك عراق نابود كنم ولي با من همكاري نكردند. در مورد تعطيل روزنامهها و مجلات از سوي دولت كنوني مفتيزاده گفت: اين كار اشتباه بود، اساساً نميبايست از آغاز اجازه انتشار آن نشريات داده ميشد كه بعد تعطيل كنند اين محلول آشفتگي در انقلاب ما بود. (كيهان14/8/1358)
هيات ويژه دولت براي كردستان
پيام مفتي زاده
احمد مفتي زاده نيز طي پيامي اعلام كرد كه هر نوع جنگ افروزي در كردستان ازهر طرف، خيانت به اسلام و خلق كرد است. در اين پيام آمده است: "درمورد حوادثي كه چند روز اخير دركامياران و نقاط ديگر كردستان اتفاق افتاد، در بعضي از روزنامهها مطالبي چاپ كردهاند كه مفاد آن، گوشهاي از ماجرا را مستقيم يا غير مستقيم به صورتي به من نسبت ميدهد، در حاليكه تا كنون چند بار از طرق گوناگون، هم من، هم عدهاي از برادران هم مسير، اعلام كردهايم كه هر گونه درگيري در كردستان را خلاف وظيفه خود ميدانيم". مفتي زاده در بخشي از پيام خود يادآور شده است: "ناچاريم عليرغم تمايل به كنار بودن از هرنوع در گيري، يكبار ديگر اعلام كنيم كه تصميم به كنارهگيري به عنوان يك وظيفه ديني و بخاطر جلوگيري از برخورد بدفرجام گرفته شده و لذا هيچ كدام از طرافهاي در گيري در حوادث كردستان، هرچند به دلايلي به من نسبت داده شوند در هيچ اقدامي، رابطهاي با من ندارند و چنانچه در قبال اوضاع كردستان گرفتن موضع ديگررا وظيفه ديني خود بدانم، بدون تعارف يا بدون واهمه از هر فرد يا گروهي، آنرا اعلام كنيم".(اطلاعات17/11/1358)
مفتي كردستان:مسببان كشتار و تخريب، بايد مجازات شوند.
اعلاميه زير از سوي مفتي كردستان- حاج محمد خالد مفتي زاده - با توجه به وقايع اخير اين خطه انتشار يافت: "بسم الله الرحمن الرحيم" ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد ما بين للناس في الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنم اللاعنون (سوره2 آيه 159)به اطلاع عموم مي رساند كه مبارزات حق طلبانه هريك از افراد جامعه روحانيت و حاميان واقعي قرآن در نهضت آزادي خواهانه ملت ايران، نمايانگر آراء و عقايد هر انسان راستين و زبان حق گوي آنان، بيانگر منويات خدا پسندانه ساير افراد آن جامعه ميباشد. بنابراين اگر تاكنون افرادي ازجامعه روحانيت به علت اكتفا به مبارزه ساير علما و آيات عظام در اين نهضت مقدس كتبا به ابزار آراء و عقايد خود مبادرت ننمودهاند، دليل و مخالفت ايشان با اين مبارزه نبوده و سكوت آنان مشعر بر رضايت از اعمال و رفتار خلاف قرآني و خلاف انساني گردانندگان امور مملكتي، ناديده گرفتن مفهوم آية: و من لم يحكم بما انزلنا فاولئك هم الظالمون -العياذ بالله- نميباشد. بديهي است طبق آيه مذكور درصدر، كتمان و خودداري از بيان اصول و عقايد و احكام اسلامي ، سببب حرمان از رحمت خداوند و طرد از جامعه اسلامي است و اكنون كه ظلم و جور در سراسر ايران به ويژه در شهرستان سنندج به حد اعلي رسيده و افرادي از خدا بي خبر از شرارت و قتل و غارت اموال مردم از هر حيث كوتاهي نكردهاند و ميخواهند اين جنبش ملي و مذهبي را كه براي پايان دادن به ظلم و ستم برپاشده از بين ببرند، وظيفة عيني اسلامي و انساني هر فردي است كه به نوبة خود براي به هدف رسيدن اين نهضت مقدس و رستگاري از استبداد و استثمار چندين ساله، همگام و هم صدا با ديگران به مبارزه برخيزد. بنابراين اينجانب به عنوان مرجع افتاي اهل تسنن، با انتشار اين اعلاميه، وقايع تأسف انگيز چند روز اخير سنندج و ساير مناطق ايران را كه سبب كشتار مردم بي گناه و غارت و تخريب مغازهها و به آتش كشيدن حسينيه سنندج به دست اشخاص خدانشناس و خائن به ملت شده محكوم نموده خواستار مجازات مسببان ميباشم.ضمنا متذكر ميشود كه شايعه بي اساس و نامعقول تجزيه طلبي قوم كرد از طرف مغرضان و دشمنان اين قيام ملي و اسلامي هدفي جز خنثي كردن مبارزات آزادي خواهانه مردم ستمديده و محروم از حقوق فرهنگي و اجتماعي كردستان در نهضت ملت ايران در بر ندارد. در خاتمه اكيدا اعلام ميدارد كه تكرار اينگونه اعمال خلاف انساني و اقدام به جعل و اشاعه اين قبيل شايعات تفرقهانداز، سبب برانگيختن خشم و انتقام جويي ملت غيور كرد از مسببان خواهد شد. والسلام علي من تبع هدي دوشنبه 30صفر 1399برابر با 9بهمن 1358-حاج محمد خالد مفتي زاده- مفتي كردستان(اطلاعات17/11/1358)
علامه مفتيزاده به سنندج باز ميگردد.
كرمانشاه ـ خبرنگار كيهان: براساس اطلاعيهاي كه روز جمعه توسط دفتر علامه احمد مفتيزاده در اختيار خبرنگار كيهان در كرمانشاه گذاشته شد علامه مفتيزاده در پاسخ به تقاضاهاي مكرر برادران و خواهران كرد خود جهت بازگشت به سنندج و ايفاي نقش مفتي كردستان اعلام آمادگي كرده است، در قسمتي از اين اطلاعيه آمده است در جواب محبت و اعتمادي كه نسبت به اين برادر خدمتگزار خود ابراز داشتهاي و خواستهاي تا وظيفهاي را كه مرحوم عمو و پدر و جدم به عنوان مفتي كردستان ايفا كردهاند به عهده بگيرند بدين وسيله اعلام ميدارم به همان ترتيب كه در گذشته اين وظيفه را عملاً تعهد كردهام از اين به بعد رسماً آن را ميپذيرم. (كيهان 6/6/1359)

